با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 3، شماره 2، دی 1391 
مقالات پژوهشی

تعیین تنوع ژنتیکی جدایه های Fusarium oxysporum f.sp. ciceri عامل پژمردگی و زردی نخود با استفاده از دو نشانگر RAPD و PCR-RFLP در استان های خراسان رضوی و شمالی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24531

سمانه ذکائی، ماهرخ فلاحتی رستگار، بهروز جعفرپور، عبدالرضا باقری، وحید جهانبخش مشهدی

چکیده به‌منظور بررسی تنوع ژنتیکی جدایه های قارچ عامل پژمردگی و زردی نخود از دو نشانگر مولکولی RAPD و PCR-RFLP استفاده شد. در روش RAPD، 14آغازگر استفاده‌شده، چندشکلی خوبی را نشان دادند. بعد از بررسی الگوهای باندی این 14آغازگر، میزان قرابت ژنتیکی20جدایه بر اساس فاصله ژنتیکی به‌صورت دندروگرام رسم گردید. تجزیه دندروگرام رپید نشان داد که که بین منشأ جغرافیایی جدایه ها و گروه های ژنتیکی، ارتباط معنی داری وجود ندارد. در روش PCR-RFLP قطعات تکثیرشده با استفاده از آغازگر های IGS2 و CLN12 در یک گروه طولی bp2500 قرار گرفتند. در کل، در اثر هضم محصول PCR با سه آنزیم برشی، 22عدد باند چند شکلی ایجاد شد که در این بین، آنزیم RsaI بیشترین تعداد باند چند شکلی (12باند) و آنزیم EcoRI کمترین تعداد باند چند شکلی (3باند) را تولید کردند. نتایج محاسبة فاصلة ژنتیکی آن ها نشان داد که جدایه های FOC86، FOC85 و FOC40 (از نیشابور)، FOC32 (از بجنورد)، FOC21 و FOC15 (از بردسکن) و FOC11 (از قوچان) کمترین فاصله و بیشترین شباهت ژنتیکی را از هم داشته و بیشترین فاصلة ژنتیکی هم بین جدایة FOC6 (از قوچان) با سایر جدایه ها به‌دست آمد. در این روش بین منشأ جغرافیایی جدایه ها با گروه بندی خوشه ای آنها، رابطة آشکاری وجود نداشت.

مقالات پژوهشی

بررسی صفات مورفولوژیک، میزان پرولین و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان در ژنوتیپ‌های نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط تنش خشکی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24695

پروانه ابریشم‌چی، علی گنجعلی، هصان ساکنی

چکیده مطالعة حاضر با هدف بررسی واکنش ژنوتیپ‌های نخود به تنش خشکی از نظر صفات مورفولوژیک و تغییرات بیوشیمیایی ایجادشده، برای درک بهترِ ساز و کارهای مقاومت به خشکی و دستیابی به منابع ژنتیکی مطلوب انجام گرفت. ژنوتیپ‌های نخود شاملMCC877 و MCC696 (متحمل به خشکی) و MCC776 و MCC588(حساس به خشکی) در چهار رژیم رطوبتی خاک شامل ظرفیت زراعی (شاهد)، 75درصد، 50درصد و 25درصد ظرفیت زراعی به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در محیط کنترل‌شده، در سال1388 با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب صفات مورفولوژیک، مانند ارتفاع بوته، زیست تودة اندام هوایی و ریشه، مجموع طول ریشه‌ها و سطح برگ، عمدتاً تحت تأثیر تنش‌های شدید خشکی قرار گرفتند. تنش‌های متعادل خشکی (رطوبت 50درصد ظرفیت زراعی و بالاتر)، تأثیر معنی‌داری بر صفات فوق نداشت. در این بررسی، با کاهش رطوبت خاک، میزان پرولین در تمام ژنوتیپ‌ها افزایش یافت. ژنوتیپ بومی کاندیدا برای تحمل به خشکی (MCC696) از بیشترین مقدار پرولین درشرایط تنش شدید خشکی برخوردار بود. فعالیت آنزیم‌های سوپراکسیددیسموتاز و پراکسیداز، تحت تأثیر تنش خشکی، افزایش یافت و این افزایش در ژنوتیپ حساس به خشکی MCC588، بیش از سایر ژنوتیپ‌های نخود بود. احتمالاً عدم وجود مقاومت و اجتناب از تنش خشکی در ژنوتیپ MCC588، باعث واکنش گیاه به تولید بیشتر آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان در این ژنوتیپ شد.

