با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 14، شماره 1 - شماره پیاپی 27، خرداد 1402 
مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

ارزیابی عملکرد و برخی ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی ژنوتیپ‌های لوبیای چیتی (Phaseolus vulgaris L.) تحت رژیم‌های مختلف آبیاری

صفحه 19-33

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2206-1026

حبیب الله رحیمی، حمید رضا عشقی زاده، جمشید رزمجو، مرتضی زاهدی، عادل غدیری، مرضیه اسدی

چکیده این آزمایش در مزرعه پردیس تحقیقات و آموزش لوبیای خمین به صورت کرت­های خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1398 انجام شد. رژیم آبیاری به عنوان کرت اصلی شامل 50 (I1)، 70  (I2) و 110 (I3) میلی­متر تبخیر تجمعی از تشت تبخیر کلاس A بود. هجده ژنوتیپ لوبیاچیتی به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. تنش خشکی باعث کاهش محتوای نسبی آب برگ، شاخص سطح برگ، ارتفاع بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت و عملکرد بیولوژیک و دانه شد. به علاوه، میزان این کاهش با افزایش شدت تنش خشکی بیشتر بود. با توجه به ضرایب همبستگی بین صفات در رژیم آبیاری I3 یا تنش شدید، همبستگی بین عملکرد دانه با تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و تعداد دانه در بوته مثبت و معنی­دار بود. ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی از نظر شاخص سطح برگ، ارتفاع بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه، شاخص برداشت و شاخص تحمل به خشکی (STI) در شرایط تنش ملایم و شدید تفاوت معنی‌داری داشتند. در بین ژنوتیپ های مورد مطالعه، با توجه به شاخص تحمل به خشکی از نظر عملکرد دانه، ژنوتیپ غفار به عنوان ژنوتیپ متحمل به خشکی شناسایی شد. به طور کلی، تنوع قابل‌توجهی در بین ژنوتیپ‌های مورد مطالعه در پاسخ به سطوح مختلف آبیاری وجود داشت که می‌توان از آن برای اصلاح­نژاد و انتخاب لوبیاچیتی برای تحمل به خشکی استفاده کرد.

مقاله پژوهشی زراعت

اثر تاریخ کاشت بر کیفیت علوفه و عملکرد دانه چهار اکوتیپ خلر

صفحه 34-47

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2202-1024

حسین صبوری فرد، حامد کشاورز

چکیده به منظور ارزیابی اثر تاریخ کاشت بر عملکرد علوفه و دانه چهار اکوتیپ داخلی و خارجی خلر، آزمایشی در سال زراعی 1400-1399 در مزرعه‌­ای در منطقه شهریار تهران انجام شد. تیمارهای آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­‌های کامل تصادفی در سه تکرار قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح تاریخ کاشت (27 اسفند، 17فروردین و 9 اردیبهشت) و چهار اکوتیپ خلر (سوریه، اتیوپی، اشنویه و مشهد) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد اثر اکوتیپ، تاریخ کاشت و اثر متقابل آن­‌ها برای اکثر صفات مورد بررسی معنی­‌دار بود. عملکرد علوفه خلر تحت تأثیر تاریخ کاشت معنی­‌دار شد و بیشترین عملکرد علوفه در تاریخ کاشت 27 اسفند ماه در اکوتیپ اتیوپی به‌دست آمد. بیشترین درصد ماده آلی، قند­های محلول و فیبر خام در تاریخ کشت اردیبهشت به‌دست آمد، اما درصد پروتئین و شاخص سطح برگ در تاریخ کاشت فروردین بیشترین مقدار را داشتند. در بین ارقام نیز از نظر خصوصیات زراعی تفاوت آماری وجود داشت، به‌­طوری‌که بیشترین تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و عملکرد دانه در رقم مشهد حاصل شد. وجود اثر متقابل معنی­دار در صفات فوق بیانگر این موضوع است که اکوتیپ­‌های مختلف در تاریخ کاشت‌­های متفاوت واکنش متفاوتی دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که تأخیر در کاشت به علت تغییرات درجه حرارت سبب تسریع نمو ارقام، نقصان سطح فتوسنتزکننده، گلدهی زودهنگام و در نتیجه کاهش عملکرد دانه گردید. 

