ارزیابی و انتخاب ژنوتیپهای برتر عدس (Lens culinaris Medik) دیم در مناطق سرد کشور با الگوی خطوط مرزی صفات زراعی
صفحه 20-36
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2106-1009
ولی فیضی اصل، داود صادق زاده اهری، علی اکبر محمودی، سیده سودابه شبیری
چکیده شناخت صفات مهم گیاهی و تأثیر آن بر عملکرد دانه از ابزارهای اصلی بهنژادگران عدس در انتخاب و معرفی ارقام سازگار با مناطق دیم میباشد. برای تعیین حد و دامنه بهینه صفات زراعی عدس دیم، بانک اطلاعاتی گستردهای از ایستگاههای تحقیقات کشاورزی دیم مناطق سرد کشور (مراغه، زنجان، اردبیل و شیروان) با 8300 ژنوتیپ به مدت 20سال (1395-1375) جمعآوری شد. حد و دامنه بهینه صفات زراعی با استفاده از دو روش خطوط مرزی و میانگینگیری از جامعه دارای عملکرد بالا تعیین شد. حد بهینه ارتفاع بوته، وزن100دانه، تعداد روز از کاشت تا گلدهی و رسیدگی فیزیولوژیک و طول دوره پُرشدن دانه با خطوط مرزی بهترتیب 8/27 سانتیمتر، 4/5 گرم، 4/55 روز، 6/92 روز و 8/33 روز و با روش میانگینگیری بهترتیب 7/23 سانتیمتر، 9/4 گرم، 0/62 روز، 6/92 روز و 7/30 روز تعیین شد. هر دو روش حد تعداد روز از کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک را یکسان برآورد نمودند. در حالی که در تعیین دامنه بهینه بین دو روش، تفاوت معنیداری وجود داشت و روش خطوط مرزی دامنه آن را به طور میانگین سه برابر گستردهتر برآورد نمود. تجزیه به مؤلفههای اصلی، مهمترین صفات برای گزینش ارقام عدس دیم را تعداد روز از کاشت تا گلدهی و رسیدگی فیزیولوژیک تشخیص داد. با توجه به دقّت بالا در برآورد حد و دامنه بهینه صفات و انطباق بیشتر نتایج آن با ارقام معرفیشده در این مناطق، استفاده از روش خطوط مرزی برای انتخاب ژنوتیپهای برتر توصیه میشود.
نقش چایکمپوست در بهبود اثرات منفی تنش خشکی ناشی از پلیاتیلنگلایکول در بذر نخود (رقم عادل) با تأکید بر شاخصهای جوانهزنی
صفحه 37-49
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2204-1030
راهله احمدپور، یاسمین بچاری، سعیدرضا حسین زاده
چکیده تنش خشکی در مناطق دیم کشور از مهمترین عوامل کاهش رشد، عملکرد و جوانهزنی بذر نخود است.استفاده از تیمارهایی که بتواند در شرایط تنش خشکی نقش مؤثری در بهبود جوانهزنی ایفا کنند، گامی مفید و کاربردی در جهت افزایش عملکرد و محصول نهایی در گیاهان زراعی است. در این راستا جهت بررسی تیمار چایکمپوست در بهبود شاخصهای جوانهزنی و رشدی بذر نخود (رقم عادل) در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشگاه صنعتی خاتمالانبیاء بهبهان به اجرا درآمد. تیمارهای مطالعه عبارت بودند از: چایکمپوست با سطوح صفر، 5، 15 و 25 درصد حجمی و تنش خشکی با تیمارهای صفر، 3/0-، 6/0- و 9/0- مگاپاسکال. نتایج نشان داد که با