با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 4، شماره 2، دی 1392 
مقالات پژوهشی

بررسی و خالص‌سازی توده‌های بومی لوبیاچیتی در استان زنجان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41153

مسعود کامل شیخ‌رجه، سیدحسین ناظر کاخکی، سیده‌‌سودابه شبیری

چکیده این تحقیق به‌منظور خالص‌سازی توده‌های بومی لوبیاچیتی انجام شد. در سال اول (1382)، 11توده محلی از مناطق عمده کشت لوبیاچیتی جمع‌آوری و کشت گردید. بر اساس معیار انتخاب تک‌بوته از قبیل عملکرد بالا، زودرسی، تعداد زیاد غلاف و متحمل در برابر آفات و بیماری‌ها، تک‌بوته‌ها انتخاب شدند. در سال دوم، بذور تک‌بوته‌های انتخابی را به‌همراه دو شاهد COS16 و تلاش (هر 5 لاین، یک شاهد) در یک آزمایش مقدماتی مقایسه عملکرد بدون تکرار آگومنت مورد بررسی و 23لاین با صفات برتر ذکر شده در بالا انتخاب گردید. در سال سوم، این لاین‌ها به‌همراه دو شاهد تلاش و COS16 در یک آزمایش لاتیس مربع 5×5 با دو تکرار، کشت شده و از این آزمایش، 9لاین برتر انتخاب شد. در سال چهارم، این لاین‌ها با سه شاهد COS16 و تلاش و رقم محلی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار برای مشخص‌شدن لاین‌های برتر، مورد بررسی قرار گرفت. در سال پنجم، از شش لاین انتخاب‌شده در سال گذشته، سه لاین خالص، خصوصیات بهتری نشان دادند. برای تعیین سازگاری با محیط، عملکرد بهتر و سایر صفات زراعی، سه لاین انتخاب‌شده از استان زنجان با لاین‌های برتر و خالص محلی از استان فارس در طرح سازگاری منطقه‌ای مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسات میانگین نشان داد که عملکرد لاین‌های لوبیا‌چیتی در سطح 5درصد، معنی‌دار است. لاین‌های Z1 (زنجان) و E10و E9 (اقلید) به‌ترتیب با عملکرد 2546، 2328 و 2313کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد را نسبت به شاهدهای آزمایش دارا بودند.

مقالات پژوهشی

گروهبندی تعدادی ژنوتیپ نخود کابلی با استفاده از روشهای آماری چندمتغیره

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41258

هادی‌محمد علی‌پور یامچی، محمدرضا بی‌همتا، سیدعلی پیغمبری، محمدرضا نقوی، ناصر مجنون‌حسینی

چکیده به‌منظور ارزیابی و شناخت تنوع ژنتیکی و تعیین روابط ژنتیکی 64ژنوتیپ نخود کابلی، آزمایشی در قالب طرح لاتیس ساده (8×8) در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال زراعی 89- 1388 اجرا گردید. نتایج همبستگیهای فنوتیپی نشان داد که عملکرد دانه در بوته به‌ترتیب با صفات وزن دانه با غلاف، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلافهای پُر، وزن100دانه، قطر دانه و قطر شاخه اصلی، همبستگی مثبت معنیداری در سطح احتمال 1درصد و با تعداد روز تا گلدهی و تعداد روز تا غلافدهی، همبستگی منفی معنیداری نشان داد. البته مقادیر عددی این همبستگیها کم بود که ممکن است دال بر عدم وجود همبستگی ژنتیکی بین صفات باشد که در نتیجه، اهمیت بیولوژیک آنها را کاهش می‌دهد. بر اساس تجزیه به عاملها، چهار عامل که در مجموع 79درصد از تغییرات موجود در کل دادهها را توجیه کردند، انتخاب شدند. عامل اول و دوم که بیشترین تغییرات واریانس دادهها را توجیه کردند، شامل صفات وزن100دانه، ارتفاع بوته، طول و قطر غلاف، طول و قطر دانه، صفات تعداد غلافهای پُر، وزن دانه با غلاف، عملکرد بیولوژیک، صفات عملکرد دانه در بوته و قطر شاخه اصلی بودند. سپس از این دو عامل، جهت به‌دست‌آوردن پراکنش و شناسایی ژنوتیپهای برتر در دستگاه مختصات استفاده شد و ژنوتیپهای 2، 22، 29، 36،120، 139، 198، 239، 335، 345، 356، 357، 375، 473، 474، 534، 552، 555 و 629 به همراه ژنوتیپهای شاهد جم (998) و کوروش (999) که از نظر عاملهای اول و دوم، مثبت و بالاتر بودند، به‌عنوان ژنوتیپهای برتر انتخاب شدند. با توجه به نتایج تجزیة خوشهای بر اساس صفات مورفولوژیک، ژنوتیپهای مورد بررسی در پنج گروه، دستهبندی شدند که ژنوتیپهای گروه سوم و چهارم از نظر اکثر صفات زراعی مورد بررسی و عملکرد، میانگین بالاتری را در میان سایر گروهها و همچنین میانگین کل ژنوتیپها داشتند و در عین حال نسبت به سایر گروهها، زودرستر نیز بودند. بنابراین با توجه به نتایج تجزیة خوشه‌ای، میتوان از تلاقی ژنوتیپهای گروه سوم و چهارم و ژنوتیپهای شاهد جم و کوروش، برای تولید ژنوتیپهای جدید با عملکرد بالا بهره جست.

