با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 4، شماره 1، خرداد 1392 
مقالات پژوهشی

مطالعۀ عملکرد دانه و غلاف سبز و اجزای عملکرد دانه تحت تأثیر فاصلۀ بین و داخل ردیف‌ در باقلا رقم برکت

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.32949

اسماعیل گل‌چین، ابراهیم زینلی، کامبیز پوری

چکیده گسترش کشت باقلا (Vicia faba L.) می‌تواند پایداری سیستم‌های زراعی را بهبود بخشیده و مزایای مهم دیگری را درپی داشته باشد. با این حال، در رابطه با جنبه‌های مختلف مدیریت تولید این گیاه، اطلاعات اندکی وجود دارد. از این‌رو، این آزمایش به‌منظور مطالعه واکنش عملکرد و اجزای عملکرد دانه و غلاف سبز و تعدادی دیگر از ویژگی‌های زراعی باقلا رقم برکت به فاصلۀ بین و داخل ردیف‌ در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی به صورت فاکتوریل در سه تکرار در سال زراعی 89-1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل فاصلۀ بین ردیف (15،30، 45 و60سانتی‌متر) و فاصلۀ بین بوته‌ها در ردیف (5،10و 15سانتی‌متر) بود. نتایج تجزیه واریانس، حاکی از تأثیر معنی‌دار فاصلۀ بین و داخل ردیف و اثر متقابل آنها بر عملکرد غلاف سبز، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک بود. با افزایش فاصلۀ بین ردیف‌ها عملکردها کاهش یافتند و در هر یک از فاصلۀ بین ردیف‌ها به‌استثنای فاصلۀ 15سانتی‌متر، با افزایش فاصلۀ داخل ردیف‌ها عملکرد کاهش یافت. در فاصلۀ بین ردیف 15سانتی‌متر، کمترین عملکرد دانه و غلاف سبز از فاصلۀ داخل ردیف 5سانتی‌متر به‌دست آمد؛ اما بین دو فاصلۀ دیگر، اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. به‌طورکلی، در این مطالعه با افزایش تراکم بوته بین 11 و 67بوته و همچنین در تراکم‌های برابر، در تیمارهای با توزیع یکنواخت‌تر بوته‌ها عملکردها بهبود یافتند. در میان اجزای عملکرد، اندازۀ دانه تحت تأثیر فاکتورهای آزمایش قرار نگرفت. تعداد دانه در غلاف فقط تحت تأثیر فاصلۀ داخل ردیف قرار گرفت؛ اما تعداد غلاف در بوته به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر هر دو فاکتور و اثر متقابل آنها قرار گرفت. تغییر تعداد غلاف در واحد سطح، مهم‌ترین دلیل تغییرات عملکرد بود. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از واکنش قابل‌توجه عملکرد باقلا به فاصلۀ بین و داخل ردیف و ضرورت مطالعه اثر متقابل این فاکتورها با سایر عوامل مانند تاریخ کاشت و رقم می‌باشد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی کاشت بقولات به‌عنوان گیاهان جایگزین در نظام زراعی آیش-گندم در استان خراسان شمالی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33506