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

تجزیه به مؤلفه‌های اصلی و علّیت صفات آگرومورفولوژیک ژنوتیپ‌های نخود کابلی (Cicer arietinum L.) در کشت دیم بهاره و پاییزه

صفحه 48-62

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.89295

ولی‌اله یوسفی، جعفر احمدی، داود صادق‌زاده اهری، عزت‌اله اسفندیاری

چکیده جهت ارزیابی ماهیت و نوع روابط موجود در بین برخی صفات زراعی و عملکرد دانه نخود کابلی، 108 ژنوتیپ و رقم به‌همراه چهار رقم شاهد در قالب طرح آزمایشی آگمنت تحت دو شرایط تنش سرما (کشت پاییزه) و بدون تنش (کشت بهاره) در مرزعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس تجزیه همبستگی ساده مشخص گردید که در هر دو شرایط کشت بهاره و پاییزه صفات تعداد غلاف کل، تعداد غلاف‌های تک‌‌بذری و عملکرد زیست‌توده بیشترین همبستگی را با عملکرد دانه داشتند. در کشت بهاره تعداد غلاف کل اثر مستقیم زیادی بر عملکرد دانه داشت، ولی اثر غیرمستقیم تعداد غلاف کل از طریق وزن 100 دانه بر عملکرد دانه منفی بود. در کشت پاییزه با وجود اثر مستقیم بالای تعداد غلاف کل بر عملکرد دانه، به دلیل اثر غیرمستقیم منفی از طریق تعداد غلاف پوک، ضریب همبستگی ساده تعداد غلاف کل با عملکرد دانه بسیار زیاد نبود. در کشت بهاره ژنوتیپ­های 108 ،63، 65 و 99 بیشترین تعداد غلاف کل، تعداد غلاف تک‌بذری، زیست‌توده و عملکرد تک بوته و ژنوتیپ‌های 55، 76، 81، 82، 84، 85 و 88 بالاترین وزن 100 دانه و طول و قطر غلاف را دارا بودند. در کشت پاییزه، ژنوتیپ‌های 87 و 22 مقدار زیست‌توده و عملکرد تک‌بوته بیشتر، ژنوتیپ‌های 45 و 65 تعداد غلاف کل و تعداد غلاف تک‌بذری بیشتر، ژنوتیپ 89 تعداد غلاف کل و زیست‌توده بیشتر و ژنوتیپ 94 تعداد غلاف کل، تعداد غلاف تک‌بذری، زیست‌توده و عملکرد تک‌بوته بیشتری نشان دادند. در هر دو کشت پاییزه و بهاره، تعداد غلاف کل بیشترین اثر مثبت و مستقیم را بر عملکرد دانه داشت. بنابراین توصیه می‌شود در برنامه‌های به‌نژادی در راستای افزایش عملکرد دانه در ژنوتیپ‌های نخود در هر دو شرایط تنش سرما و بدون تنش، گزینش بر اساس تعداد غلاف کل در بوته صورت پذیرد که صفتی قابل رؤیت بوده و اندازه‌گیری آن ساده است.

