با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 14، شماره 2 - شماره پیاپی 28، دی 1402، صفحه 181-302 
مقاله پژوهشی زراعت

تنوع تحمل به شوری ژنوتیپ‌های نخود تیپ کابلی در مرحله گیاهچه‌ای در شرایط کنترل شده

صفحه 181-208

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.80535.1050

فرزانه صفدری، جعفر نباتی، احمد نظامی، محمد جواد احمدی لاهیجانی

چکیده این مطالعه با هدف به‌گزینی تحمل به شوری ژنوتیپ‌های نخود، به‌صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1399 اجرا شد. شوری در دو سطح (12 و  dS.m-116) کلرید سدیم و شاهد  dS.m-15/0 (آب شرب)، در کرت‌های اصلی و 70 ژنوتیپ نخود در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در شوری 12 و  dS.m-116 به‌ترتیب 65 و 28 ژنوتیپ، از بقای بوته بین 100-76 درصد برخوردار بودند. با کاهش درصد بقا در  dS.m-116، درصد بقای برگ نیز کاهش یافت. با افزایش شوری از 12 به  dS.m-116 نشت الکترولیت‌ها در دامنه بقای 100-76 درصد و دامنه‌های بقای 75-51 و 50-26 درصد، به‌ترتیب به‌میزان 8، 25 و 12 درصد افزایش یافت. با افزایش شوری از 12 به  dS.m-116 وزن خشک در دامنه‌های بقای 25-0، 50-26، 75-51 و 100-76 درصد به‌میزان 15، 11، 36 و 14 درصد کاهش یافت. با افزایش شوری از 12 به  dS.m-116، Na.K-1 در دامنه بقای 50-26 درصد تغییری نداشت و در دامنه‌های بقای 25-0، 75-51 و 100-76 درصد به‌ترتیب 9 و 2 برابر و 22 درصد افزایش یافت. بیشترین میانگین نسبت سدیم به پتاسیم اندام هوایی در دامنه بقای 25-0 درصد مشاهده شد. در شوری 12 و dS.m-1 16 دو ژنوتیپ MCC1467 و MCC1394 در بیشتر صفات مورد مطالعه برتر از سایر ژنوتیپ‌ها بودند. ژنوتیپ‌های گروه سوم حاصل از تجزیه خوشه‌ای از برتری نسبی تحمل به شوری برخوردار بودند. با توجه به گلخانه‌ای بودن این پژوهش، بررسی تحمل به شوری ژنوتیپ‌های برتر در شرایط مزرعه توصیه می‌گردد.

مقالات کوتاه مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

معرفی روش درون‌شیشه‌ای آزمون بیماری‌زایی قارچ Ascochyta rabiei روی برگ‌های جدا شده ارقام نخود مقاوم و حساس