افزایش شدت تنش خشکی از صفر تا 9/0- مگاپاسکال کلیه شاخصهای مورد بررسی کاهش معنیداری داشتند. نتایج مرتبط با اثرات ساده کاربرد چایکمپوست نشان داد که استفاده از سطوح 5، 15 و 25 درصد حجمی چایکمپوست به صورت معنیداری وزن خشک ریشهچه، وزن خشک ساقهچه و آندوسپرم مصرفی را افزایش داد. در بررسی اثرات متقابل مشاهده شد که در شرایط 3/0-، 6/0- و 9/0- مگاپاسکال، سطوح 15 و 25 درصد حجمی به صورت معنیداری موجب بهبود درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی، قدرت جوانهزنی، طول ساقهچه و طول گیاهچه شد. در شرایط تنش 3/0- و 6/0- مگاپاسکال، کاربرد چایکمپوست در سطوح 15 و 25 درصد حجمی موجب افزایش معنیدار شاخص بنیه بذر در مقایسه با شاهد شد. در شرایط تنش 6/0- و 9/0- مگاپاسکال، کاربرد سطح 25 درصد حجمی چایکمپوست موجب افزایش معنیدار طول ریشهچه نسبت به سطوح شاهد شد. با توجه به نتایج این پژوهش، کاربرد چایکمپوست (عصاره ورمیکمپوست) در سطوح 15 و 25 درصد حجمی در شرایطی که بذر نخود با تنش خشکی مواجه است، توصیه میگردد.
اثر تلفیق اسیدهیومیک و کود نانوکلات پتاسیم بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد پروتئین لوبیا چشمبلبلی (Vigna unguiculata L.)
صفحه 50-61
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2202-1022
محمد حسین حسینی نیک، علیرضا شکوه فر، خوشناز پاینده
چکیده بهمنظور بررسی اثر تلفیق اسیدهیومیک و کود نانوکلات پتاسیم بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد پروتئین لوبیا چشمبلبلی، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1398 در مزرعهای واقع در شهرستان اهواز اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید هیومیک در سه سطح صفر (شاهد)، 2 و 4 لیتر در هکتار و سطوح کود نانوکلات پتاسیم بهصورت خاک کاربرد در سه سطح صفر (شاهد)، 2 و 4 کیلوگرم در هکتار بودند. نتایج نشان داد که تیمار اسیدهیومیک و نانوکلات پتاسیم بر تعداد دانه در غلاف، شاخص برداشت، شاخص کلروفیل و درصد پروتئین دانه معنیدار بود. برهمکنش اسیدهیومیک و نانوکلات پتاسیم اثر معنیداری بر وزن100دانه، تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک داشت. بیشترین عملکرد دانه از کاربرد 4 کیلوگرم در هکتار نانوکلات پتاسیم و 4 لیتر در هکتار اسیدهیومیک به میزان 29/226 گرم در مترمربع حاصل شد که با تیمار 4 کیلوگرم در هکتار نانوکلات پتاسیم و 2لیتر در هکتار اسیدهیومیک تفاوت آماری معنیداری نداشت که نسبت به تیمار عدم کاربرد اسیدهیومیک و نانوکلات پتاسیم 25 درصد افزایش نشان داد. بهطور کلی میتوان کاربرد 2 لیتر در هکتار اسیدهیومیک توأم با 4کیلوگرم در هکتار نانوکلات پتاسیم را برای افزایش عملکرد دانه در واحد سطح و درصد پروتئین لوبیا چشمبلبلی مناسب دانست.