احمد نظامی، عبدالرضا باقری، مرتضی عظیم زاده، علی اکبر محمودی، علی بزرگمهر

چکیده نتایج بررسی‌های برخی از محققان نشان می‌دهد که در مناطق خشک و نیمه‌خشک، کاربرد طولانی‌مدت آیش در نظام‌های زراعی متکی بر کشت گندم، سبب افزایش فرسایش و کاهش حاصل‌خیزی خاک می‌شود و کاشت بقولات به‌عنوان محصول جایگزین آیش ممکن است سبب بهبود پایداری تولید گردد. این پژوهش با هدف مطالعة امکان جایگزینی بقولات در سیستم تناوبی رایج کشت غلات (آیش-گندم) در خراسان شمالی با استفاده از شش الگوی تناوبی دوساله شامل گندم-گندم، آیش-گندم، نخود-گندم، عدس-گندم، ماشک علوفه‌ای-گندم و یونجة یکساله-گندم در استان خراسان شمالی (ایستگاه تحقیقات منابع‌طبیعی و امور دام خراسان در سیساب-بجنورد) طیّ چهار سال (از سال زراعی 82-1381 تا سال زراعی 85-1384) و در قالب دو دورة تناوبی دوساله اجرا شد. در بررسی میانگین بیوماس گیاهان جایگزین آیش در دو سال زراعی 82-1381 و 84-1383 مشاهده شد که بیوماس گندم، بیش از بیوماس بقولات بود و در بین بقولات مورد مطالعه، بیوماس ماشک و عدس نیز بیش از بیوماس نخود و یونجه بوده است. از نظر عملکرد دانه نیز عملکرد گندم (9/159گرم در مترمربع) بیش از عملکرد عدس و نخود (به‌ترتیب با 8/86 و 3/83گرم در مترمربع) بوده است. میانگین عملکرد گندم در دو دورة تناوبی به‌طور معنی‌داری (05/0 P

مقالات پژوهشی

بررسی تنوع ژنتیکی و روابط بین صفات زراعی در نمونه های انتخابی کلکسیون لوبیا

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33510

شاهین واعظی، رقیه چراغ افروز، احمد عباسی مقدم

چکیده تنوع ژنتیکی موجود برای صفات در لوبیا می‌تواند در برنامه های بِه‌نژادی آن و انتخاب ژنوتیپ های با صفات زراعی مطلوب مورد استفاده قرار گیرد. به‌منظور بررسی تنوع ژنتیکی صفات زراعی و کیفیت دانه و تعیین روابط میان عملکرد دانه و برخی صفات مورفولوژیکی، تعداد 52نمونه لوبیا (Phaseolus vulgaris) در مزرعه تحقیقاتی بانک‌ژن گیاهی ملی ایران در مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال‌وبذرکرج در سال1390 مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با دو تکرار انجام پذیرفت. صفات مورد مطالعه مطابق دستورالعمل مؤسسه بین‌المللی ذخایر توارثی گیاهی، اندازه‌گیری شدند. نتایج آمار توصیفی صفات نشان داد که تنوع قابل‌ملاحظه‌ای در ارتباط با صفات تعداد گره در ساقه اصلی، وزن100دانه، تعداد دانه در بوته و تعداد غلاف در بوته وجود دارد. دامنه تغییرات برای صفات تعداد دانه در بوته، وزن100دانه، تعداد روز تا رسیدگی و عملکرد بذر تک‌بوته به‌ترتیب برابر با 32 تا150دانه، 8/14 تا 22/74گرم، 46 تا 96روز و 2/11 تا 1/55گرم برآورد گردید. ضرایب تنوع فنوتیپی و ژنتیکی نیز برای صفات تعداد گره در ساقه اصلی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن100دانه و عملکرد بذر تک‌بوته بالا بود. همچنین وراثت‌پذیری عمومی بالا (بین 8/62 تا 9/82درصد) برای کلیه صفات به‌جز تعداد روز تا گلدهی (3/22درصد) و تعداد روز تا غلافدهی (9/7درصد) مشاهده شد. تجزیۀ خوشه‌ای نیز ژنوتیپ‌ها را به سه گروه تقسیم نمود که دو گروه دارای بیشترین عملکرد بذر تک‌بوته بودند. در میان صفات کیفی حداکثر تنوع برای وضعیت نخ غلاف و حداقل آن برای انحنای نوک غلاف مشاهده شد. نتایج همبستگی‌های ساده، رگرسیون چندگانه و تجزیه علیت نشان داد که صفات غلاف در بوته، وزن100دانه و تعداد بذر در بوته به‌عنوان اجزای عملکرد بیشترین تأثیر را بر عملکرد بذر تک‌بوته دارا بودند. در تجزیه به مؤلفه های اصلی، چهار مؤلفه حدود 60/67درصد از کل تغییرات داده ها را توجیه کردند.