صفحه 209-220

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.77619.1039

فریبا رمضانی خوزستانی، فاطمه ذاکر تولایی، فرهاد شکوهی فر، مجتبی ممرآبادی

چکیده شناسایی منابع مقاومت به بیماری برق‌زدگی با انجام آزمایش‌های به­گزینی در شرایط آلودگی مصنوعی عامل بیماری یکی از روش‌های مرسوم در اصلاح نباتات به‌شمار می‌رود. هزینه‌بر بودن و مخاطرات ظهور و گسترش پاتوتیپ‌های جدید در اثر استفاده از پلات‌های آلوده، از جمله محدودیت­های مطالعات به­گزینی محسوب می‌شوند. فراهم شدن یک روش به­گزینی قابل اعتماد در شرایط درون شیشه­ای می‌تواند علاوه‌بر سرعت بخشیدن به برنامه‌های اصلاحی، بسیاری از این محدودیت‌ها را برطرف نماید. بدین منظور، ابتدا ماندگاری و احتمال رشد آلودگی‌های سطحی و درون­زاد، روی برگ‌های جدا شده از گیاهچه‌های رشد یافته در شرایط گلخانه مربوط به دو ژنوتیپ نخود به‌نام‌های MCC133 (مقاوم) و ILC1929 (حساس) پس از ضدعفونی سطحی و کشت در شرایط درون شیشه­ای بدون بستر کشت مغذی، مورد بررسی قرار گرفت. همچنین شدت و سرعت بروز علائم بیماری ناشی از مایه‌زنی قارچ Ascochyta rabiei به دو روش قطره‌ای و غوطه‌وری مورد مقایسه قرار گرفت. به‌علاوه امکان تمایز ژنوتیپ‌های مقاوم و حساس در پاسخ به پاتوتیپ PI بررسی شد. در مرحله پایانی، امکان تمایز پاتوتیپ‌های مختلف قارچ بر اساس قدرت بیماری‌زایی روی رقم مقاوم، ارزیابی شد. نتایج نشان داد که برگ‌های جدا شده از گیاه تا پس از گذشت 10 روز در شرایط درون شیشه بدون مواد مغذی و بدون بروز علائم کمبود قابل نگهداری هستند و روش آماده‌سازی برگ‌ها از بروز هرگونه آلودگی سطحی جلوگیری نموده است. نتایج آزمون بیماری‌زایی نشان داد که تلقیح به‌روش غوطه‌ورسازی در مقایسه با روش قطره‌ای با راندمان بالاتری سبب بروز علائم می‌شود. در مجموع، این نتایج نشان می‌دهد که روش آزمون بیماری‌زایی درون شیشه­ای ابداع شده به‌خوبی قادر است، ارقام را بر اساس سطح مقاومت از یکدیگر متمایز نماید و بر این اساس، می‌توان از این روش در مطالعات به­‌گزینی و ارزیابی سطح مقاومت نمونه‌های گیاهی در مقابل آلودگی با جدایه‌های قارچ A. rabiei استفاده نمود. 

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

اثر محلول‌پاشی سایکوسل بر ویژگی‌های کمّی مرتبط با عملکرد ژنوتیپ‌های ماش (Vigna radiata) در شرایط تنش رطوبتی

صفحه 221-233

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.82200.1058

الهه دانائی راد، غلامرضا زمانی، حمیدرضا فلاحی

چکیده در ایران، خشکی به‌عنوان مهم‌ترین عامل محدودکننده تولیدات زراعی مطرح است و برای دستیابی به عملکرد مناسب، گیاهان زراعی باید قادر به تحمل این دوره خشکی باشند. به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی سایکوسل بر صفات کمّی مرتبط با عملکرد ژنوتیپ‌های ماش تحت تأثیر تنش رطوبتی، آزمایشی به‌صورت اسپلیت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. در این آزمایش، سطوح آبیاری در سه سطح شامل، بدون تنش (آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی ‌گیاه)، تنش ملایم (آبیاری بر اساس 75 درصد نیاز آبی ‌گیاه) و تنش شدید (آبیاری بر اساس 50 درصد نیاز آبی ‌گیاه) به‌عنوان عامل اصلی و سطوح محلول‌پاشی سایکوسل در سه سطح شامل، عدم محلول‌پاشی، 400 و 800 میلی‌گرم در لیتر و ژنوتیپ‌های ماش شامل توده هندی و رقم زربخش به‌صورت فاکتوریل به‌عنوان عوامل فرعی بودند. نتایج نشان داد که برهم‌کنش تنش رطوبتی، محلول‌پاشی سایکوسل و ژنوتیپ بر تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن 1000 دانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی و شاخص برداشت معنی‌دار بودند. تنش شدید موجب کاهش تعداد غلاف در بوته (27 درصد)، تعداد دانه در غلاف (25 درصد)، وزن 1000 دانه (23 درصد)، عملکرد دانه (57 درصد) و شاخص برداشت (42 درصد) شد. در بین ارقام ماش مورد بررسی، رقم زربخش در تحمل شرایط کمبود آب نسبت به توده هندی برتری نشان داد، به‌طوری‌که وزن 1000 دانه رقم زربخش و توده هندی در شرایط تنش شدید رطوبتی به‌ترتیب کاهش 15 و 21 درصدی را نشان دادند. محلول‌پاشی سایکوسل 800 میلی‌گرم در لیتر ضمن کاهش اثرات ناشی از کمبود رطوبت موجب افزایش تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن 1000 دانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی و شاخص برداشت، نسبت به تیمار عدم محلول‌پاشی گردید. بیشترین وزن 1000 دانه (5/60 گرم) در تیمار بدون تنش و مصرف محلول‌پاشی سایکوسل 800 میلی‌گرم در لیتر حاصل شد. به‌طور کلی، عملکرد و صفات مرتبط با آن در شرایط تنش شدید کاهش یافت. همچنین به نظر می‌رسد، مصرف سایکوسل در شرایط تنش خشکی باعث تطابق‌پذیری بهتر ماش می‌شود.