اثرات کشت مخلوط سه گانه تأخیری چغندرقند با نخود و ماش بر تراکم، زیست توده و تنوع زیستی علفهایهرز
صفحه 62-78
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2111-1016
علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی، محمد حسن هاتفی فرجیان، مینا هوشمند
چکیده به منظور بررسی اثرات نسبتهای کشت مخلوط سهگانه تأخیری چغندرقند با نخود و ماش بر تراکم، زیستتوده و تنوع زیستی علفهایهرز، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل نسبتهای 25 درصد نخود (ماش)+75 درصد چغندرقند، 50 درصد نخود (ماش) +50 درصد چغندرقند، 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند، کشت خالص نخود (ماش) و کشت خالص چغندرقند بود. نوع لگوم بسته به فصل رشد متغیر بود، به این ترتیب که در انتهای زمستان، نخود همراه با چغندرقند بود و پس از برداشت نخود، ماش در اواخر بهار در همان ردیفهای کاشت نخود، جایگزین شد. در ارزیابی شاخصهای تنوع علفهایهرز، بیشترین مقدار شاخص غنای گونهای مارگالف، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 25 درصد نخود (ماش)+75 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 83/2 و 29/4 در مرحله اول و دوم نمونهبرداری مشاهده شد. بیشترین مقدار شاخص تنوع شانون- وینر، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 50 درصد نخود (ماش)+50 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 6/0 و 76/0 در مرحله اول و دوم نمونهبرداری مشاهده شد. همچنین، بیشترین مقدار شاخص تنوع سیمپسون، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 50 درصد نخود (ماش)+50 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 68/0 و 796/0 در مرحله اول و دوم نمونهبرداری مشاهده شد.
مطالعه اثر کشت مخلوط افزایشی جو-باقلا (barely-faba bean) برکنترل علفهایهرز و عملکرد آنها
صفحه 79-90
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2111-1015
,وحید ذبیج، سعید سعیدی پور
چکیده آزمایشی مزرعهای به منظور بررسی کشت مخلوط باقلا و جو در مقابل کشت خالص هر یک از آنها در سال زراعی 99-1398 در دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر انجام شد. تیمارها شامل جوی خالص (۴۰0 بوته در متر مربع)، باقلای خالص (۲۰ بوته در متر مربع) و سریهای افزایشی 5/12، 25، 5/37، 50 و 5/62 درصد از کشت خالص باقلا به همراه جو با نسبت ثابت (400 بوته)، بودند. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که اثر نسبتهای کشت مخلوط بر عملکرد دانه و زیستتوده هر یک از گونهها معنیدار بود. عملکرد جو در کشت مخلوط تنها زمانی کاهش یافت که نسبت باقلا در کشت مخلوط بیش از 25 درصد بود. بیشترین عملکرد دانه هر دو گیاه در کشت خالص آنها با 2496 و 2621 کیلوگرم در هکتار بهترتیب برای جو و باقلا بهدست آمد. عملکرد کل، نسبت برابری زمین و شاخص بهرهوری نسبت کشت مخلوط نسبت به کشت خالص هر یک از گیاهان، بهخصوص زمانی که نسبت باقلا از 5/37 درصد بیشتر بود، افزایش یافت. بیشترین شاخص بهرهوری کشت مخلوط، ضریب تراکم و نسبت برابری زمین در نسبت 5/37 :100 درصد (باقلا: جو) بهدست آمد. کشت خالص جو منجر به تجمع بیشتر وزن خشک علفهرز در مقایسه با کشت مخلوط شد. این درحالیکه افزایش در تراکم باقلا کاهش تجمع ماده خشک علفهرز را بهدنبال داشت. کشت مخلوط در بالاترین نسبت از تراکم باقلا در مقایسه با کشت خالص جو بهترتیب موجب کاهش زیستتوده و تراکم علفهرز بهترتیب به میزان 8/33 و 3/41 درصد گردید. از این تحقیق استنباط میشود که کشت مخلوط باقلا نه با نسبت کمتر از 5/37 درصد کشت خالص آن به همراه تراکم معمول جو (400 بوته در متر مربع) عملکرد بالاتر و احتمالاً درآمد بیشتری نسبت به کشت خالص هر یک از گونهها را بههمراه خواهد داشت.