مقالات پژوهشی گیاه‌پزشکی

سبب‌شناسی بیماری‌های پوسیدگی ریشه، زردی و پژمردگی نخود در استان کرمانشاه

صفحه 63-74

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.89106

بهمن گرامی نسب، سعید عباسی، صمد جمالی، خسرو چهری، حسن یونسی

چکیده پوسیدگی‌های ریشه و پژمردگی نخود، مخرب‌ترین‌بیماری‌های محدودکنندۀ تولید نخود در استان کرمانشاه به شمار می‌روند. با این حال، اتیولوژی این بیماری‌ها به طور کامل بررسی نشده است. طی فصول زراعی 90-94، از 194 مزرعه نخود در مناطق مختلف استان کرمانشاه بازدید شد و از هر مزرعه، حداقل چهار بوتۀ مشکوک به بیماری، به منظور جداسازی بیمارگر استفاده شد. بر اساس خصوصیات ریخت‌شناختی، هشت گونۀ قارچی شامل Fusarium oxysporoum، F. solani، F. proliferatum، F. equiseti، F. verticillioides، F. culmorum، Macrophomina phaseolina و Rhizoctonia solani شناسایی گردید. از بین جدایه‌های پرشمار به‌دست‌آمده، 288 جدایه از نظر بیماری‌زایی و پرآزاری مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج آزمون بیماری‌زایی، به استثنای گونه‌ها‌ی F. verticillioides وF. culmorum سایر گونه‌ها بیماری‌زا شناخته شدند. در این میان، گونه‌های F. oxysporum و F. solani شایع‌ترین و پرآزارترین گونه‌های بیمارگر شناخته شدند. بر همین اساس، گونه‌های F. equiseti و F. proliferatum در زمرۀ بیمارگرهای ضعیف و کم‌آزار قرار گرفتند. این اولین گزارش از بیماری‌زایی F. proliferatum بر روی نخود است. در این مطالعه، بروز تغییر رنگ آوندی که مشخصۀ اصلی جدایه‌های بیماری‌زای F. oxysporum است، بر خلاف انتظار، فقط در تعداد معدودی از گیاهان مایه‌زنی‌شده مشاهده شد. این نشان می‌دهد که بیشتر جدایه‌های به‌دست‌آمده از این گونۀ مرکب به فرم مخصوص F. oxysporum f. sp. ciceri  تعلق ندارند. با توجه به مرکب‌بودن گونۀ F. oxysporum و عدم کفایت ویژگی­های ریخت­شناسی در شناسایی این بیمارگر، برای تدوین درست اقدامات مدیریتی لازم است شناسایی این بیمارگر با استفاده از روش‌های مولکولی تأیید شود.

مقاله پژوهشی زراعت

اثر فشردگی مدیریت تغذیه و سموم شیمیایی کشاورزی بر رشد و عملکرد دانه ارقام لوبیاقرمز (Phaseolus vulgaris L.) در شرایط مزرعه

صفحه 75-91

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2208-1044

هادی خاوری، علی خورگامی، رضا میر دریکوند، کاظم طالشی

چکیده امروزه تنوع در نظام­های زراعی برای تولید حداکثری محصولات کشاورزی نظرات قابل توجهی را به خود جلب کرده است. در این راستا آزمایشی با هدف بهبود سودآوری مزرعه و بازسازی نظام­های زراعی متناسب با افزایش سلامت محصولات، بهبود امنیت غذایی انسان­ها و تولید پایدار محصول لوبیاقرمز، به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1400 در منطقه بیران­شهر لرستان اجرا شد. نظام­های زراعی مختلف شامل (اکولوژیک، تلفیقی، کم­نهاده، متوسط نهاده و پُرنهاده) و ارقام لوبیاقرمز شامل (افق، دادفر، گلی و یاقوت) بودند. مقادیر مختلف مصرف نهاده در نظام­های زراعی شامل مدیریت زراعی، مصرف کود و سم بود. نتایج نشان داد که اثر برهمکنش نظام­ زراعی و رقم، قطر ساقه، تعداد شاخه، ارتفاع بوته، تعداد برگ، محتوای کلروفیل، تعداد غلاف، وزن دانه، عملکرد زیست­توده و دانه و شاخص برداشت را به­طور معنی­داری افزایش داد. بیشترین عملکرد دانه در رقم یاقوت در نظام زراعی پُرنهاده (30/3054 کیلوگرم در هکتار) و در نظام زراعی تلفیقی (33/3007 کیلوگرم در هکتار) هر دو در یک کلاس آماری به­دست آمد. عملکرد دانه در رقم یاقوت نسبت به ارقام افق، دادفر و گلی در نظام زراعی پُرنهاده به ترتیب به میزان 56/27، 14/18 و 09/40 درصد و در نظام زراعی تلفیقی به ترتیب به میزان 02/26، 25/13 و 50/16 درصد افزایش نشان داد. یافته­ها نشان داد که نظام زراعی تلفیقی توانست هم­تراز با نظام زراعی پُرنهاده، ویژگی­های زراعی ارقام لوبیاقرمز را نسبت به نظام­های زراعی اکولوژیک، کم­نهاده و متوسط نهاده به بالاترین سطح خود برای افزایش تولید اقتصادی برساند.