مقالات پژوهشی

مطالعة بیان ژن Cu/znSOD و فعالیت آنزیم SOD در ژنوتیپ‌های نخود زراعی (Cicer arietinum L.) تحت تنش خشکی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33511

سید رضا هاشمی، سعید ملک زاده شفارودی، سید حسن مرعشی، علی گنجعلی

چکیده نخود عمدتاً در نظام‌های کشاورزی مناطق خشک و نیمه‌خشک کشت می‌شود و تنش خشکی، عامل اصلی محدودکنندة عملکرد این گیاه محسوب می‌شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر تنش خشکی بر روی بیان ژن Cu/znSOD با استفاده از تکنیک Real time PCR اجرا شد. برای نرمال‌سازی داده‌ها از ژن خانگیElongation factor استفاده شد و با روش اندازه‌گیری نسبی، داده‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. برای یافتن رابطه محتمل بین سطح مولکولی و فیزیولوژیک اثرات تیمار‌ها، میزان پروتئین کل محلول برگی و همچنین میزان فعالیت آنزیم SOD (EC: 1.15.1.1) اندازه‌گیری شد. تنش رطوبتی با 30درصد ظرفیت زراعی در مرحلة گلدهی اِعمال گردید و نمونه‌برداری در سه زمان قبل از تنش، 48ساعت بعد از تنش و 24ساعت بعد از آغاز دورة بازیابی‌گیاه، صورت گرفت. این تحقیق با آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نتایج آنالیز داده‌های Real time PCR حاکی از آن بود که بیان ژن Cu/znSOD در ژنوتیپ متحمل بین‌اللملی (MCC877)، نسبت به دو ژنوتیپ کاندیدای متحمل (MCC696) و ژنوتیپ حساس (MCC759) در شرایط کنترل، بیشتر بود (P< 0.05). مطابق با برخی از نتایج مطالعات گذشته، میزان بیان ژن Cu/znSOD نسبت به شاهد، در زمان بعد از تنش خشکی کاهش داشت و در دورة بازیابی گیاه نسبت به شاهد، روند افزایشی پیدا کرد. اندازه‌گیری میزان پروتئین‌های کُل محلول برگی و همچنین فعالیت آنزیم SOD تحت تیمارهای خشکی و SA نسبت به شرایط کنترل، تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر تلقیح سویه‌های مختلف ریزوبیومی و مصرف کود بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود بومی نیشابور درخراسان‌رضوی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33514

محمد قاسم زاده گنجه ای، احمد اصغرزاده

چکیده به‌منظور بررسی‌ کارآیی تلقیح بذر نخود با سویه‌های مختلف ریزوبیوم و همچنین کاربرد کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد محصول نخود، آزمایشی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی نیشابور واقع دراستان خراسان‌رضوی انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 13تیمار که 9تیمار شامل سویه‌های برتر باکتری معرفی‌شده توسط مؤسسه تحقیقات خاک‌وآب (15، 14، 13، 12، 9، 6، 3، 2،1 SWRI) و دو تیمار مصرف 70 و 140میلی‌گرم بر کیلوگرم نیتروژن بدون تلقیح از منبع کود اوره و یک تیمار مصرف کود سولفات روی به‌میزان 25کیلوگرم در هکتار و نیز شاهد (عُرف زارع) در چهار تکرار اجرا شد. براساس نتایج، تفاوت‌های معنی‌داری در بین تیمارها از نظر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک مشاهده شد. تیمار تلقیحی SWRI12 بالاترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک را تولید نمود که نسبت به تیمار شاهد، 77 تا 13درصد و نسبت به تیمارهای فاقد تلقیح، 25 تا 40درصد افزایش عملکرد داشت. از نظر تعداد و وزن گره‌ها، تیمارهای تلقیحی از وضعیت بهتری برخوردار بودند و حداکثر تعداد گره در تیمار تلقیحی SWRI12 با میانگین 75/12گره و در تیمارکودی نیتروژنه با مقدار کم با میانگین 5/3 گره کمترین تعداد را داشت. از نظر درصد نیتروژن، تیمار SWRI15 با 5/4درصد نیتروژن، بالاترین درصد را دارا بود. در مجموع دو سال، استفاده از مایه‌تلقیح در تمامی موارد سبب افزایش وزن خشک، درصد نیتروژن و عملکرد محصول گردید که این مقدار از 7درصد (سویه SWRI3) تا 25درصد (سویه SWRI2) متغیر بود.