بررسی پارامترهای فتوسنتزی و عملکردی و ارتباط بین آنها در ژنوتیپهای عدس در شرایط دیم
صفحه 91-103
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2109-1013
سیده سودابه شبیری، علی اکبر اسدی، محمود عظیمی
چکیده بهمنظور بررسی پارامترهای فتوسنتزی و عملکردی گیاه عدس در شرایط دیم، لاینهای منتخب عدس به همراه ارقام شاهد در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات دیم خدابنده استان زنجان در دو فصل زراعی 98-1397 و 99-1398 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری در صفات تابش فعال فتوسنتزی، دمای برگ، کارآیی مصرف آب فتوسنتزی، هدایت مزوفیلی، کارآیی مصرف آب، وزن100دانه و عملکرد بین دو سال اجرای آزمایش وجود دارد. ژنوتیپهای مورد مطالعه در صفات دمای برگ، میزان فتوسنتز، ارتفاع گیاه، وزن100دانه و عملکرد اختلاف معنیداری را با یکدیگر نشان دادند که حاکی از تنوع بالای ژنتیکی این ژنوتیپها از لحاظ این صفات بود. در بین ژنوتیپهای مورد مطالعه ژنوتیپ G5، ژنوتیپی با ویژگیهای برتر زراعی بود که جهت معرفی به عنوان رقم با پتانسیل عملکرد بالا قابل بررسی میباشد. میزان فتوسنتز با دمای برگ همبستگی منفی معنیدار و با صفات میزان تعرق، هدایت روزنهای، هدایت مزوفیلی، کارآیی مصرف آب و وزن100دانه همبستگی مثبت معنیدار نشان داد. در نهایت، تجزیه رگرسیون نشان داد که دو صفت هدایت روزنهای و غلظت CO2 زیر روزنهای تبیینکننده تغییرات میزان فتوسنتز بودند.
بررسی عملکرد ذرت علوفهای Zea maize L.)) تحت تأثیر تراکم بوته باقلا (Vicia faba L.) و مصرف نیتروژن در سیستم بدون خاکورزی
صفحه 104-120
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2206-1038
سمانه قربی، علی عبادی، سعید خماری، مسعود هاشمی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر تراکم بوته باقلا در تناوب و استفاده از کود نیتروژن معدنی بر عملکرد خشک علوفه ذرت علوفهای، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 97-1396 و 98-1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی به اجرا درآمد. عاملهای مورد مطالعه شامل تراکم بوته باقلا در تناوب (25، 35، 40 و 80 بوته در مترمربع) و سطوح نیتروژن (0، 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار بر پایه کود اوره) در ذرت علوفهای بودند. همچنین یک سطح نکاشت از باقلا به منظور مقایسهی اثر تراکمهای مختلف این گیاه بر ویژگیهای ذرت علوفهای در نظر گرفته شد. نتایج تجزیه مرکب نشان داد که اثر تراکم بوته باقلا بر عملکرد دانه، وزن100دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت و نیز درصد کاهش وزن خشک علفهرز در باقلا معنیدار بود، بهطوریکه بیشترین عملکرد دانه از تراکم 80 بوته باقلا بهدست آمد و در تراکم 40 بوته باقلا بیشترین وزن100دانه و شاخص برداشت مشاهده شد. همچنین در این آزمایش، عملکرد خشک علوفه ذرت، عملکرد پروتئین، کارآیی زراعی و کارآیی بازیافت نیتروژن تحت تأثیر اثر متقابل تراکم بوته باقلا و کاربرد کود نیتروژن قرار گرفت. بیشترین عملکرد خشک علوفه ذرت علوفهای از تیمار تراکم 40 بوته باقلا+200 کیلوگرم نیتروژن در هکتار بهدست آمد که نسبت به تیمار شاهد افزایش 155 درصدی نشان داد. بهطور کلی نتایج نشان داد که قرارگیری باقلا در تناوب با ذرت علوفهای میتواند از طریق کاهش مصرف کود نیتروژن، باعث افزایش عملکرد خشک علوفه، بهبود کارآیی زراعی و بازیافت نیتروژن نسبت به سیستم تککشتی در ذرت علوفهای گردد.
