ارزیابی تنوع ژنتیکی و روابط بین صفات مورفولوژیک ژرمپلاسمهای نخود کابلی و دسی
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.20913
محمد دشتکی، محمدرضا بیهمتا، هادی محمدعلی پوریامچی
چکیده آگاهی از روابط بین صفات زراعی با عملکرد اقتصادی، از اهمیت زیادی در تحقیقات بِهزراعی و بِهنژادی برخوردار است. بهمنظور بررسی تنوع ژنتیکی و شناسایی اجزای عملکرد، 568ژرمپلاسم نخود کابلی و 390ژرمپلاسم نخود دسی موجود در کلکسیون حبوبات دانشکدة کشاورزی دانشگاه تهران،کرج در سال زراعی 1388 در مزرعة تحقیقاتی دانشکده، در قالب طرح آگمنت بهطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. صفات مورد بررسی در این تحقیق، شامل تعداد روز تا 50درصد گلدهی، وزن100دانه، ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه درغلاف، تعداد شاخة اصلی و عملکرد دانه بودند. نتایج حاصل از بررسی همبستگیهای فنوتیپی و رگرسیون گامبهگام نشان داد که در هر دو تیپ کابلی و دسی، تعداد غلاف در بوته، وزن100دانه و ارتفاع گیاه، ازجمله صفات مهم و مؤثر بر روی عملکرد میباشند. از طرف دیگر، تجزیة علیت نشان داد که تعداد غلاف در بوته، بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه در هر دو تیپ دارد. بر اساس تجزیه به مؤلفههای اصلی با استفاده از هفت صفت زراعی، در هر دو تیپ، سه مؤلفة اصلی انتخاب شدند که در مجموع در ژنوتیپهای تیپ کابلی 3/61درصد و در ژنوتیپهای تیپ دسی 5/66درصد از تنوع کل را توجیه کردند و در هر دو تیپ، مؤلفههای اول و دوم بهعنوان مؤلفههای عملکرد و اجزای عملکرد و مؤلفة سوم، به عنوان مؤلفة فنولوژیک معرفی شدند. گروهبندی ژنوتیپها در هر دو تیپ دسی و کابلی، براساس صفات مورد بررسی با استفاده از تجزیة خوشهای بهروش Ward انجام شد که بر این اساس، ژنوتیپهای مورد بررسی در هر دو تیپ در چهار کلاستر، گروهبندی شدند.
ارزیابی بخشی از مجموعة ژرم پلاسم نخود بانک بذر دانشگاه فردوسی مشهد قسمت دوم: نخود های تیپ کابلی
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.20914
احمد نظامی، فرزین پورامیر، صیاد مؤمنی، حسن پرسا، علی گنجعلی، عبدالرضا باقری
چکیده شناسایی خصوصیات مختلف ریخت شناسی، فنولوژیک و عملکردی ژنوتیپ های یک گیاه، بهدلیل ارائه اطلاعات لازم در مورد تنوع قابل دسترس و درنتیجه فراهمآوردن امکان انتخاب برای یک یا چند صفت خاص، حایز اهمیت می باشد. بهاین منظور در این تحقیق، 73نمونه از ژنوتیپ های نخود تیپ کابلی از بانک بذر حبوبات پژوهشکدة علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد بهصورت آبی در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در اردیبهشت ماه 1386 کشت شدند. صفات مختلفِ اندازه گیریشده در مورد هر یک از نمونه های کشتشده بر اساس دسکریپتور نخود عبارت بودند از: طول دورة رویشی، طول دورة گلدهی تا غلاف دهی، طول دورة گلدهی تا رسیدگی، ارتفاع بوته، طول و عرض برگچه، تعداد برگچه در برگ، طول برگ، سطح برگ، تعداد گره در ساقة اصلی، تعداد شاخه های فرعی اولیه، ثانویه و ثالثیه، تیپ رشدی گیاه، طول گل، تعداد غلاف در دمگل، طول غلاف، ارتفاع اولین غلاف از سطح زمین، تعداد غلاف در بوته، وضعیت شکوفایی غلاف، تعداد دانه در غلاف، رنگ و شکل بذر، وزن1000دانه و عملکرد دانه. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ ها از نظر طول دورة گلدهی تا رسیدگی، اختلاف قابلتوجهی وجود نداشت؛ بهطوریکه اختلاف بین کمترین تا بیشترین تعداد روز از گلدهی تا رسیدگی، 11روز بود. بیشترین تعداد ژنوتیپ ها (4/64%) از نظر طول دورة گلدهی تا رسیدگی در گروه 37-34روز و کمترین تعداد (0/15%) نیز در گروه کمتر از 34روز قرار گرفتند. از نظر ارتفاع بوته، تنوع قابلتوجهی بین ژنوتیپ های مورد بررسی وجود داشت؛ بهطوریکه تفاوت کمترین و بیشترین ارتفاع بوتة مشاهدهشده حدود50سانتی متر بود و ژنوتیپ MCC706 با 67سانتی متر، بیشترین ارتفاع بوته را دارا بود. عملکرد دانه در33درصد از ژنوتیپ ها، بیش از400گرم در متر مربع بود؛ بهطوریکه نمونة MCC216 با 885گرم در متر مربع، بیشترین میزان عملکرد دانه را داشت. با استفاده از آزمون کلاستر، ژنوتیپ های مورد مطالعه در پنج خوشة مجزا قرار گرفتند که در بین این خوشه ها، خوشة چهار و یک بهترتیب، دارای بیشترین و کمترین عملکرد بودند. با توجه به نتایج بهدستآمده، تنوع قابلملاحظه ای در میان ژنوتیپ های مورد بررسی از نظر صفات ارزیابیشده وجود داشت و لذا بهنظر می رسد که این تنوع در برنامه های بِه نژادی جهت بهبود عملکرد این گیاه می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی اثر مصرف پتاسیم بر جذب و تخصیص نیتروژن و پروتئین دانه در دو رقم عدس دیم
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21031
علیرضا محسنی محمدجانلو، احمد توبه، عبدالقیوم قلی پوری، حسین مصطفایی
چکیده بهمنظور بررسی اثر مصرف پتاسیم بر جذب و تخصیص نیتروژن و پروتئین دانه در دو رقم عدس دیم، آزمایشی در سال زراعی 1387 با تاریخ کاشت 11فروردین در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل اجرا شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل سه سطح پتاسیم خالص (صفر، 30 و60کیلوگرم در هکتار) به فُرم کود سولفاتپتاسیم، فاکتور دوم سه سطح نیتروژن خالص (صفر، 25 و50کیلوگرم در هکتار) به فُرم کود اوره و فاکتور سوم دو رقم عدس (محلی و ILL1180) در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با مصرف60کیلوگرم پتاسیم در هکتار، بیشترین درصد نیتروژن دانه، درصد پروتئین دانه (68/27درصد) و درصد نیتروژن اندام هوایی بهدست آمد. از گروه صفات فنولوژیک، زمان50درصد سبزکردن، 50درصد گلدهی و زمان رسیدگی، تحت تأثیر اثر اصلی نیتروژن برای سطح 50کیلوگرم نیتروژن نسبت به سطوح دیگر، بهطور معنیداری بیشتر بود. با طولانیشدن طول دورة رسیدگی، صفاتی مانند تعداد کل غلاف و تعداد دانه در بوته نیز در همین تیمار در برترین گروه قرار گرفت که با اختلاف معنیداری باعث تولید بیشترین عملکرد دانه (1/1465کیلوگرم در هکتار) با مصرف 50کیلوگرم نیتروژن در هکتار شد. همین روند تغییرات در درصد نیتروژن دانه، جذب نیتروژن دانه، درصد پروتئین دانه، درصد نیتروژن اندام هوایی و جذب پتاسیم در دانه در این تیمار مشاهده شد. در اثر اصلی رقم، رقم محلی در صفات درصد پتاسیم دانه و جذب پتاسیم در دانه بر رقم ILL1180 برتری داشت اما رقم ILL1180 از لحاظ تعداد دانه در بوته و درصد پتاسیم اندام هوایی نسبت به رقم محلی، برتر بود. بهطورکلی، بهنظر میرسد تأثیر مثبت نیتروژن زیاد روی اکثر صفات، بهخاطر مصرف 60کیلوگرم پتاسیم در هکتار بود.