مقالات پژوهشی

بررسی خصوصیات فنولوژی و مورفولوژی و همبستگی آنها با عملکرد در ارقام نخود زراعی (Cicer arietinum L.) تحت اثر تنش خشکی و کود نیتروژنه‏ در استان کرمانشاه

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33744

مراد شعبان، سیروس منصوری‌فر، مختار قبادی، سید حسین صباغ‏پور

چکیده این تحقیق به‌منظور بررسی اثرات تنش خشکی و کود نیتروژنه‏ بر فنولوژی و مورفولوژی و همبستگی آنها با عملکرد دانة ارقام نخود زراعی اجرا شد. آزمایش به‌صورت اسپلیت‌فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار تنش خشکی شامل سطح بدون تنش خشکی (آبیاری کامل)، سطح تنش خشکی متوسط (آبیاری در زمان کاشت و اوایل گلدهی) و سطح تنش خشکی شدید (بدون آبیاری)، در کرت‏های اصلی قرار گرفت. فاکتور تیمارهای کود نیتروژنه (در دو سطح مصرف‌کود و بدون مصرف کود) و رقم (با چهار رقم آزاد، بیونیج، هاشم و ILC482) در کرت فرعی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد تنش خشکی، اثر معنی‏داری روی صفات موفولوژیک و فنولوژیک، عملکرد ماده خشک و عملکرد دانه گیاه نخود داشت. با افزایش شدت تنش خشکی، طول دورة رشد گیاه، ارتفاع گیاه، عملکرد ماده خشک و عملکرد دانه کاهش یافت. در بین ارقام، رقم بیونیج در کوتاه‏ترین زمان، رسیدگی خود را کامل کرد و در شرایط تنش شدید، در طی 82روز مراحل فنولوژیک را طی کرد و دارای بالاترین میزان عملکرد ماده خشک و دانه بود. رقم هاشم، طولانی‏ترین طول دورة رشد را داشت. در شرایط بدون تنش نیز کود نیتروژن اثر مثبتی روی عملکرد دانه داشت.

مقالات پژوهشی

ارزیابی تحمل به سرما در کشت پاییزة نخود زراعی (Cicer arietinum L.) با استفاده از صفات فنولوژیک و مورفولوژیک در منطقة کردستان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33747

حیدر نادری، مجید شکرپور، علی اصغری، همایون کانونی، عزت الله اسفندیاری

چکیده کشت پاییزة نخود در مقایسه با کشت بهارة آن، عملکرد بیشتری تولید می نماید؛ اما حساسیت محصول به سرما مانع از انجام این کار می شود. به‌منظور بررسی و شناسایی ارقام پُرمحصول و متحمل به سرما برای کشت پاییزه، 65لاین نخود زراعی (Cicer arietinum L.) به‌همراه رقم حساس به سرما ILC533 در سال زراعی 89-1388 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با دو تکرار در ایستگاه سارال مرکز تحقیقات کشاورزی سنندج مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحمل به سرما با استفاده از درصد بقاءء و درجة تحمل به سرما مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین ارقام از نظر صفات ارتفاع بوته، وزن100دانه، عملکرد و درجة تحمل به سرما اختلاف معنی دار وجود داشت. همبستگی عملکرد دانه با درصد بقاء، مثبت و معنی دار و با درجة تحمل به سرما، منفی و معنی دار بود. تجزیة خوشه ای، ارقام مورد مطالعه را در سه گروه حساس و نیمه‌متحمل، متحمل و کاملاًمتحمل متمایز کرد. در این پژوهش، 14لاین با داشتن درجة تحمل سرمای 3 و کمتر از 3، درصد بقای 85 تا90درصد و عملکرد دانه بیش از 141گرم در مترمربع، به‌عنوان لاین های برتر شناخته شدند.