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

بررسی تنوع ژنوتیپ‌های عدس (Lens culinaris Medik.) تحت تنش یخ‌زدگی در شرایط کنترل‌شده

صفحه 92-111

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2208-1042

جعفر نباتی، احمد نظامی، سیده محبوبه میرمیران، محمد محمدی، علیرضا حسن فرد

چکیده این مطالعه به‌منظور بررسی صفات مؤثر در تحمل به یخ‌زدگی ژنوتیپ‌‌های عدس، به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترل‌شده در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1398 اجرا شد. عوامل موردمطالعه شامل 18 ژنوتیپ عدس در چهار دمای یخ‌زدگی (صفر، 15-، 18- و 20- درجه سانتی‌گراد) بودند. نتایج نشان داد که کاهش دما به 18- و 20- درجه سانتی‌گراد سبب کاهش درصد بقاء در بیشتر ژنوتیپ‌ها شد. بیشترین درصد بقاء در دمای 18- درجه سانتی‌گراد در ژنوتیپ MLC11 مشاهده شد. هیچ‌کدام از ژنوتیپ‌های موردمطالعه قادر به تحمل دمای 20-درجه سانتی‌گراد نبودند. در دمای 15- درجه سانتی‌گراد ژنوتیپ‌های MLC13، MLC17، MLC70، MLC409 و MLC454 دارای بقای بالای 80 درصد بودند. تجزیه به عامل‌ها نشان داد که عامل اول 12/31 درصد از تغییرات را با کلروفیلa، کاروتنوئیدها، نسبت Cha/Chb، کل رنگ‌دانه‌های فتوسنتزی و مهار فعالیت رادیکال آزاد DPPH و عامل دوم 28/18 درصد از تغییرات را با کلروفیلb، پراکسیداز، ارتفاع بوته و زیست‌توده توجیه می‌کند. با توجه به این صفات ژنوتیپ‌های MLC8، MLC13، MLC17، MLC38، MLC84، MLC286 و MLC334 به‌عنوان ژنوتیپ‌های با تحمل بالا به تنش می‌باشند. تجزیه خوشه‌ای ژنوتیپ‌ها و مقایسه میانگین گروه‌ها نشان داد که تمامی صفات به‌جز کربوهیدرات‌های محلول، پرولین، محتوای نسبی آب برگ، کاتالاز و پتانسیل اسمزی در گروه‌ اول (MLC8، MLC11، MLC33، MLC47، MLC70، MLC84، MLC409، MLC454 و MLC472) نسبت به میانگین کل برتری داشتند. بنابراین از این ژنوتیپ‌ها به دلیل برتری از نظر بقاء می‌توان در مطالعات تکمیلی تحمل به یخ‌زدگی در شرایط مزرعه در مناطق سرد استفاده نمود.

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

واکنش عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در کشت مخلوط با تریتیکاله به کودهای زیستی و شیمیایی تحت شرایط تنش آبی

صفحه 112-132

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2207-1040

آیدا رشیدی پور، وحید براتی، احسان بیژن زاده

چکیده به­‌منظور بررسی عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در کشت خالص و مخلوط با تریتیکاله
(X Triticosecale Wittmack) تحت شرایط تنش­ آبی، آزمایشی به­‌صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب ـ دانشگاه شیراز در سال زراعی 1399ـ1398 اجرا شد. تیمارها در دو سطح آبیاری [مطلوب: آبیاری بر اساس نیاز آبی گیاه تا مرحله­ رسیدگی فیزیولوژیک و تنش آبی: آبیاری بر اساس نیاز آبی گیاه تا مرحله­ گل­دهی] به‌­عنوان عامل اصلی و سه منبع کودی [شیمیایی (50 کیلوگرم فسفر بر هکتار + 150 کیلوگرم نیتروژن بر هکتار)، تلفیقی (25کیلوگرم فسفر بر هکتار+ 75کیلوگرم نیتروژن بر هکتار+20 تن کود گوسفندی بر هکتار+ تلقیح با باکتری­‌های سودوموناس فلورسنس و آزوسپیریلوم براسیلنس)، زیستی (40 تن کود گوسفندی بر هکتار+ تلقیح با باکتری­های سودوموناس فلورسنس (Pseudomonas fluorescens) و آزوسپیریلوم براسیلنس (Azospirillum brasilence)] و سه نوع کشت [کشت خالص نخود، کشت خالص تریتیکاله، کشت مخلوط تریتیکاله نخود (1:1)] به­عنوان عوامل فرعی بودند که به‌­صورت فاکتوریل در کرت­‌های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در شرایط تنش آبی، عملکرد و اجزای عملکرد نخود در کشت مخلوط نسبت به کشت خالص آن کاهش کمتری نشان داد. تنش آبی در مرحله پس از گلدهی منجر به کاهش وزن دانه، تعداد غلاف در بوته، دانه در غلاف، عملکرد زیست‌توده و شاخص برداشت نخود شد. تنش آبی عملکرد دانه نخود را در همه تیمارها کاهش داد، اما این کاهش در تیمارهای مختلف متفاوت بود. کمترین کاهش عملکرد در تیمار کود زیستی به میزان 27 درصد مشاهده شد. تنش آبی همچنین عملکرد دانه نخود را در تیمار مخلوط نسبت به خالص به مقدار کمتری کاست (به‌ترتیب 24 و 55 درصد). بنابراین، استفاده از کود زیستی در شرایط کمبود آب در مرحله­ی پس از گلدهی پیشنهاد می­شود.