ارزیابی ویژگیهای فنولوژیک و مورفولوژیک ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.) متحمل به سرما در شرایط کشت انتظاری دیم در مشهد
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21032
حسین صداقتخواهی، مهدی پارسا، احمد نظامی، عبدالرضا باقری، حسن پرسا
چکیده بهمنظور بررسی عکسالعمل ویژگیهای فنولوژیک و مورفولوژیک ژنوتیپهای نخود متحمل به سرما به کشت انتظاری در شرایط آب و هوایی مشهد، آزمایشی در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 86-1385 انجام شد. آزمایش در قالب طرح لاتیس با سه تکرار و هر تکرار شامل نُه بلوک و هر بلوک دارای نُه کرت، انجام گرفت و تیمار مورد مطالعه، 81ژنوتیپ متحمل به سرمای نخود انتخابی از مطالعات قبلی بود. بر اساس نتایج، تفاوت میان ژنوتیپهای مورد آزمایش از نظر طول مراحل نمو (شامل کاشت تا سبزشدن، سبزشدن تا گلدهی، گلدهی تا غلافدهی و غلافدهی تا رسیدگی) و ویژگیهای مورفولوژیک (شامل ارتفاع بوته، تعداد شاخه در بوته و مجموع طول شاخهها در بوته) معنیدار بوده (05/0≥p) و تنوع قابلملاحظهای در بین ژنوتیپها مشاهده شد. درصد بقاء در 73درصد از نمونهها بیش از 75درصد بود. همچنین عملکرد دانه برای حدود 32درصد از نمونهها بیش از 40گرم در مترمربع بود. دورة رشد رویشی، دورة رشد زایشی و ارتفاع بوته، از مهمترین ویژگیهای تعیینکنندة عملکرد در این آزمایش بودند. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که در کلکسیون نخود مشهد، نمونههای سازگار به کشت انتظاری دیم با ویژگیهای زراعی مناسب برای این سیستم کشت، وجود دارد.
خصوصیات فیزیولوژیک ارقام نخود زراعی (Cicer arietinum L.) تحت اثر تنش خشکی و کود نیتروژنه آغازگر
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21033
مراد شعبان، سیروس منصوریفر، مختار قبادی، سید حسین صباغپور
چکیده تنش خشکی مهمترین عامل کاهش عملکرد گیاهان زراعی از جمله نخود بوده و باعث تغییر در میزان برخی ترکیبات درونی گیاه میشود. این تحقیق بهمنظور بررسی اثرات تنش خشکی و کود نیتروژنة آغازگر روی برخی صفات فیزیولوژیک چهار رقم نخود انجام شد. آزمایش بهصورت اسپلیتفاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار تنش خشکی شامل سطح بدون تنش خشکی (آبیاری کامل)، سطح تنش خشکی متوسط (آبیاری در زمان کاشت و اوایل گلدهی) و سطح تنش خشکی شدید (بدون آبیاری) در کرتهای اصلی قرار گرفت. تیمارهای کود نیتروژنه در دو سطح (مصرف کود و بدون مصرف کود) و رقم با چهار سطح (رقم آزاد، بیونیج، هاشم و ILC482) فاکتوریل شدند و در کرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر تنش خشکی بر محتوای پرولین، میزان قندهای محلول، شاخص پایداری غشاء، محتوای نسبی آب برگها، میزان کلروفیلهای a، b، کلروفیل کل و آب نسبی ازدسترفتة برگها، معنیدار شد. تأثیر کود نیتروژنه فقط بر شاخص پایداری غشاء معنیدار شد که سبب افزایش آن گردید. اثر رقم نیز بر محتوای پرولین، میزان قند محلول، کلروفیلa، کلروفیل کل، شاخص پایداری غشاء، محتوای نسبی آب برگها و آب نسبی ازدسترفتة برگها معنیدار شد. در نتایج حاصله مشخص شد که با افزایش تنش خشکی، میزان کلروفیلهایa، b، کلروفیل کل، محتوای نسبی آب برگ و شاخص پایداری غشاء در گیاه، کاهش یافته و میزان پرولین و قندهای محلول بهترتیب سه و دو برابر افزایش پیدا کردند که احتمالاً باعث تحمل بیشتر در برابر خشکی میشود.