مقالات پژوهشی

واکنش خصوصیات فنومورفولوژیک ارقام عدس (Lens culinaris Medik.) به آبیاری تکمیلی در شرایط مشهد

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41259

فریده‌سادات حسینی، احمد نظامی، مهدی پارسا، کمال حاج‌محمدنیا قالی‌باف

چکیده در مناطق خشک و نیمه‌خشکی مانند ایران، آبیاری تکمیلی عاملی مهم در رشد و نمو عدس می‌باشد. به‌منظور بررسی اثر آبیاری تکمیلی بر خصوصیات فنولوژیک و مورفولوژیک سه رقم عدس (Lens culinaris Medik.)، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به‌صورت اسپلیت‌بلوک در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. در این آزمایش، آبیاری تکمیلی (آبیاری در تمام مراحل فنولوژی گیاه، انجام یک‌بار آبیاری در هر کدام از مراحل شاخه‌دهی، گل‌دهی، غلافدهی، پُرشدن دانه‌ها و بدون آبیاری طی فصل رشد) به‌عنوان فاکتور اصلی (کرت نواری)، و سه رقم عدس (رباط، کالپوش و گچساران) به‌عنوان فاکتورهای فرعی درنظرگرفته شدند. نتایج نشان داد انجام یک نوبت آبیاری تکمیلی در هر کدام از مراحل گلدهی، غلافدهی و پُرشدن دانه عدس در مقایسه با آبیاری تکمیلی در مرحله شاخه‌دهی، منجر به افزایش معنی‌دار (01/0p≤) دورة رشد زایشی گیاه شد. آبیاری کامل نیز کل دوره رشد گیاه را حدود 12درصد (بر اساس درجه‌روز) نسبت به تیمار بدون آبیاری افزایش داد. اثر متقابل آبیاری×رقم نیز بر رشد رویشی و کل دوره رشد گیاه، معنی‌دار (01/0p≤) بود، به‌طوری‌که در رقم رباط، تأخیر در آبیاری تا مرحله پُرشدن دانه سبب کاهش 5/9درصدی طول دورة رشد رویشی (بر اساس درجه‌روز) نسبت به شرایط آبیاری کامل شد و در رقم کالپوش، آبیاری در مرحلة غلافدهی، تعداد درجه‌روز رشد را حدود 9درصد نسبت به تیمار بدون آبیاری افزایش داد. آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی، تعداد شاخه در بوته را به میزان 14درصد نسبت به تیمار آبیاری در مرحله پُرشدن دانه افزایش داد، در‌حالی‌که آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی سبب افزایش 33درصدی وزن‌خشک شاخه نسبت به تیمار بدون آبیاری شد. همچنین آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی در ارقام رباط، کالپوش و گچساران، وزن‌خشک شاخه را نسبت به تیمار بدون آبیاری به‌ترتیب حدود 17، 31 و 59درصد افزایش داد. اثر متقابل آبیاری×رقم بر طول و وزن‌خشک شاخه و عملکرد دانه در عدس معنی‌دار (01/0p≤) بود. در رقم گچساران، عدم آبیاری سبب کاهش30درصدی طول شاخه در گیاه نسبت به تیمار آبیاری کامل شد، در صورتی‌که این کاهش در رقم کالپوش، حدود 21درصد بود. همچنین آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی طول شاخه را در ارقام رباط، کالپوش و گچساران به‌ترتیب 18، 23 و 27درصد نسبت به تیمار آبیاری تکمیلی در مرحلة پُرشدن دانه افزایش داد. همبستگی مثبت و معنی‌داری بین دورة رشد رویشی و زایشی با طول ساقه (به‌ترتیب *26/0=r و **34/0=r) و دورة رشد زایشی با طول شاخه (*30/0=r)، وزن‌خشک ساقه و شاخه (به‌ترتیب **37/0=r و **41/0=r) و عملکرد دانه (**34/0=r) مشاهده شد. همچنین بین عملکرد دانه با طول ساقه (*32/0=r)، تعداد و طول شاخه (به‌ترتیب **44/0=r و **53/0=r) و وزن‌خشک ساقه و شاخه (به‌ترتیب **42/0=r و **36/0=r) همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود داشت. به‌نظر می‌رسد انجام یک نوبت آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی در بهبود خصوصیات رشدی و عملکرد عدس، مؤثرتر بوده است.