مقاله پژوهشی صنایع غذایی

بهینه‌سازی ویژگی‌های عملکردی امولسیون و کف ایزوله پروتئینی عدس رقم کیمیا

صفحه 133-145

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2207-1041

مژگان اسدبیگی، نفیسه زمین دار، محمد گلی

چکیده در پژوهش حاضر تأثیر سه متغیر مستقل دما (4-30) درجه سانتی‌گراد، زمان (20-60) دقیقه وpH  (5-10/8) بر روی میزان استخراج پروتئین عدس کیمیا، ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی و خصوصیات عملکردی پروتئین عدس استخراج‌شده شامل ظرفیت و پایداری امولسیون، ظرفیت تشکیل و پایداری کف در طی 20 اجرای استاندارد با استفاده از روش سطح پاسخ، طرح مرکب مرکزی و شش تکرار در نقطه مرکزی، مورد ارزیابی قرار گرفت. حداکثر بازده پروتئین با شرایط بهینه­‌ی دمای 30 درجه سانتی‌گراد، زمان 20 دقیقه و مقدار pH 6/8 به‌دست آمد. بیشترین پایداری کف پس از گذشت 30 دقیقه از تشکیل کف در  pH برابر با 5/8 مشاهده شد و در pH برابر 10 ظرفیت امولسیون­کنندگی بیشترین مقدار بود. نتایج این پژوهش نشان داد که ایزوله پروتئین عدس رقم کیمیا قابلیت استفاده به‌عنوان جزئی از فرمولاسیون غذایی را دارد که ارزش غذایی و ویژگی­‌های عملکردی محصول را افزایش می­‌دهد. علاوه بر این می‌­توان ایزوله پروتئین عدس را یک پروتئین طبیعی با کیفیت بالا در نظر گرفت و به‌عنوان ماده مغذی یا ماده اصلی غذاهای مفید برای سلامتی بشر استفاده نمود.

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

ارزیابی اثر کم‌آبیاری و علف‌کش بر اجزای عملکردی و بهره‌وری مصرف آب در لوبیاچیتی (Phaseolus vulgaris L.)

صفحه 146-159

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2210-1046

سید حسین ناظر کاخکی، سمیرا واحدی، مسعود کامل شیخ رجه

چکیده بهبود تولید محصولات کشاورزی از طریق افزایش بهره‌وری با اتخاذ روش‌های مدیریتی امکان‌پذیر است. این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آبیاری و علف‌‌کش‌‌ها بر بهره‌‌وری مصرف آب لوبیاچیتی آزمایش به ‌صورت کرت‌‌های نواری خردشده بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و 24 تیمار به اجرا درآمد. کرت‌‌های عمودی با سه فاکتور شامل دورآبیاری4، 9 و 12روز یک‌بار و کرت‌‌های افقی شامل6 نوع علف‌‌کش (تریفلورالین، ایمازتاپیر، تریفلورالین+بنتازون، ایمازتاپیر+بنتازون ، ایمازتاپیر+سیتوگیت، بنتازون+هالوکسی‌فوپ‌متیل)، وجین‌دستی و شاهد بدون کنترل بود. نتایج نشان داد افزایش طول دورآبیاری از 4 روز به 9 و 12 روز سبب کاهش رشد رویشی لوبیاچیتی شد که این امر باعث افزایش توانایی علف‌های‌هرز برای رقابت با محصول زراعی گردید، اما کاربرد علف‌‌کش‌‌های ایمازتاپیر و تریفلورالین به‌صورت پیش‌رویشی و سم‌پاشی مجدد علف‌کش بنتازون (پس‌رویشی) تا حد زیادی این نقیصه را برطرف کرد و مانع از رشد و نمو مجدد علف‌های‌هرز شد. بیشترین میزان بهره‌وری آب لوبیا با میانگین 87/0 مربوط به دورآبیاری 9 روز یک‌بار بود و کم‌ترین میزان بهره‌وری آن با 51/0 مربوط به تیمار دورآبیاری 4 روز یک‌بار بود. در نهایت بیشترین میزان بهره‌وری آب لوبیا مربوط به تیمار وجین دستی، ایمازتاپیر (پیش‌رویشی) + بنتازون(پس‌رویشی) و ایمازتاپیر(پس‌رویشی) به همراه سیتوگیت بود و کمترین میزان این شاخص مربوط به تیمار شاهد با علف‌هرز بود. به‌طورکلی برای غلبه بر کم‌آبی و افزایش بهره‌وری از منابع آبی بهتر است در محصول لوبیا از روش کم‌آبیاری استفاده نمود و دور آبیاری را از 4 روز به 9 روز افزایش داد.