استفاده از کود نیتروژن و تراکم بوته باقلا در تناوب به عنوان منابع تأمین نیتروژن در تولید پایدار ذرت علوفهای
صفحه 121-138
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2202-1025
سمانه قربی، علی عبادی، سعید خماری، مسعود هاشمی
چکیده گنجاندن حبوبات در سیستمهای زراعی برای مدیریت پایدار سیستمهای کشاورزی و کاهش نیاز به مصرف کود نیتروژن در تولید ذرت ضروری است. از اینرو آزمایشی با هدف بررسی تأثیر تراکمهای مختلف باقلا (20، 35، 40 و 80 بوته) در تناوب با ذرت علوفهای و کاربرد سطوح مختلف نیتروژن بر پایه اوره (صفر، 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار) بر خصوصیات علوفه ذرت مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین یک سطح نکاشت از باقلا به منظور بررسی اثر تراکمهای بوته باقلا بر خصوصیات ذرت علوفهای در نظر گرفته شد. نتایج تجزیه مرکب نشان داد که تراکم باقلا بر عملکرد دانه، تعداد و وزن خشک گره در ریشه، وزن خشک ریشه، ارتفاع بوته، شاخص کلروفیل و شاخص باروری در باقلا معنیدار بود. بر اساس نتایج مقایسات میانگین تراکم 80 بوته باقلا با میانگین 5/376 گرم در مترمربع دارای بیشترین عملکرد دانه بود. بیشترین شاخص کلروفیل نیز در تراکم 80 بوته باقلا با میانگین 8/35 مشاهده شد و تراکم 80 و 40 بوته باقلا به ترتیب با میانگین 8/1676 و 1/1565 دارای بیشترین شاخص باروری بودند. اثر متقابل تراکم باقلا و کود نیتروژن بر تعداد برگ در بوته، ارتفاع بوته، شاخص کلروفیل، کارآیی جذب نیتروژن و عملکرد خشک علوفه در ذرت علوفهای معنیدار شد. بر اساس مقایسات میانگین، تراکم 40 بوته باقلا+200 کیلوگرم نیتروژن در هکتار دارای بیشترین عملکرد خشک علوفه ذرت (3/2 کیلوگرم در مترمربع)، بیشترین ارتفاع بوته (8/175 سانتیمتر) و بیشترین شاخص کلروفیل (2/46) بود. تراکم 35بوته باقلا+300 کیلوگرم نیتروژن در هکتار با میانگین 3/16 درصد نیز دارای بیشترین شاخص برداشت پروتئین در ذرت علوفهای بود. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین میزان کارآیی جذب نیتروژن ذرت از تراکمهای 25، 35 و 40بوته باقلا در شرایط عدم مصرف کود بهدست آمد. بهطور کلی نتایج نشان داد که قرارگیری باقلا در تناوب به همراه استفاده از کود نیتروژن باعث بهبود عملکرد و صفات کمی در ذرت علوفهای شد.