ارزیابی گزینش به تنش خشکی حاصل از پلیاتیلنگلیکول در محیط هیدروپونیک در دوازده ژنوتیپ نخود (Cicer arietinum L.)
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21034
محمد زارع مهرجردی، عبدالرضا باقری، احمد رضا بهرامی، جعفر نباتی، علی معصومی
چکیده تنش خشکی انتهای فصل، یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد نخود، بهخصوص در ارقام دیررس بهشمار میرود. این آزمایش با هدف مطالعة تحمل به تنش خشکی در 12ژنوتیپ نخود، از طریق بررسی عکسالعمل خصوصیات ریشه و اندامهای هوایی آنها انجام شد. برای این منظور، تأثیر دو تیمار خشکی القاءشده با استفاده از پلیاتیلنگلیکول6000 در سطوح 3- و 6- بار و یک تیمار شاهد بدون تنش در محیط هیدروپونیک بر روی ژنوتیپهای مورد نظر، در گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. دوهفته پس از اعمال تیمار، مقدار نسبی آب برگ، ارتفاع بوته، تعداد شاخه، طول ریشة اصلی، وزن خشک اندام هوایی و ریشه در ژنوتیپها اندازهگیری شد. شاخصهای کمّی مقاومت و حساسیت به خشکی در ژنوتیپها بر اساس عملکرد زیستتوده محاسبه شد. نتایج نشان داد علاوه بر اختلاف معنیدار بین ژنوتیپها از نظر صفات مختلف، تنش خشکی باعث کاهش معنیدار مقدار نسبی آب برگ، ارتفاع بوته، تعداد شاخة جانبی و وزن خشک اندام هوایی و ریشه و نیز افزایش طول ریشه در تیمار 3- بار نسبت به تیمار شاهد، در ژنوتیپهای مورد مطالعه گردید. با بهرهگیری از شاخصهای مقاومت و ترسیم نمودار بایپلات و میانگین تولید زیستتوده، ژنوتیپهای MCC783وMCC877 بهترتیب با 87/2 و 54/1گرم بر بوته، بیشترین و کمترین میزان مقاومت به خشکی را دارا بودند. بهطور کلی باوجود ارزیابی صفات مختلف تحمل به خشکی در شرایط هیدروپونیک و انتخاب بر اساس زیستتوده، ژنوتیپهای گزینششده در این شرایط، احتمالاً با ژنوتیپهای گزینششده در شرایط طبیعی و عملکرد دانه مطابقت نداشته باشند.