مقالات پژوهشی

اثر آبیاری محدود و مقادیر کمپوست بر خصوصیات مورفولوژیک و عملکرد دو رقم زراعی نخود (‍Cicer arietinum)

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24696

محمودرضا تدین، علی‌جعفر قربانی‌نژاد

چکیده به‌منظور ارزیابی تأثیر آبیاری تکمیلی و مقادیر کمپوست بر ویژگی‌های مورفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم نخود، آزمایشی مزرعه‌ا‌ی در خرم‌آباد ایران در سال1389 به‌اجرا درآمد. آزمایش به‌صورت کرت‌های دوبارخُردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی شامل چهار سطح آبیاری (بدون آبیاری به‌عنوان شاهد، آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی، پُرشدن دانه، گلدهی+پُرشدن دانه) و عامل فرعی در سه سطح کمپوست (صفر، 10، و 15تُن در هکتار) و دو رقم نخود (گریت وFlip93-93) به‌عنوان عامل فرعی فرعی درنظرگرفته شد. نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین تعداد ساقه اصلی (633/3)، شاخه فرعی (61/14)، تعداد غلاف در بوته (68/36)، تعداد دانه در بوته (26/39)، حداکثر ارتفاع بوته (06/38 سانتی‌متر)، وزن 1000دانه (5/291 گرم)، عملکرد دانه (1688 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیک (4898 کیلوگرم در هکتار)، از تیمار آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی+پُرشدن دانه به‌دست آمد. بیشترین عملکرد دانه از برهمکُنش آبیاری تکمیلی و میزان 15تُن کمپوست در هکتار به‌دست آمد. عملکرد ارقام نشان می‌دهد که گیاه نخود، واکنش خوبی به آبیاری تکمیلی و کمپوست در شرایط دیم دارد، لذا به‌عنوان گیاه زراعی مناسبی برای شرایط دیم و آبیاری تکمیلی در منطقة خرم‌آباد، قابل توصیه می‌باشد.

مقالات پژوهشی

گزینش برای تحمل به تنش خشکی انتهای فصل در ژنوتیپ‌های لوبیا چشم‌بلبلی (Vigna unguiculata L.)

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24697

مسلم فتحی، محمدرضا بی‌همتا، ناصر مجنون‌حسینی، علی‌اکبر شاه‌نجات بوشهری، هادی محمدعلی‌پوریامچی

چکیده به‌منظور بررسی و تعیین مؤثرترین صفات و شاخص‌های تحمل به خشکی و شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل به شرایط کم‌آبی در لوبیا چشم‌بلبلی، آزمایشی در قالب طرح آگمنت در دو شرایط جداگانه در مزرعة دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران واقع در کرج در سال زراعی1388 اجرا گردید. تنش خشکی به‌صورت قطع آبیاری از زمان گلدهی به‌بعد در مقابل شرایط معمول هر هشت روز یک‌بار، بر روی 238ژنوتیپ اِعمال گردید. ارزیابی ژنوتیپ‌ها از نظرتحمل به خشکی، توسط هفت شاخص مختلف شامل میانگین حسابی(MP)، میانگین هارمونیک(HARM)، تحمل(TOL)، حساسیت به تنش(SSI)، تحمل به تنش(STI)، میانگین هندسی(GMP) و نرخ کاهش عملکرد (Yr) صورت گرفت. برای تعیین روابط بین عملکرد دانه و شاخص‌ها، از ضرایب همبستگی پیرسون استفاده گردید و شاخص‌های MP، GMP، HARM و STI که دارای همبستگی مثبت و معنی‌داری با عملکرد دانه در هر دو شرایط بودند، انتخاب شدند که می‌توانند جهت شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل به خشکی و پُرمحصول برای هر دو شرایط محیطی به‌کار روند. با استفاده از روش ترسیمی بای‌پلات بر روی 238ژنوتیپ لوبیا چشم‌بلبلی و مشاهدة وضع قرارگرفتن ژنوتیپ‌ها در با‌ی‌پلات مذکور، ژنوتیپ‌های 4، 149، 180، 6، 147، 151، 160، 55، 9 و 189، به‌عنوان ژنوتیپ‌های متحمل با عملکرد بالا شناسایی شدند. تجزیة کلاستر بر اساس شاخص‌‌های مورد بررسی و عملکرد تحت شرایط معمول و تنش خشکی، ژنوتیپ‌های مورد بررسی را در چهار کلاستر گروه‌بندی کرد که اکثر ژنوتیپ‌های مقاوم به خشکی با عملکرد بالا در کلاستر سوم قرار گرفتند و اکثر ژنوتیپ‌های حساس به تنش خشکی در کلاستر دوم قرار گرفتند.