بهگزینی مقدماتی ژنوتیپهای نخود تیپ دسی جهت معرفی ارقام متحمل به سرما برای کشت پاییزه در مناطق سرد
صفحه 139-159
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2205-1037
احمد نظامی، جعفر نباتی، محمد کافی، الهه برومند رضازاده، حسام الدین سلوکی، سید جلال آذری
چکیده این پژوهش در سال زراعی 97-1396 در دانشگاه فردوسی مشهد روی 255 ژنوتیپ نخود دسی و یک ژنوتیپ نخود کابلی (سارال) شاهد در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. حداقل دمای تجربهشده توسط ژنوتیپهای مورد بررسی 12- درجه سلسیوس بود. درصد بقاء 39 ژنوتیپ بین 76 تا 100 درصد، 75 ژنوتیپ بین 51 تا 75 درصد، 61 ژنوتیپ بین 26 تا 50 درصد و 55 ژنوتیپ کمتر از 25 درصد بود و همچنین 10 ژنوتیپ (MCC373، MCC658، MCC755، MCC212، MCC83، MCC864، MCC371 ،MCC756، MCC749 و MCC885) دارای بقایی بالاتر از 90 درصد بودند. در میان ژنوتیپهای موردمطالعه 21 ژنوتیپ ارتفاع بوته بیشتر از 50 سانتیمتر و 47 ژنوتیپ ارتفاع اولین غلاف از سطح خاک بیشتر از 15 سانتیمتر داشتند. در دامنههای بقاء با کاهش درصد بقاء عملکرد دانه در واحد سطح کاهش یافت، بهطوریکه متوسط عملکرد دانه در واحد سطح در دامنه بقای 76 تا 100 درصد با 257 گرم در مترمربع بهدست آمد که نسبت به دامنههای بقاء 50 تا 75، 26 تا 50 و 0 تا 25 درصد بهترتیب 24 درصد، 5/2 و 6/8 برابر بیشتر بود. در دامنههای بقاء 76 تا 100، 51 تا 75 و 26 تا 50 درصد تفاوت چندانی در متوسط شاخص برداشت مشاهده نشد. با توجه به عملکرد بسیار بالا در ژنوتیپهای متحمل به سرما، کشت پاییزه نخود دسی در این منطقه امکانپذیر میباشد.
بررسی پراکنش و میزان خسارت غلافخوار لوبیا Helicoverpa armigera در مزارع لوبیای استان مرکزی
صفحه 160-175
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2204-1032
صدیقه اشتری، مظاهر یوسفی، غلامرضا گودرزی
چکیده لوبیا از مهمترین حبوبات و در عین حال هفتمین محصول عمده غذایی جهان محسوب میشود. این محصول توسط آفات مختلف از جمله غلافخوار مورد حمله قرار میگیرد. با توجه به خسارت بالای این آفت، بررسی پراکنش و میزان خسارت این آفت در مزارع آلوده استان ضروری به نظر میرسد. به منظور بررسی پراکنش و تعیین خسارت کرم غلافخوار لوبیا در مناطق مهم لوبیاکاری خمین به مدت دو سال 1401-1399، پنج منطقه لوبیا کاری (اراک، خمین، شازند، میلاجرد و خنداب) که تراکم آفت در آنها نسبتاً بالاست انتخاب شدند و از هر منطقه 5 مزرعه و جمعا 25 مزرعه لوبیا پس از سبزشدن در سه زمان اواسط گلدهی، تشکیل غلاف و قبل از برداشت مورد بررسی و آماربرداری جهت شمارش لاروها قرار گرفتند. به منظور تعیین درصد آلودگی نیز پس از رسیدن محصول و قبل از برداشت از هر مزرعه 20بوته را انتخاب و کلیه غلافهای سالم و خسارتدیده در اثر آفت مشخص و شمارش شده و درصد آلودگی مزرعه برآورد شد. مقایسات میانگین با آزمون توکی انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در دو سال اجرای پروژه مناطق خمین و خنداب به ترتیب بیشترین و کمترین درصد آلودگی را نشان دادند. بیشترین جمعیت لارو غلافخوار لوبیا در مرحله اواسط گلدهی ثبت شد. لذا توصیه میشود کنترل شیمیایی در این مرحله انجام گردد. با توجه به این که از بین تودههای مورد بررسی به ترتیب چیتی، قرمز و سفید به این آفت حساسیت بیشتری نشان دادند، جهت کاهش درصد آلودگی، تودههای لوبیاسفید و قرمز نسبت به چیتی جهت کشت در مناطق مذکور ارجحیت دارند.
اثر پیشتیمار بذر با مواد زیستی و شیمیایی و کاربرد علفکش بر رشد و عملکرد توده بومی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.)