مقالات پژوهشی

بررسی ویژگی های فنولوژیک و عملکرد سه رقم ماش (Vigna radiate (L.) Wilezek) در واکنش به کم‌آبیاری در منطقة سیستان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41263

جعفر زارع زارگز، محمد گلوی

چکیده کمبود آب، مهم‌ترین عامل محدودکننده تولیدات زراعی در مناطق خشک و نیمه‌خشک است؛ لذا بررسی اثرات کم‌آبیاری بر رفتار گیاهان زراعی از اهمیت به‌سزایی برخوردار می باشد. به‌منظور ارزیابی اثر زمآنهای مختلف تنش خشکی بر ویژگی های فنولوژیک ماش، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خُردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده کشاورزی دانشگاه زابل در سال زراعی 1389-1388 به‌اجرا درآمد. کم‌آبیاری شامل 1) آبیاری بر اساس 45درصد تخلیه رطوبت قابل‌استفاده خاک در کل دوره رشد (شاهد)، 2) آبیاری بر اساس70درصد تخلیه رطوبت قابل‌استفاده خاک در کل دوره رشد، 3) آبیاری بر اساس70درصد تخلیه رطوبت قابل‌استفاده خاک در مرحله رویشی (از کاشت تا گلدهی) و 4) آبیاری بر اساس70درصد تخلیه رطوبت قابل‌استفاده خاک در مرحله زایشی (از گلدهی تا رسیدگی کامل) به‌عنوان عامل اصلی و ارقام ماش (رقم محلی سیستان، گوهر و پرتو) به‌عنوان عامل فرعی لحاظ شدند. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای کم‌آبیاری، رقم و برهمکنش آنها بر ویژگی های فنولوژیک شامل تعداد روز از کاشت تا ظهور جوانه گل، تعداد روز از کاشت تا رسیدن اولین نیام، تعداد روز از کاشت تا رسیدگی کامل و تعداد روز از ظهور جوانه گل تا رسیدگی کامل، و نیز عملکرد و اجزای عملکرد، بسیار معنی‌دار بود. اما اثر کم‌آبیاری بر تعداد روز از ظهور جوانه گل تا رسیدگی کامل تنها در سطح 5درصد معنی‌دار بود. نتایج نشان داد که رقم محلی سیستان، مقاوم ترین رقم در برابر اِعمال کم‌آبیاری در مراحل مختلف نموی بود و بیشترین عملکرد دانه و بالاترین مقادیر اجزای عملکرد را به خود اختصاص داد.