ارزیابی عکسالعمل ژنوتیپهای نخود به سطوح کمآبیاری در مراحل مختلف رشد با استفاده از شاخصهای تحمل تنش
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21035
علیرضا عیوضی، حسن تقیخانی، شهرام شیر علیزاده، محمد رضائی، سید حیدر موسوی انزابی
چکیده بهمنظور بررسی اثر تنش خشکی در مراحل مختلف رشد ژنوتیپهای نخود، تعیین بهترین شاخص تحمل به تنش خشکی و ژنوتیپ متحمل، آزمایشی در سال زراعی 1387 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی ساعتلو ارومیه اجرا گردید. آزمایش به صورت کرتهای خُردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد که فاکتور اصلی، سطوح آبیاری شامل تنش خشکی با قطع آبیاری در مراحل 6-5 برگی، گلدهی و غلافبندی و آبیاری معمول و هفت ژنوتیپ نخود بهعنوان فاکتور فرعی شامل قزوین، بیونیچ، FLIP97-111C، FLIP98-134C، FLIP98-143C، FLIP99-1C و ILC3279 در نظر گرفته شد. تنش خشکی اثر معنیداری بر تعداد غلاف دانهدار، تعداد دانه در غلاف، وزن دانة تکبوته، عملکرد دانه و مادة خشک کل داشت. بین ژنوتیپها از نظر تمام صفات مورد بررسی، اختلاف آماری معنیداری مشاهده شد. شاخصهای HAR، GMP، MP و STI نشان دادند که نخود در مرحلة 6-5 برگی حداکثر تحمل را به خشکی داشت و لاینهای FLIP99-1C و FLIP98-143C متحملترین ژنوتیپها در شرایط تنش خشکی بودند. همبستگی بین شاخصها با عملکرد دانه نشان داد که MP، GMP، HAR و STI، مناسبترین شاخص برای غربال ژنوتیپها میباشند. بر اساس دو مؤلفة اصلی اول، رقم قزوین تحت تنش خشکی در مرحله 6-5 برگی، در ناحیه مطلوب بایپلات قرار گرفت. صفت تعداد دانه در غلاف، بهعنوان مهمترین جزء در تعیین عملکرد دانه، تحت تنش خشکی در مرحله 6-5 برگی بود.
مقایسة عملکرد و ارزیابی صفات در ارقام لوبیاقرمز (Phaseolus vulgaris L.) تحت شرایط متداول و کمآبیاری
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21036
ایمان ناصح غفوری، محمدرضا بی همتا، مرضیه افضلی، حمیدرضا دری
چکیده این پژوهش بهمنظور بررسی تعدادی از صفات مهم زراعی مرتبط با عملکرد دانه در 32ژنوتیپ لوبیاقرمز در طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو محیط متداول و کمآبیاری در مزرعة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه تهران واقع در کرج در سال1386 اجرا گردید و در آن، برخی از صفات مهم زراعی و مورفولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیة واریانس داده ها نشان داد که بین ژنوتیپ ها در تمام صفات مورد بررسی، تفاوت معنیدار وجود داشت که این موضوع حاکی از وجود تنوع ژنتیکی بین ارقام بود. نتایج حاصل از تجزیه به عامل ها نشان داد که پنج عامل در شرایط متداول و کمآبیاری بهترتیب 72 و 73درصد از تغییرات کل داده ها را توجیه کردند. تجزیة ضرایب مسیر نیز نشان داد که صفت تعداد غلاف در بوته، بالاترین اثر مستقیم را در هر دو محیط متداول و کمآبیاری، (بهترتیب 697/0 و699/0) بر روی عملکرد دانه داشت. صفات تعداد روز از کاشت تا غلافدهی و طول غلاف بهترتیب بهمیزان 026/0 و 004/0- در محیط متداول آبیاری بهطور غیرمستقیم و از طریق تعداد غلاف در بوته بر عملکرد دانه تأثیر گذاشت که منجر به کاهش همبستگی این صفت با عملکرد دانه گردید. همچنین در محیط کمآبیاری نیز این صفت با اثرات غیرمستقیم از طریق صفات تعداد دانه در غلاف و وزن 100دانه بهترتیب 083/0و 074/0- بر عملکرد دانه مؤثر بود. لذا میتوان از این صفت بهخوبی در افزایش عملکرد استفاده کرد. از طریق تجزیة خوشه ای، تمامی ژنوتیپ ها در هر دو محیط متداول و کمآبیاری به چهار گروه مجزا تقسیم شدند. ارزیابی شاخصهای تحمل به خشکی نشان داد که شاخصهای تحمل به خشکی (SST)، میانگین هندسی محصولدهی (GMP) و میانگین هارمونیک محصولدهی HMP)) بهترین شاخصها برای تعیین ژنوتیپهای مقاوم به خشکی (KS-3138، KS-31112، KS-31139، KS-31150 و KS-31127) در این بررسی بودند.
تأثیر علفکش های پیریدیت، بنتازون و ایمازتاپیر بر رشد، گره زایی و تثبیت زیستی نیتروژن در نخود (Cicer arietinum L.)