صفحه 176-190
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2107-1010
سمیه نجاتی سروندانی، المیرا محمدوند، سید محمد رضا احتشامی
چکیده این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کاملتصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان در سال 1394 اجرا گردید. تیمارها عبارت از پیشتیمار بذر توده بومی لوبیا در گیلان (با سولفات روی، سالیسیلیک اسید، باکتری سودوموناس، و بدون پیشتیمار) و مدیریت علفهایهرز (عاری از (وجیندستی) و آلوده به علفهایهرز و سطوح 50، 75 و 100 درصد مقدار توصیهشده از علفکش تریفلورالین و بنتازون) بود. نتایج نشان داد که ارتفاع نهایی بوته با پیشتیمار سالیسیلیک اسید 11 درصد نسبت به بدون پیشتیمار افزایش یافت. پیشتیمار بذرها با باکتری سودوموناس، حداکثر شاخص سطح برگ، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک نهایی بوته، تعداد غلاف در مترمربع و عملکرد بیولوژیک لوبیا را بهترتیب 30، 69، 50، 31، 50 درصد نسبت به بذرهای بدون پیشتیمار افزایش داد. بیشترین مقدار صفات اندازهگیریشده در شرایط بدون علفهرز و کاربرد دز توصیهشده علفکش مشاهده شد و با کاهش دز علفکش، کاهش یافت. آلودگی تمامفصل علفهایهرز، حداکثر شاخص سطح برگ، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک نهایی بوته، تعداد غلاف، وزن غلاف و عملکرد بیولوژیک را بهترتیب 40، 58، 58، 72، 70 و 58 درصد نسبت به شرایط عاری از علفهرز کاهش داد. اثر کاربرد 75 و 100 درصد دز توصیهشده دو علفکش در اکثر صفات بررسیشده فاقد تفاوت معنیدار بود؛ اما با توجه به معنیدارنبودن اثر متقابل پیشتیمار و دز علفکش، میتوان اظهار داشت که بهرهگیری از روشهای پیشتیمار بذر با وجود اثر مثبت در رشد، توسعه و تولید لوبیا در افزایش قابلیت رقابت لوبیا با علفهایهرز مؤثر نبود.
اثر تنظیمکنندههای رشد شبههورمونی بر رشد و عملکرد دو رقم جدید نخود کابلی در شرایط دیم
صفحه 191-206
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2205-1034
سهراب صحرایی، علی سپهری
چکیده تنش خشکی انتهای فصل یکی از عوامل مهم کاهشدهنده عملکرد دانه نخود در کشت دیم مناطق سردسیری و معتدله است. در این مطالعه به منظور بررسی اثر محلولپاشی با اسید سالیسیلیک، اسید آسکوربیک و کلرید کلسیم بر تحمل به تنش خشکی انتهای فصل ارقام جدید اصلاحشده نخود، در مرکز تحقیقات کشاورزی دیم سرارود کرمانشاه طی سال زراعی 1398-1397 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. ارقام نخود منصور و عادل و محلولپاشیها شامل کاربرد انفرادی اسید سالیسیلیک، اسید آسکوربیک، کلرید کلسیم و ترکیب دوتایی آنها به همراه محلولپاشی با آب (شاهد) بودند. محلولپاشی اسید سالیسیلیک با غلظت 5/1 میلیمولار، اسید آسکوربیک با غلظت10 میلیمولار و کلرید کلسیم با غلظت 5 میلیمولار انجام شد. محلولپاشیها در دو مرحله 50درصد گلدهی و 50 درصد غلافدهی بوتهها انجام گردید. شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، کل ماده خشک و صفات مرتبط با اجزای عملکرد دانه و عملکرد کمی و کیفی شامل ارتفاع بوته، تعداد ساقه فرعی، تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته، وزن100دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و