مقالات پژوهشی

بررسی جوانه‌زنی ژنوتیپ‌های عدس (Lens culinaris Medik) تحت رژیم‌های دمایی و تنش خشکی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41266

مهدی پارسا، علی گنجعلی، عبدالله بیک‌خورمیزی

چکیده جوانه‌زنی و سبزشدن سریع بذر، یک عامل مهم تعیین‌کننده عملکرد نهایی گیاهان است. تنش‌های خشکی و دمایی، مهم‌ترین عوامل غیرزیستی تهدیدکننده گیاهان به‌ویژه عدس می‌باشند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تیمارهای مختلف دمایی (شامل 5، 10، 15، 20، 25 و 30‌درجة‌سانتی‌گراد) و چهار سطح خشکی (شامل پتانسیل‌های 4- ، 8-، 12- و 16-بار) به‌همراه شاهد (صفر) بر درصد و سرعت جوانه‌زنی ژنوتیپ‌های عدس انجام شد. آزمایش در محیط کنترل‌شده به‌صورت اسپلیت‌پلات‌فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد بذرهای جوانه‌زده به‌صورت روزانه ثبت گردید و درصد و سرعت جوانه‌زنی محاسبه شد. هیچ‌یک از ژنوتیپ‌ها در پتانسیل‌های آب 8- ، 12- و 16-بار، جوانه‌زنی نداشتند و لذا سطوح فوق از آزمایش حذف شدند. نتایج نشان داد که دما، تنش خشکی و برهمکنش دما و تنش خشکی، تأثیر معنی‌داری بر درصد و سرعت جوانه‌زنی ژنوتیپ‌های عدس داشتند. در تیمارهای دمایی پایین و بالا، درصد و سرعت جوانه‌زنی در ژنوتیپ‌های عدس، کاهش یافت. همچنین درصد و سرعت جوانه‌زنی تمام ژنوتیپ‌ها در مواجهه با تنش خشکی نسبت به شرایط مطلوب، کاهش نشان داد. در واقع، تنش خشکی موجب گردید تا فرایندهای فیزیولوژیک و متابولیک جوانه‌زنی، تحت تأثیر قرار گرفته و میزان و سرعت انجام آنها کاهش یابد. از طرفی فرایندهای جوانه‌زنی، اغلب آنزیمی‌و فعالیت آنزیم‌ها نیز متأثر از دما است. به‌طورکلی متوسط دامنه دمای مطلوب برای جوانه‌زنی این ژنوتیپ‌ها در شرایط تنش و بدون تنش، مشابه و حدود 15 تا 20درجة‌سانتی‌گراد برآورد شد.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر کم‌آبیاری و محلول‌پاشی با مواد طبیعی بر ویژگی‌های رویشی ارقام نخود (Cicer arietinum L.)

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41272

مهدی حق‌پرست، سعیده ملکی فراهانی

چکیده به‌منظور بررسی اثر کم‌آبیاری و محلول‌پاشی مواد طبیعی (اسید هیومیک و عصاره جلبک دریایی) بر خصوصیات رویشی نخود، آزمایشی در سه تکرار در سال زراعی90-1389 به‌صورت کرت دوبار خُردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در شهرستان میامی‌(شاهرود) انجام شد. عامل اصلی، تنش خشکی در چهار سطح آبیاری کامل (شاهد)، قطع آب در مراحل گلدهی، غلافدهی و گلدهی تا برداشت و عامل فرعی، محلول‌پاشی با مواد طبیعی در سه سطح محلول‌پاشی با آب‌مقطر (شاهد)،‌ محلول‌پاشی با اسید هیومیک و محلول‌پاشی با عصاره جلبک دریایی و عامل فرعی-فرعی، شامل ارقام هاشم، 482ILC و محلی بودند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که اثر تنش خشکی بر روی تعداد شاخه اصلی، تعداد شاخه جانبی و عرض بوته، معنی‌دار است. همچنین اثر رقم بر روی صفات تعداد شاخه اصلی، ‌تعداد شاخه جانبی، ارتفاع بوته و عرض بوته معنی‌دار بود. اثر متقابل تنش در محلول‌پاشی و رقم در محلول‌پاشی بر روی تعداد شاخه فرعی، معنی‌دار بود. اثر متقابل تنش در رقم بر روی تعداد شاخه فرعی و عرض بوته معنی‌دار گردید. تنش خشکی به‌خصوص از مرحله گلدهی تا برداشت، از طریق کاهش شاخه‌دهی و قطر سایه‌انداز، باعث کاهش رشد ارقام مختلف شد، ولی محلول‌پاشی با مواد طبیعی به‌خصوص عصاره جلبک دریایی توانست باعث افزایش رشد گیاهان تحت تنش خشکی شود. در میان ارقام مختلف، رقم محلی کارآیی بیشتری در استفاده از مواد طبیعی داشت، اگرچه رقم هاشم به‌لحاظ تمامی‌ صفات، برتر از سایر ارقام بود.