مقاله پژوهشی زراعت

ارزیابی کارآیی زمان کاربرد برخی علف‌کش‌ها در کنترل علف‌های‌هرز مزارع عدس دیم (Lens culinaris Medik.)

صفحه 160-179

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2209-1045

بنت الهدی جعفری، عبدالرضا احمدی، سیدکریم موسوی

چکیده گیاه عدس به دلیل ارتفاع نسبتاً کم و رشد اولیه کُند، در رقابت با علف‌های‌هرز آسیب‌پذیر است. اگرچه بیشترین تولید عدس در شرایط دیم است، اطلاعات کمی در مورد کنترل شیمیایی آنها منتشر شده است. آزمایش‌ مزرعه‌ای برای تعیین اثربخشی هشت تیمار علف‌کش شامل اُکسی‌فلورفن، ایزوکسافلوتل، فلومتسولام، متری‌بیوزین، پندیمتالین‌‌آریا، پندیمتالین‌ پرول، ایمازتاپیر و مخلوط پندیمتالین+ایمازتاپیر در سه زمان (کاربرد بلافاصله پس از کاشت، کاربرد پیش‌رویشی و کاربرد پس‌رویشی زودهنگام) به منظور کنترل علف‌های هرز و رشد و عملکرد در عدس دیم به صورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار طی سال زراعی 97-1396 اجرا شد. گونه‌های علف‌هرز شایع و غالب مزرعه شامل گلرنگ‌وحشی (Carthamus oxyacantha M.Bieb)، شیرپنیر (Galium aparine L.)، جغجغک (Vaccaria grandiflora Jaub. & Spach.)، خلر (Lathyrus sativa L.) ، گوش‌فیلی (Conringia orientalis L.) ، ماشک (Vicia villosa Roth)، کنف وحشی (Hibiscus trionum L.)، پیچک‌صحرایی (Convolvulus arvensis L.) و گوش‌بره (Chrozophora tinctoria (L.) A.Juss)  بود. بر اساس نتایج آزمایش، میانگین تراکم علف‌های‌هرز برای تیمارهای پس‌رویشی و پیش‌رویشی علفکش‌ها به‌ترتیب 9/14 و 0/31 درصد کمتر از کاربرد بلافاصله پس از کاشت بود. میانگین تراکم علف‌های‌هرز برای کاربرد پس‌رویشی ایزوکسافلوتل و متری‌بیوزین در مقایسه با کاربرد بلافاصله پس از کاشت آنها به ترتیب 1/52 و 3/50 درصد کمتر بود. علف‌کش‌های متری‌بیوزین، ایزوکسافلوتل و اکسی‌فلورفن به ترتیب با 9/28، 2/27 و 4/14درصد گیاه‌سوزی، بیشترین آسیب را ایجاد کردند. نتایج نشان داد فلومتسولام به میزان 20 گرم در هکتار به عنوان علف‌کش اولیه پس از سبز شدن و کاربرد پس‌رویشی زودهنگام ایمازتاپیر با 350 میلی‌‌لیتر در هکتار نیز می‌توانند بدون هیچ‌گونه اثر مضر قابل توجهی استفاده شوند.