مقالات پژوهشی

تأثیر برهم‌کُنش ورمی‌کمپوست و تنش شوری بر برخی از صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاهچه‌های لوبیاقرمز رقم درخشان Phaseolus vulgaris L.))

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33752

عبدالله بیک خورمیزی، علی گنجعلی، پروانه ابریشم‌چی، مهدی پارسا

چکیده ورمی‌کمپوست به‌سبب ویژگی‌های ساختاری و دارابودن مواد مغذّی فراوان (عناصر ماکرو و میکرو)، تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی و وجود میکرواُرگانیسم‌های مفید می‌تواند خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک را بهبود ببخشد و تأثیر مطلوبی بر رشد و نموّ گیاهان داشته باشد. به‌منظور بررسی برهم‌کُنش نسبت‌های مختلف ورمی‌کمپوست و تنش شوری بر برخی صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاهچه‌های لوبیاقرمز رقم درخشان، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال 1389 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل پنج نسبت حجمی ورمی‌کمپوست و ماسه (100:0؛ 90:10؛ 75:25؛ 50:50 و 25:75) و چهار سطح شوری (صفر یا شاهد،30، 60، 90 و120میلی‌مول بر لیتر کلریدسدیم) بودند. بذرهای لوبیا در گلدان‌های پلاستیکی کاشته و نمونه‌برداری از گیاهچه‌ها 28روز پس از کاشت انجام شد. نتایج نشان داد ورمی‌کمپوست تأثیر معنی‌داری بر نسبت سطح برگ به سطح ریشه، نسبت وزن‌خشک ریشه به وزن‌خشک بخش هوایی، شاخص پایداری غشاء، محتوای آب نسبی، میزان عناصر سدیم، پتاسیم و کلسیم بافت برگ و ریشه در هر دو شرایط تنش و بدون تنش داشت (P≤ 0.01). در این آزمایش، ورمی‌کمپوست در شرایط تنش شوری به‌دلیل ویژگی‌های ساختاری و مواد موجود در آن باعث افزایش جذب پتاسیم و کلسیم شده و جذب سدیم را کاهش داد. بنابراین به نظر می‌رسد ورمی‌کمپوست بتواند اثرات نامطلوب شوری را بر گیاهچه‌های لوبیا محدود نماید.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر مقدار و زمان مصرف خشکانندة پاراکوات در تاریخ‌های مختلف کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد باقلا (Vicia fabae L.) در استان گیلان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33754

مهرداد جیلانی، جهانفر دانشیان، محمد ربیعی

چکیده باقلا یکی از گیاهان زراعی مناسب برای کشت در شرایط اقلیمی استان گیلان در تناوب با برنج محسوب می‌شود. یکی از عوامل محدودکننده در گسترش کشت این گیاه، دیررسی و همزمانی رسیدن آن با نشای برنج می‌باشد. به‌منظور بررسی اثر تاریخ کاشت، زمان و مقدار مصرف خشکانندة پاراکوات بر زمان رسیدن، عملکرد دانه و برخی از ‌ویژگی‌های زراعی گیاه باقلا رقم برکت، آزمایشی به‌صورت اسپلیت‌فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 21تیمار در سه تکرار طی فصل زراعی 89-1388 در اراضی شالیزاری مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تاریخ کاشت در سه سطح 10مهر، 25مهر و10آبان به‌عنوان فاکتور اصلی و مقدار مصرف پاراکوات در سه سطح 2/0، 4/0 و 6/0کیلوگرم در هکتار و زمان مصرف در دو سطح60درصد و40درصد رطوبت دانه‌های یک‌سوم غلاف‌های پایینی بوته به‌عنوان فاکتور فرعی به انضمام سه تیمار شاهد برای هر تاریخ کاشت درنظرگرفته شد. نتایج بیانگر آن بود که استفاده از خشکاننده از نظر صفات عملکرد دانه و اجزای عملکرد با شاهد، تفاوت آماری ندارد؛ هرچند استفاده از خشکاننده بر‌درصد و عملکرد پروتئین، اثرات منفی داشت. در بین تیمارهای مورد مطالعه، بیشترین عملکرد دانه به‌ترتیب در تیمارهای تاریخ کاشت 25مهر، مصرف 2/0و 4/0کیلوگرم ماده مؤثره در هکتار پاراکوات در زمان40‌درصد رطوبت دانه به‌ترتیب با میانگین‌های 7/830 و 8/824گرم در مترمربع به‌دست آمد. تیمار تاریخ کاشت10مهر، مصرف 6/0کیلوگرم مادة مؤثره در هکتار پاراکوات در زمان60‌درصد رطوبت دانه کمترین عملکرد دانه و پروتئین را دارا بود. بیشترین و کمترین طول دورة رشد به‌ترتیب متعلق به تیمار شاهد در تاریخ کاشت10‌مهر با میانگین 239روز و تیمار تاریخ کاشت10آبان، محلول‌پاشی در زمان60درصد رطوبت و مقدار مصرف 6/0کیلوگرم در هکتار با 221روز بود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، مصرف خشکاننده اثر منفی بر عملکرد دانه نداشت و برای برداشت سریع‌تر محصول باقلا می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. تیمار تاریخ کاشت 25‌مهر، مصرف 4/0کیلوگرم ماده مؤثره در هکتار پاراکوات در زمان40‌درصد رطوبت دانه، طول دورة رویش را چهارروز کاهش داد و به‌عنوان تیمار برتر قابل‌توصیه می‌باشد.