مقالات پژوهشی

تأثیر آنتاگونیستی جدایه های سودوموناس فلورسنت علیه قارچ Fusarium oxysporum f. sp. ciceris

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24698

زهرا ابراهیمی کاظم‌آباد، حمید روحانی، فاطمه جمالی، عصمت مهدیخانی‌مقدم

چکیده پژمردگی فوزاریومی نخود با عاملF. oxysporum f. sp. ciceris یکی از مهم‌ترین بیماری‌های این گیاه در ایران به‌شمار می‌رود. به‌منظور شناسایی عوامل کنترل بیولوژیکی این بیماری، سودوموناس‌های فلورسنت از فراریشة نخود با استفاده از محیط کشت کینگ‌ب(KB) در مزارع استان خراسان، جداسازی و شمارش شدند. فعالیت ضدقارچی80جدایة باکتریایی علیه قارچF. oxysporum f. sp. ciceris در دو محیط کشت کینگ‌ب((KB و سیب‌زمینی دکستروز آگار(PDA) بررسی شد. نتایج نشان داد که از بین80جدایة مورد بررسی، 25/81درصد استرین‌ها در محیطKB و 37/94درصد در محیطPDA دارای توانایی بازدارندگی از رشد قارچ بودند. بین تولید متابولیت‌های ضدقارچی با کاهش بیماری، همبستگی مشاهده شد؛ ولی در مورد تولید سیدروفور، هیچ‌گونه همبستگی مشاهده نگردید. درآزمایش‌های گلخانه‌ای، جدایه‌هایM2-15، Pf-5 وK-15، بهترین اثر را بر وزن تَرِ ریشه و جدایة M2-15 بهترین اثر را بر وزن تَرِ بخش‌های هوایی داشتند. در بین جدایه‌های مورد بررسی، جدایةM2-15 موجب کاهش معنی‌دار شدت بیماری در مقایسه با سایر جدایه‌ها گردید.

مقالات پژوهشی

مطالعة اثر تاریخ کاشت و تراکم بوته بر عملکرد و اجزای عملکرد رقم اصلاح‌شدة نخود آرمان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24700

رحیم بیات، سیدحسین صباغ‌پور، علی حاتمی، علی‌ اشرف مهرابی

چکیده به‌منظور بررسی اثر تاریخ‌های مختلف کاشت و تراکم بوته بر روی عملکرد دانه و اجزای عملکرد در رقم اصلاح شدة نخود آرمان، این تحقیق در قالب کرت‌های خُردشده با طرح پایة بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان در سال زراعی89-1388 در شرایط دیم اجرا شد. عامل اصلی، تاریخ های مختلف کاشت در سه سطح شامل کشت انتظاری (25آذرماه)، کشت بهنگام بهاره (17اسفندماه) و کشت دیرهنگام بهاره (15فروردین‌ماه) و عامل فرعی، تراکم‌های مختلف شامل20، 30 و40بوته در مترمربع بود. نتایج نشان داد که تاریخ کشت بر تعداد غلاف در بوته، وزن 100دانه و عملکرد دانه، تأثیر معنی‌داری (p < 0.01) داشت. همچنین نتایج نشان داد که تراکم بوته، تأثیر معنی‌داری (p < 0.01) بر تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه و شاخص برداشت داشت. اثر متقابل تاریخ کشت و تراکم بوته بر عملکرد دانه، در سطح احتمال یک‌درصد معنی‌دار بود. در نهایت، بیشترین عملکرد دانه، در کشت انتظاری با تراکم30بوته در مترمربع حاصل شد و کمترین عملکرد دانه نیز در کشت بهارة دیرهنگام با40بوته در مترمربع به‌دست آمد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی حساسیت برخی حبوبات و گیاهان زراعی به بقایای شبیه‌سازی‌شدة علف‌کش متری‌بیوزین در خاک