مقالات پژوهشی

بررسی اثرات تنش خشکی بر فتوسنتز، فلوئورسانس کلروفیل و میزان رنگدانه‌های فتوسنتزی ژنوتیپ‌های متحمل و حساس نخود (Cicer arietinum L.)

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41277

راهله رهباریان، رمضانعلی خاوری‌نژاد، علی گنجعلی، عبدالرضا باقری، فرزانه نجفی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات تنش خشکی بر فتوسنتز، فلوئورسانس کلروفیل و میزان رنگدانه‌های فتوسنتزی آزمایشی با دو ژنوتیپ کاندیدای متحمل به خشکی شامل MCC392 و MCC877 و دو ژنوتیپ کاندیدای حساس به خشکی شامل MCC68 و MCC448 در دو تیمار تنش خشکی ( 25درصد ظرفیت زراعی) و بدون تنش (ظرفیت زراعی) در اتاقک رشد در شرایط کنترل‌شده انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد و میزان فتوسنتز، فلوئورسانس کلروفیل و رنگدانه‌های فتوسنتزی آنها در مراحل گیاهچه‌ای، گلدهی و غلافدهی مورد سنجش و ارزیابی قرارگرفت. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که میزان اسیمیلاسیون CO2، تعرق و کارآیی فتوسیستمΙΙ در شرایط تنش خشکی به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. کارآیی مصرف آب در شرایط تنش خشکی در همه ژنوتیپ‌های مورد بررسی افزایش یافت. تأثیر تنش خشکی بر میزان اسیمیلاسیون CO2 و کارآیی فتوسیستمΙΙ در ژنوتیپ‌های متحمل به تنش خشکی کمتر از ژنوتیپ‌های حساس بود. ژنوتیپ‌های متحمل به تنش، کارآیی مصرف آب بیشتری نسبت به ژنوتیپ‌های حساس داشتند. تنش خشکی، تغییر چندانی در میزان کلروفیلa ایجاد نکرد، با این حال، میزان کلروفیلb در شرایط تنش خشکی، در همه ژنوتیپ‌های مورد بررسی افزایش یافت. نتایج این آزمایش نشان داد که عملکرد بهتر فتوسیستمΙΙ در شرایط تنش خشکی و همچنین بیشتر‌بودن کارآیی مصرف آب و اسیمیلاسیون CO2 در شرایط تنش خشکی، می‌تواند نشان‌دهندة متحمل‌بودن ژنوتیپ‌ها به خشکی باشد، بنابراین این صفات می‌توانند به‌عنوان معیار‌های مناسبی جهت شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل به تنش خشکی مورد استفاده قرار گیرند.