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21037
ابراهیم ایزدی دربندی، لیلا اکرم
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر علف کش های پیریدیت، بنتازون و ایمازتاپیر بر رشد، گره زایی و تثبیت زیستی نیتروژن در گیاه نخود، آزمایشی در سال زراعی 1389 در گلخانة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای این آزمایش شامل کاربرد سه علفکش پیریدات، بنتازون و ایمازتاپیر در مقدارهای توصیهشده (بهترتیب 1200، 720 و 75گرم مادة مؤثره در هکتار)، دو سطح تلقیح و عدمتلقیح بذور نخود با باکتری ciceri Mesorhizobiom، دو سطح استریل و عدماستریل خاک بودند. کاشت بذور در گلدانهایی به قطر10سانتیمتر انجام شد و سپس علفکشهای پیریدات در زمان پس از کاشت و قبل از سبزشدن و بنتازون و ایمازتاپیر در مرحلة سومین برگ شانهای بهکار برده شدند. در40روز پس از کاربرد علف کش ها (مرحلة شروع گلدهی) شاخصهای زیستتودة خشک ریشه و اندام هوایی، نسبت وزنخشک ریشه به اندام هوایی، تعداد گره های تثبیت نیتروژن ریشه، وزنخشک گرهها و نیتروژن کل تثبیتشده در گیاه، اندازه گیری شد. بر اساس نتایج، تلقیح بذور با باکتری تثبیتکنندة نیتروژن، تعداد و وزنخشک گره ریشه را بهترتیب 25درصد و20درصد افزایش داد. استریلکردن خاک بهطور معنی داری (P
شناسایی عامل بیماری زوال گیاهچه های لوبیا در استان کهگیلویه و بویراحمد و واکنش ارقام مختلف لوبیا (Phaseolus vulgaris) به آن
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21038
سمانه قایدی، محمد عبدالهی، فریبا قادری
چکیده بیماری پوسیدگی زغالی ناشی از قارچ Macrophomina phaseolina بهدلیل دامنة میزبانی وسیع، از عوامل محدودکنندة توسعه کشت گیاهان زراعی در کشور محسوب می شود بهطوریکه در مناطق آلوده، برخی از این گیاهان تا حدود 90درصد آلودگی را نشان می دهند. در حال حاضر در اکثر مناطق کشت، دمای بالا در اواسط و اواخر فصل زراعی و تنش خشکی، بهعنوان اصلی ترین عوامل طغیان بیماری مطرح می باشد. بافتهای آلوده، بعد از شستشو با آب لوله و خشککردن، به قطعات پنجمیلیمتری تقسیم و بعد از ضدعفونی سطحی، روی محیط کشت سیب زمینی دکستروز-آگار کشت داده شدند. پس از کشت و خالص سازی قارچ جُداشده از بافت های پوسیده، قارچ M. phaseolina بهعنوان عامل بیماری شناخته شد. بیست جدایه از M. phaseolina، عامل پوسیدگی زغالی، از مناطق مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد، جدا شده از گیاه لوبیا، مورد استفاده قرار گرفت .خصوصیات فنوتیپی آنها روی محیط کشت سیب زمینی دکستروز-آگار در دمای ۳۵درجة سانتیگراد مقایسه شد. ظاهر پرگنه، میزان رشد پرگنه و تولید سختینه و همچنین ارتباط بین رشد در دمای ۳۵درجة سانتیگراد و اندازة سختینه، تعیین گردید. میزان کلونیزاسیون ریشهها پس از دو ماه با کشت قطعات ریشه روی محیط کشت سیب زمینی دکستروز-آگار، محاسبه گردید. جدایه ها در یک گروه فنوتیپی بهنام پنبه ای با سختینه متراکم قرار گرفتند. مقایسة درصد بوته های آلوده و کلونیزاسیون ریشه نشان داد که ارقام خمین و ازنا بهترتیب بیشترین و کمترین حساسیت را به این قارچ دارند. مقایسة درصد کلونیزاسیون طوقه نشان داد که ارقام خمین و ناز، بیشترین حساسیت و رقم ازنا کمترین حساسیت را دارد.