درصدپروتئین دانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد اثر محلولپاشی بر صفات تعداد ساقه فرعی، تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و عملکرد پروتئین دانه معنیدار بود. اثر ترکیبات مورد استفاده به صورت انفرادی کمتر از کاربرد ترکیبی آنها بود، از لحاظ عملکرد دانه به طور متوسط رقم منصور با 87/61 گرم در متر مربع بر رقم عادل با 16/51 گرم در متر مربع برتری داشت. در بین محلولپاشیها بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه، محلول اسید سالیسیلیک + کلرید کلسیم با 99/67 و کمترین تأثیر را تیمار شاهد (آب پاشی به تنهایی) با 80/45 گرم در مترمربع داشت. به طور کلی ببیشترین عملکرد دانه به رقم منصور با محلول اسید سالیسیلیک+ کلرید کلسیم با 55/71 گرم درمترمربع حاصل شد. همچنین بیشترین درصد پروتئین دانه در رقم منصور با 12/23 درصد و کمترین درصدپروتئین دانه در رقم عادل با 05/20 درصد مشاهده شد. با توجه به نتایج بهدستآمده در رقم منصور استفاده از اسید سالیسیلیک به همراه کلرید کلسیم و یا اسید آسکوربیک و در رقم عادل کاربرد اسید سالیسیلیک به همراه کلرید کلسیم در غلظتهای مذکور جهت کاهش اثرات نامطلوب تنش خشکی انتهای فصل بر عملکرد ارقام نخود در شرایط دیم منظقه کرمانشاه مناسب است هرچند که این موضوع نیاز به مطالعات تکمیلی دارد.
مقایسه اقتصادی کاشت ارقام مختلف لگومهای علوفهای (باقلا، خلر، ماشک، نخود) در استان گلستان
صفحه 207-220
https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2101-1000
هرمز اسدی، ویدا قطبی، محمد تقی فیض بخش، فاطمه شیخ
چکیده به منظور مقایسه اقتصادی تولید ارقام مختلف لگومهای علوفهای، این پژوهش برای سالهای1397 و 1398 در استان گلستان انجام شد. در این پژوهش برای تعیین عملکرد کمّی، آزمایش به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار و جهت ارزیابی اقتصادی از روش بودجهبندی جزئی، نسبت فایده به هزینه، درصد بازده فروش و درصد بازده هزینه استفاده شد. لگومهای علوفهای شامل چهار رقم باقلا (برکت، فیض، شادان و مهتا)، خلر (توده محلی)، سه رقم ماشک (معمولی رقم لامعی، گلخوشهای و پانونیکا) و دو رقم نخود علوفهای (داخلی (محلی) و پایونیر) بودند که از نظر عملکرد علوفهتر و خشک بررسی شدند. طبق نتایج، از نظر اقتصادی به دلیل هزینه تولید پایین و سودآوری بیشتر، تولید علوفهتر ماشک گل خوشهای با عملکرد 48755 کیلوگرم در هکتار و علوفه خشک ماشک معمولی با عملکرد 8730کیلوگرم در هکتار در منطقه، توصیه شد. میانگین هزینه تولید ارقام ماشک داخلی و خارجی به ترتیب 2/22 و 5/35 میلیون ریال در هکتار برآورد شد. میانگین ارزش کنونی خالص علوفهتر ماشک گلخوشهای و علوفه خشک ماشک معمولی در سالهای آزمایش بهترتیب 9/221 و 1/128 میلیون ریال در هکتار محاسبه شد، به طوریکه نسبت به سایر لگومهای علوفهای بیشتر بوده است. نسبت فایده هزینه محاسبهشده برای تولید علوفهتر ماشک گلخوشهای و علوفه خشک ماشک معمولی بهترتیب 2/10 و 3/6 ریال منفعت برای تولیدکننده به همراه دارد. بازده فروش برآوردشده برای علوفهتر ماشک گلخوشهای و علوفه خشک ماشک معمولی بهترتیب 2/90 و 1/84 درصد سود به همراه دارد.