مقالات پژوهشی

تأثیر سالیسیلیک اسید بر جوانه‌زنی، صفات رشد و برخی از پارامترهای فیزیولوژیک دو ژنوتیپ نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط تنش خشکی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41301

مریم شوریابی، پروانه ابریشم‌چی، علی گنجعلی

چکیده سالیسیلیک اسید (SA) یک تنظیم‌کننده رشد گیاهی است که نقش آن در مسیر پیام‌رسانی در پاسخ به تنش‌های مختلف زیستی و غیرزیستی تأیید شده است. به‌منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف SA بر صفات مورفوفیزیولوژیک مربوط به مراحل جوانه‌زنی و گیاهچه‌ای دو ژنوتیپ نخود، دو آزمایش جداگانه در پژوهشکده علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد در سال1388 صورت گرفت. آزمایش اول با چهار غلظت SA (0، 25/0، 5/0 و 75/0میلی‌مولار) و چهار سطح تنش خشکی ناشی از پلی‌اتیلن‌گلایکول6000 (0، 4-، 8- و 12-‌بار) و آزمایش دوم با سه غلظت SA شامل: 0، 5/0و 1میلی‌مولار و دو شرایط تنش خشکی (25درصد ظرفیت زراعی) و بدون تنش (100درصد ظرفیت زراعی) انجام شد. هر دو آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترل‌شده انجام شد. در آزمایش اول، بذور قبل از کشت در محلولSA با غلظت‌های مختلف خیسانده شدند و جوانه‌زنی و رشد گیاهچه‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش دوم، دو هفته بعد از کاشت بذرها، محلول سالیسیلیک اسید (5/0 و 1میلی‌مولار) و آب‌مقطر (به‌عنوان شاهد) بر روی برگ‌ها اسپری شدند. این تیمار با فواصل10روز و در مجموع، سه‌بار انجام شد. نتایج نشان داد تنش خشکی در مرحلة جوانه‌زنی، درصد و سرعت جوانه‌زنی را کاهش داد. پیش‌تیمار بذور با محلول SA نیز موجب کاهش جوانه‌زنی شد، درصورتی‌که SA در مرحله گیاهچه‌ای تا حدی توانست رشد گیاهچه‌ها را (به‌ویژه در ژنوتیپ MCC414) بهبود بخشد. تنش خشکی رشد اندام هوایی و ریشه، پتانسیل آب و مقدار کلروفیل کُل را کاهش داد، ولی مقاومت روزنه‌ای را افزایش داد. در شرایط تنش خشکی، استفاده از SA، از طریق افزایش قطر ریشه و تعدیل رشد طولی اندام هوایی، مجموع طول ریشه‌ها و نسبت ریشه به ساقه (R/S) توانست در بهبود صفات رشدی، مؤثر واقع شود. از طرف دیگر، این تنظیم‌کنندة رشد، در غلظت‌های مختلف 5/0و 1میلی‌مولار توانست در شرایط تنش خشکی، پتانسیل آب برگ را بهبود بخشد. در این آزمایش، ژنوتیپ MCC414 در مقایسه با MCC361 از حساسیت به خشکی بیشتری برخوردار بود.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر محلول‌پاشی نانوکامپوزیت آهن بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی تلقیح‌شده با باکتری ریزوبیوم (Rhizobium leguminosarum) در شرایط مزرعه‌ای گیلان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41302

فرشته جهان‌آرای کلشتاجانی، سیدمصطفی صادقی، مجید عاشوری

چکیده با هدف کاهش مصرف کودهای شیمیایی در تولید محصولات زراعی و با توجه به نقش مهم عناصر ریزمغذی نظیر آهن در افزایش عملکرد این محصولات، اثر نانوکامپوزیت آهن بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی تلقیح‌شده با باکتری ریزوبیوم طی آزمایشی به‌صورت فاکتوریل با طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال1390 در شهرستان سیاهکل اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل نانو کامپوزیت آهن (عدم محلول‌پاشی و محلول‌پاشی)، باکتری تثبیت‌کنندة نیتروژن (تلقیح و عدم‌تلقیح) و چهار ژنوتیپ لوبیاچیتی به نام‌های (صدری، تلاش، خمین و محلی گیلان) بودند. نتایج تجزیه واریانس، اختلاف معنی‌داری را برای عملکرد دانه در ارقام مختلف نشان داد. نتایج مقایسه میانگین نیز نشان داد که در برهمکنش سه عامل رقم با باکتری و نانوکامپوزیت، رقم خمین در تلقیح با باکتری و محلول‌پاشی با عملکرد دانه 75/5‌تُن در هکتار بیشترین مقدار را به خود اختصاص داد. رقم خمین با محلول‌پاشی نانوکامپوزیت آهن با 73/5 بیشترین تعداد دانه در غلاف را دارا بود. در برهمکنش ارقام و تلقیح باکتری نیز رقم خمین با تلقیح باکتری با 8/5 بیشترین تعداد دانه در غلاف را نشان داد. همچنین در برهمکنش ارقام در تلقیح باکتری و محلول‌پاشی با نانوکامپوزیت، رقم خمین با تلقیح باکتری و با محلول‌پاشی نانوکامپوزیت دارای بیشترین تولید دانه در غلاف با 87/5 گردید. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در آزمایش منطقه مذکور، محلول‌پاشی نانوکامپوزیت آهن و تلقیح با باکتری ریزوبیومی موجب افزایش تعداد دانه در غلاف و عملکرد دانه گردید.