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24705

سیده‌ فاطمه فخرراد، ابراهیم ایزدی دربندی، محمدحسن راشد محصل، محمد حسن‌زاده خیاط

چکیده به‌منظورارزیابی حساسیت گیاهان زراعی مختلف به بقایای متری‌بیوزین، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی در چهار تکرار در گلخانة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. عوامل مورد بررسی در این آزمایش، شامل هشت گیاه زراعی (لوبیا، عدس، نخود، ذرت، گندم، جو، کلزا و چغندرقند) و هفت غلظت مختلف علف‌کش متری‌بیوزین در خاک (0، 016/0، 032/0، 064/0، 128/0، 160/0 میلی‌گرم مادة مؤثرة متری‌بیوزین در کیلوگرم خاک) بودند. پس از تعیین درصد سبزشدن گیاهان، بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشة آن‌ها،30روز بعد از سبزشدن‌شان اندازه‌گیری شد. به‌منظور بررسی پاسخ گیاهان مورد آزمایش به بقایای متری‌بیوزین، پس از تجزیة واریانس داده‌ها، آنالیز رگرسیون آن‌ها برای تعیین مقدار باقیماندة لازم متری‌بیوزین برای50درصد تلفات در متغیرهای اندازه‌گیری‌شده (ED50) از برازش داده‌های بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشه به معادلات سه و چهارپارامتری لجستیک انجام شد. نتایج نشان داد که بقایای متری‌بیوزین در خاک، تأثیر معنی‌داری بر رویش گیاهان مذکور نداشت؛ اما با افزایش میزان غلظت متری‌بیوزین، وزن خشک تمام گیاهان به‌طور معنی‌داری (p

مقالات پژوهشی

تأثیر تاریخ و تراکم کاشت بر جمعیت و شدت خسارت کرم‌های پیله‌خوار نخود در استان لرستان

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24707

روشنک قربانی، سیدکریم موسوی، محسن غیاثوند، جواد کریم‌زاده اصفهانی

چکیده اثر تاریخ کاشت و تراکم کاشت نخود بر جمعیت و درصد خسارت کرم‌های پیله‌خوار نخود طی سال‌های 1387 و 1388 به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در منطقة نخودخیز گریت شهرستان خرم‌آباد بررسی شد. فاکتورهای آزمایش شامل تاریخ کاشت در سه سطح (23اسفند،10فروردین و اول اردیبهشت) و تراکم کاشت نیز در سه سطح (25،50 و 75بوته در مترمربع) بود. جمعیت لارو آفت، با شمارش روی بوته‌ها در طول فصل رشد تعیین و درصد غلاف‌های خسارت‌دیده، عملکرد نهایی و وزن 100دانه در زمان برداشت مشخص شد. کم‌بودن جمعیت آفت کرم پیله‌خوار نخود در سال اول آزمایش، به سرما و یخبندان بی‌سابقة زمستان 1386 (دمای 6/14درجه سانتی‌گراد زیرصفر) نسبت داده شد. نتایج سال دوم آزمایش نشان داد که با کاشت زودهنگام نخود، اگرچه جمعیت آفت 35/1برابر و درصد غلاف‌های آفت‌زده، پنج‌برابر شد، اما عملکرد محصول نیز 6/61درصد افزایش یافت. درصد غلاف‌های آفت‌زده برای تاریخ کاشت‌های 23اسفند و10فروردین، به‌ترتیب 5پنج‌برابر و چهاربرابر تاریخ کاشت اردیبهشت‌ماه بود. میانگین عملکرد دانه برای تاریخ‌ کاشت‌های 23اسفند و10فروردین، به‌ترتیب 6/61درصد و 4/52درصد بیشتر از تاریخ کاشت اردیبهشت بود. افزایش تراکم کاشت، باعث افزایش درصد جمعیت و درصد خسارت کرم‌های پیله‌خوار شد. بیشترین عملکرد دانه از بالاترین تراکم کاشت، حاصل شد. با افزایش تراکم کاشت از 25 به 50 و 75بوته در مترمربع، عملکرد دانة نخود به‌ترتیب 3/13درصد و 7/37درصد افزایش یافت.