مقاله پژوهشی گیاه‌پزشکی

بهینه‌سازی کاربرد علف‌کش‌های خاک مصرف جهت کنترل علف‌های هرز در کشت مستقیم نخود (Cicer arietinum L.) دیم با استفاده از روش اختلاط هم‌زمان با کاشت

صفحه 235-250

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.76756.1036

حسین نجفی، سید حسین ناظر کاخکی، بیتا سهیلی مقدم

چکیده امکان کاربرد علف­‌کش‌­های غیر انتخابی در کشت مستقیم نخود، طی سال زراعی 1399- 1398 در استان­‌های اردبیل و زنجان مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب کرت‌­های خرد شده نواری با طرح پایه بلوک­‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل کاربرد علف­‌کش (در 11 سطح، به‌عنوان تیمار عمودی شامل: کاربرد تری‌­فلورالین (ترفلان، EC 48%)، متری­‌بیوزین (سنکور، WP 70%)، پندی‌­متالین (استامپ، EC 33%)، ایمازتاپیر (پرسوئیت، SL 10%)، اکسی‌­فلورفن (گل، EC 24%)، تری­‌فلورالین و پندی­‌متالین و ایمازتاپیر در ترکیب با فن.دس.اتو (فن‌­د­مدیفام + دس­‌مدیفام + اتوفومزیت (بتانال­‌پراگرس‌­اُ اف، EC 27.4%)) و شاهدهای وجین و عدم کنترل علف­‌های هرز) و شیوه اختلاط علف­‌کش با خاک (به‌عنوان تیمار افقی شامل کاربرد کولتیواتور + بذرکار و اختلاط علف­کش صرفاً توسط بذرکار) بودند. بر اساس نتایج این آزمایش، شیوه اختلاط علف‌کش‌­ها با خاک ­تأثیری بر تراکم و وزن خشک علف­‌های هرز و همچنین وزن خشک نخود نداشت و از این جهت، اضافه شدن عملیات کولتیواتور به‌دلیل لزوم کاهش هزینه‌­ها توصیه نمی­‌شود. نتایج بررسی تیمارهای علف­‌کشی نشان داد که کاربرد تری­‌فلورالین (در دو منطقه اردبیل با 90 و زنجان با 79 درصد کنترل) و متری‌­بیوزین (در دو منطقه اردبیل با 92 و زنجان با 71 درصد کنترل) به‌صورت اختلاط هم­زمان با کاشت، با حداقل آسیب به نخود، برای کنترل علف­‌های هرز توصیه می­شوند. در منطقه اردبیل، دو علف­‌کش ایمازتاپیر و اکسی­‌فلورفن نیز به‌ترتیب با 97 و 96 درصد، کنترل مطلوبی روی علف­‌های هرز داشتند. عملکرد دانه نخود نیز در تیمار اکسی­‌فلورفن و تری­‌فلورالین + فن.دس.اتو در اردبیل و زنجان (به‌ترتیب با میانگین 1071 و 814 کیلوگرم در هکتار) در بیشترین مقدار بود.