مقالات پژوهشی

بررسی اثرات بقایای شبیه‌سازی‌شدة علف‌کش‌های فورام‌سولفورون، ریم‌سولفورون و نیکوسولفورون در خاک بر رشد حبوبات در شرایط گلخانه

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i2.41303

ابراهیم ایزدی دربندی، مسعود آزاد

چکیده به‌منظور بررسی حساسیت گیاهان زراعی نخود، عدس، لوبیا، گندم، جو و کلزا به بقایای علف‌کش‌های فورام‌سولفورون، ریم‌سولفورون و نیکوسولفورون در خاک، آزمایشی گلخانه‌ای به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. عوامل مورد بررسی در این آزمایش شامل علف‌کش‌های مختلف (ریم‌سولفورون، فورام‌سولفورون و نیکوسولفورون)، غلظت‌های شبیه‌سازی‌شده علف‌کش‌ها در خاک (صفر، 1/0، 2/0، 4/0، 9/0 و 3/1‌میکروگرم در کیلوگرم خاک برای ریم‌سولفورون، صفر، 10، 20، 40، 80 و 120‌میکروگرم در کیلوگرم خاک برای فورام‌سولفورون و صفر، 9، 18، 36، 72 و 108‌میکروگرم در کیلوگرم خاک برای نیکوسولفورون که به‌ترتیب شامل صفر، 5/2، 5، 10، 20 و 30‌درصد مقدار توصیه‌شده هر علف‌کش هستند) و گیاهان زراعی (نخود، عدس، لوبیا، گندم، جو و کلزا ) بودند. جهت تحلیل نتایج آزمایش، 30‌روز پس از سبزشدن گیاهان، ‌درصد بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشة آنها اندازه‌گیری شد. نتایج نشان دادند که‌ درصد بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشه گیاهان مورد مطالعه تحت تأثیر معنی‌دار بقایای فورام‌سولفوران، ریم‌سولفوران و نیکوسولفوران قرار گرفت. با افزایش غلظت فورام‌سولفورون و نیکوسولفورون در خاک، صفات مذکور در تمام گیاهان به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. با افزایش غلظت ریم‌سولفورون در خاک، صفات مذکور فقط در کلزا به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. بر اساس شاخص ED50، لوبیا (05/99 و 65/34‌میکروگرم در کیلوگرم خاک به‌ترتیب در علف‌کش‌های فورام‌سولفورون و نیکوسولفورون) و جو (07/0 و 003/0‌میکروگرم در کیلوگرم خاک به‌ترتیب در علف‌کش‌های فورام‌سولفورون و نیکوسولفورون)، به‌ترتیب متحمل‌ترین و حساس‌ترین گیاهان زراعی به بقایای فورام‌سولفورون و نیکوسولفورون بودند. از سوی دیگر، بر اساس شاخص ED50، جو (02/216‌میکروگرم در کیلوگرم خاک) و کلزا (29/2‌میکروگرم در کیلوگرم خاک) به‌ترتیب متحمل‌ترین و حساس‌ترین گیاهان زراعی به بقایای ریم‌سولفورون بودند.