مقالات پژوهشی

اثر محلول پاشی اسید سالیسیلیک بر عملکرد و اجزای عملکرد و برخی از صفات فیزیولوژیک ارقام عدس تحت تنش شوری ( (Lens culinaris Medik

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24708

راضیه کایدنظامی، حمیدرضا بلوچی، علیرضا یدوی

چکیده عدس، یکی از گیاهان حساس به شوری است و تنش شوری در طول دورة رشد این گیاه، اثرات نامطلوبی بر رشد و عملکرد آن می‌گذارد. به‌منظور تعدیل تنش شوری و مطالعة اثر محلول پاشی اسید سالیسیلیک بر برخی صفات فیزیولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد گیاه عدس تحت تنش شوری در شرایط گلخانه ای، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایة بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. فاکتور اول، شامل سه رقم عدس (کیمیا، کرمانشاه و گچساران)، فاکتور دوم شامل سه سطح شوری (0، 60 و120میلی مولار کلرید سدیم) و فاکتور سوم، محلول پاشی با اسید سالیسیلیک شامل سه سطح (0، 2/0 و 5/0میلی مولار) بودند. نتایج نشان داد که عملکرد دانة تودة محلی کرمانشاه در شرایط بدون تنش و محلول‌پاشی با اسید سالیسیلیک 5/0میلی مولار و نیز میزان آن در شرایط تنش شوری (60 و 120میلی مولار) به‌ترتیب با دو تیمار اسید سالیسیلیک 2/0 و 5/0میلی‌مولار نسبت به دو رقم دیگر، بیشتر بود. تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف که دو جزء مهم عملکرد هستند، در تودة محلی کرمانشاه، بیشتر از دو رقم دیگر بود. همچنین، برهمکنش کلیة عامل ها روی تعداد شاخة فرعی، وزن 100دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، مالون‌دی‌آلدهید اسید و پرولین، معنی دار بود. اثر اسید سالیسیلیک بر بهبود رشد و افزایش عملکرد و اجزای عملکرد در شرایط تنش شوری معنی‌دار بود و باعث افزایش عملکرد دانه گردید. در کل، تودة محلی کرمانشاه در شرایط شوری60 و 120میلی مولار، به‌ترتیب با محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک 2/0 و 5/0میلی مولار نسبت به دو رقم دیگر، از نظر اکثر صفات مورد بررسی، نتیجة بهتری را نشان داد.

مقالات پژوهشی

مطالعه برخی از صفات کمّی مؤثر بر عملکرد لاین های لوبیاچیتی

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24710

زهرا عرفانی‌مقدم، جلال صبا

چکیده ارزیابی های گوناگون در منابع ژنتیکی گیاهی، امکان شناسایی تنوع ژنتیک و استفاده از آنها را در اصلاح گیاهان فراهم می آورد. در این آزمایش، 27لاین انتخابی از نسل F7لوبیاچیتی و یک شاهد محلی همراه با دو رقم شاهد تلاش و COS-16، در مجموع30لاین و رقم، تیمارهای آزمایش را تشکیل دادند که به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار، در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه زنجان در سال زراعی1388 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیة واریانس نشان داد که بین مواد گیاهی مورد ارزیابی از نظر تمام صفات مورد بررسی در سطح احتمال 1درصد، تفاوت بسیار معنی دار وجود داشت. مقایسة نتایج تجزیه کلاستر و تجزیه به مؤلفه های اصلی، نشان‌دهندة شباهت بسیارزیاد این دو تجزیه درگروه بندی تیمارها می باشد. نتایج تجزیه به مؤلفه های اصلی نشان داد که چهار مؤلفة اول، 81درصد از کل واریانس متغیرها را توجیه کردند. صفات روز تا50درصد غلاف دهی، ارتفاع بوته و عملکرد دانه، بیشترین واریانس مؤلفة اول و صفات درصد سبزشدن و شاخص سبزشدن، بیشترین ضریب تبیین را در مؤلفه دوم توجیه کردند. صفت روز تا رسیدگی کامل، بیشترین واریانس مؤلفة سوم و تعداد دانه در غلاف، بیشترین ضریب تبیین را در مؤلفة چهارم توجیه کردند. بررسی روابط بین صفات و نتایج تجزیه به مؤلفه ها و همچنین تجزیه کلاستر نشان داد که لاین های 24، 21، 5 و20، نسبت به سایر ژنوتیپ ها برتری داشتند.