مقالات کوتاه زراعت

بررسی کارآیی انرژی در نظام تولید نخود دیم با اعمال آبیاری تکمیلی

صفحه 251-261

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.82881.1061

حمداله اسکندری، کامیار کاظمی

چکیده انرژی‌­های ورودی و خروجی، اجزای مهمی از کشاورزی پایدار هستند. به بیان دیگر، تولید پایدار بدون توجه به توازن انرژی نظام­‌های تولیدی، قابل حصول نیست. بر این اساس، در این پژوهش که در سال زراعی 1400- 1399 در شهرستان خرم‌­آباد انجام شد، انرژی ورودی و خروجی دو نظام تولید نخود (Cicer arietinum) دیم (نظام تولید نخود دیم بدون آبیاری تکمیلی و نظام تولید نخود دیم با آبیاری تکمیلی در مرحله گل‌دهی) اندازه‌­گیری شد تا بر اساس آن، کارآیی انرژی نظام و اثر آبیاری تکیملی بر آن تعیین شود. بدین منظور، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه (تعداد کشاورزان) تعیین گردید و سپس در بین کشاورزان پرسش­نامه‌­هایی توزیع شد تا اطلاعات مربوط به نظام کشت خود شامل نوع ماشین‌­آلات، سطح نهایی زمین زیر کشت، روش کاشت و برداشت، عملکرد دانه در واحد سطح، تعداد کارگرها (مرد و زن)، میزان بذر استفاده شده، مقدار کود و آفت­‌کش‌­ها را در آن قید کنند. برای مقایسه دو نظام تولید نخود دیم، علاوه‌بر اندازه­گیری انرژی­‌های ورودی و خروجی، شاخص‌­های نسبت انرژی و انرژی خالص خروجی نیز محاسبه شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده­های به‌دست آمده از پرسش­نامه‌­ها نشان داد که کل انرژی ورودی به نظام 14589 مگاژول در هکتار بود که 87 درصد آن (12724 مگاژول در هکتار) به مصرف سوخت دیزل اختصاص داشت. عملکرد دانه نخود دیم در شرایط کشت دیم کم (645 کیلوگرم در هکتار) بود، به همین دلیل انرژی خروجی از نظام (11997 مگاژول در هکتار) کمتر از انرژی ورودی به نظام بود که در نتیجه، نسبت انرژی و انرژی خالص خروجی به‌ترتیب کمتر از یک (82/0) و کمتر از صفر (2491- مگاژول در هکتار) به‌دست آمد. اگر چه آبیاری تکمیلی درمرحله گل‌دهی، مصرف انرژی را به‌اندازه 60 مگاژول در هکتار افزایش داد، ولی به‌دلیل افزایش 34 درصدی عملکرد دانه و انرژی خروجی نظام، کارآیی انرژی کل نظام تولید نخود دیم را بهبود بخشید، چرا که باعث افزایش نسبت انرژی و انرژی خروجی به‌ترتیب به 1/1 و 1406 مگاژول در هکتار شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آبیاری تکمیلی در مرحله گل‌دهی، علاوه‌بر افزایش عملکرد دانه، کارآیی انرژی را نیز افزایش می­‌دهد.

مقاله پژوهشی زراعت

ارزیابی عملکرد بوته و اجزای عملکرد نخود زراعی و کینوا تحت تأثیر نیتروژن و نسبت‌های کشت مخلوط نخود زراعی و کینوا

صفحه 263-275

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.84081.1064

الهام رفتاری، علی نخ‌زری مقدم، مهدی ملاشاهی، ابراهیم غلامعلی پور علمداری

چکیده به‌منظور بررسی اثر نیتروژن و نسبت‌های کشت مخلوط نخود زراعی و کینوا بر برخی ویژگی‌های نخود زراعی و کینوا، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه گنبدکاووس در سال زراعی 1400- 1399 اجرا گردید. عامل نیتروژن در سه سطح شامل عدم مصرف و مصرف 25 و 50 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار و عامل‌ الگوی کاشت در نه سطح شامل کشت خالص نخود زراعی و کینوا، کشت مخلوط جایگزین 33، 50 و 67 درصد کینوا به‌جای نخود زراعی، کشت مخلوط افزایش 33، 50، 67 و 100 کینوا به نخود زراعی بودند. الگوی کاشت و نیتروژن اثر معنی‌داری بر ارتفاع بوته، تعداد غلاف و دانه در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن 100 دانه و عملکرد بوته نخود زراعی و همچنین بر ارتفاع بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه و عملکرد بوته کینوا داشت. ارتفاع بوته نخود زراعی در تیمارهای افزایشی بیش از جایگزین و کشت خالص نخود زراعی بود، امّا تعداد غلاف و دانه در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن 100 دانه و وزن خشک بوته نخود زراعی در تیمارهای خالص و جایگزین بیش‌تر از افزایشی بود. مصرف نیتروژن، همه ویژگی‌های نخود زراعی و کینوا را افزایش داد. عملکرد بوته نخود زراعی در تیمار‌ کشت خالص و تیمارهای جایگزین بیش از افزایشی بود. با توجه به بالا بودن تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته و وزن 100 دانه در تیمارهای خالص و جایگزین، این تیمارها عملکرد بوته بالاتری نسبت به تیمارهای افزایشی داشتند. زیادبودن تعداد دانه بوته و وزن دانه کینوا در تیمار‌ کشت مخلوط جایگزین 33 درصد کینوا به‎جای نخود زراعی باعث افزایش عملکرد بوته شد. کم بودن تراکم در تیمار‌ کشت خالص و تیمارهای کشت مخلوط جایگزین باعث شد، بوته‌ها رقابت کمتری برای جذب آب، موادغذایی و نور داشته باشند که این موضوع باعث افزایش عملکرد بوته شد. 