مقالات پژوهشی

تنوع ژنوتیپی، فنوتیپی و بیماری‌زایی جدایه هایFusarium solani عامل پوسیدگی ریشه لوبیا در استان زنجان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1392i1.33756

مریم خداقلی، رقیه همتی، بیتا ناصری، علیرضا معرفت

چکیده بیماری پوسیدگی ریشه لوبیا ناشی از قارچFusarium solani به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بیماری‌های قارچی لوبیا در دنیا و ایران به‌شمار می‌رود. به‌دلیل اهمیت اقتصادی لوبیا و نبود اطلاعات مدوّن پیرامون تنوع در جمعیت این قارچ در استان زنجان، این مطالعه برای نخستین‌بار در این استان با هدف مطالعه تنوع در شدت بیماری‌زایی، تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی جدایه‌های بیمارگر و نیز بررسی دامنه میزبانی آن در بین برخی محصولات عمده مورد کشت منطقه انجام گرفت. نمونه‌برداری از11منطقه استان انجام شد و30جدایه به‌عنوان گونه F. solani خالص شدند. پس از اثبات بیماری‌زایی، بررسی دامنه میزبانی قارچ و ویژگی‌های فنوتیپی آنها، واکنش زنجیره ای پلیمراز با کمک آغازگرهایRAPD وERIC بر روی DNA استخراج‌شده، صورت پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که جدایه ها از نظر مشخصات فنوتیپی و ژنوتیپی، متنوع بوده اما در شدت بیماری‌زایی آنها تفاوت معنی داری وجود نداشت. در آزمون دامنه میزبانی از بین 9گیاه آزموده‌شده شامل گندم، عدس، یونجه، لوبیاهای سفید، قرمز و چیتی، نخود، اسپرس و باقلا، تنها بر روی گندم علایم بیماری ظاهر نشد. الگوهای انگشت‌نگاریDNA بر اساس هر دو نشانگر، دالّ بر وجود تنوع بالای ژنتیکی جدایه های این بیمارگر از گیاه لوبیا در سطح استان بود. گرچه نشانگرRAPD بر پایة استفاده از یک آغازگر انفرادی(OPA 13) در تفکیک جدایه‌ها کارآیی بیشتری در مقایسه با نشانگرERIC داشت، با این حال تطابق بالایی بین دو گروه‌بندی مشاهده گردید. بین پراکنش جغرافیایی و گروه‌های ژنتیکی به‌دست‌آمده، ارتباط مشخصی مشاهده نگردید. همچنین همبستگی بارزی بین ویژگی‌های ژنوتیپی و فنوتیپی اکثریت جدایه‌ها دیده نشد.