مقاله پژوهشی زراعت

ارزیابی رقابت بین گیاه زراعی ماش (Vigna radiata) و علف‌هرز سلمه‌تره (Chenopodium album) تحت تأثیر گرد و خاک

صفحه 277-302

https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.81901.1055

فریده شادیوند، علیرضا تاب، اخلاص امینی، سمیه حاجی نیا

چکیده به‌منظور بررسی رقابت بین ماش (Vigna radiata) و سلمه‌تره (Chenopodium album) تحت تأثیر گرد و خاک، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام در بهار سال 1401 انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل گرد و خاک در دو سطح (صفر و 60 گرم گرد و خاک در مترمکعب هوا) و الگوی کاشت جایگزینی در پنج سطح (تک‌کشتی ماش و سلمه‌تره، کشت مخلوط جایگزینی 75 درصد ماش + 25 درصد سلمه‌تره، 50 درصد ماش + 50 درصد سلمه‌تره و 25 درصد ماش + 75 درصد سلمه‌تره) بودند. صفات مورد بررسی شامل پارامترهای فتوسنتزی، رنگیزه‌های فتوسنتزی، ارتفاع بوته، سطح برگ، اجزای عملکرد و عملکرد دانه ماش و وزن گل‌آذین سلمه‌تره بودند. نتایج نشان داد که گرد و خاک تأثیری بر خصوصیات مورفو- فیزیولوژیکی علف‌هرز سلمه‌تره نداشت. گرد و خاک سرعت فتوسنتز، مقدار رطوبت نسبی برگ، سطح برگ، ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، عملکرد بیولوژیکی و عملکرد دانه ماش را به‌ترتیب 1/26، 7/9، 6/10، 3/19، 8/14، 24 و 2/23 درصد کاهش داد. بیشترین مقدار کلروفیل برگ ماش (65/4 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) در الگوهای کاشت 75 درصد ماش + 25 درصد سلمه‌تره و کشت خالص ماش تحت شرایط بدون گرد و خاک به‌دست آمد. بیشترین سرعت فتوسنتز، سرعت تعرق، سطح برگ و تعداد غلاف در بوته ماش در کشت خالص و الگوی کاشت 75 درصد ماش + 25 درصد سلمه‌تره مشاهده شد. تحت هر دو شرایط گرد و خاک در همه الگوهای کاشت، عملکرد واقعی ماش کمتر از عملکرد مورد انتظار بود و منحنی تغییرات عملکرد ماش به‌صورت مقعر بود؛ امّا عملکرد واقعی سلمه‌تره بیشتر از عملکرد مورد انتظار بود و منحنی به‌صورت محدب و نشان‌دهنده روابط سودبری یک‌جانبه برای سلمه‌تره و زیانبری یک‌جانبه برای ماش بود. ضریب تراکم نسبى و نسبت رقابت تحت هر دو شرایط گرد و خاک در الگوهای مختلف کاشت برای علف‌هرز سلمه‌تره بیشتر از یک به‌دست آمد؛ که نشان‌دهنده برتری قدرت رقابتی سلمه‌‍‌تره در مقایسه با ماش است. شاخص غالبیت سلمه‌تره تحت شرایط گرد و خاک بیشتر از شرایط بدون گرد و خاک است که نشان می‌دهد، تحت شرایط تنش‌های محیطی از جمله گرد و خاک، علف‌هرز سلمه‌تره از قدرت رقابتی بیشتری برخوردار است؛ بنابراین کنترل و مدیریت علف‌هرز سلمه‌تره در گیاهان زراعی به‌ویژه ماش تحت شرایط گرد و خاک بسیار حائز اهمیت است.