با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 13، شماره 1 - شماره پیاپی 25، خرداد 1401، صفحه 1-116 
مقاله پژوهشی زراعت

بررسی کارآیی اختلاط علف‌کش پایریدیت با چند علف‌کش باریک‎‌برگ‌کش در کنترل علف‌های‌هرز نخود (Cicer arietinum L.)

صفحه 11-23

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.73769

آرش مقصودی، ابراهیم ایزدی دربندی، احمد نظامی

چکیده به منظور بررسی کارآیی اختلاط علف‌کش پایریدیت با چند علف‌کش باریک‌برگ‌کش در کنترل علف‌های‌هرز نخود آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به صورت بلوک‌ کامل تصادفی با سه تکرار و در سال زراعی 95-1394 اجرا شد. عوامل مورد بررسی در آزمایش شامل کاربرد علف‌کش‌های پایریدیت، کلتودیم، ستوکسیدیم، هالوکسی‌فوپ‌ متیل و سیکلوکسیدیم به صورت خالص و کاربرد علف‌کش پایریدیت به صورت مخلوط با باریک‌برگ‌کش‌های کلتودیم، ستوکسیدیم، هالوکسی‌فوپ‌ متیل و سیکلوکسیدیم در مقدار توصیه‌شده به همراه دو تیمار شاهد وجین تمام فصل و بدون کنترل علف‌های‌هرز بودند. نتایج نشان داد که اختلاط علف‌کش‌ها موجب افزایش کنترل علف‌های‌هرز نسبت به کاربرد خالص هر کدام شد. با وجود این، به دلیل غالبیت علف‌های‌هرز پهن‌برگ در مزرعه مورد مطالعه، بین تیمارهای کاربرد مخلوط علف‌کش‌ها و پایریدیت به تنهایی اختلاف معنی‌داری از نظر آماری مشاهده نشد. در بین تیمارها، کاربرد مخلوط پایریدیت و کلتودیم دارای بیشترین عملکرد دانه (945 کیلوگرم در هکتار) و کاربرد مخلوط پایریدیت و سیکلوکسیدیم بیشترین عملکرد زیست‌توده (3700 کیلوگرم در هکتار) نخود را به خود اختصاص دادند. با این حال با توجه به امن‌بودن مصرف تمامی علف‌کش‌های مخلوط این آزمایش و نبود اثرات سوء بر گیاه نخود و همچنین با توجه به فلور غالب مزرعه مورد نظر می‌توان از هر کدام از علف‌کش‌های این آزمایش استفاده کرد.

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

تأثیر پرایمینگ و دما بر خصوصیات سبز‌شدن و استقرار گیاهچه دو ژنوتیپ عدس (Lens culinaris Medik.) با قدرت جوانه‌زنی کم و زیاد

صفحه 24-36

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.83891

سید جلال آذری، مهدی پارسا، احمد نظامی، رضا توکل افشاری، جعفر نباتی

چکیده به‌منظور بررسی اثر تیمارهای مختلف پرایمینگ بر کاهش اثرات تنش سرما، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در شرایط کنترل‌شده در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1396 اجرا گردید. عوامل آزمایش شامل ژنوتیپ‌های عدس (رباط و کالپوش)، پرایمینگ (شش سطح شاهد، اسیدجیبرلیک، نیترات‌پتاسیم، سولفات‌روی، محلول آبنوش‌بذر دایان و هیدروپرایمینگ) و دما (5، 10 و 15 درجه سانتی‌گراد) بود. بذرها پس از پرایمینگ در گلدان‌کشت و به اتاقک‌ رشد جهت اعمال دما منتقل شدند. بیشترین درصد سبز (4/34) در شاهد و دمای پنج درجه سانتی‌گراد در رقم رباط به‌دست آمد. در میان تیمارها تنها در تیمار سولفات‌روی و هیدروپرایمینگ با افزایش دما از پنج به 10 درجه سانتی‌گراد سرعت سبز‌شدن افزایش یافت. قدرت‌بذر در ژنوتیپ رباط در تمامی سطوح دمایی بیش از ژنوتیپ کالپوش بود و در هر دو ژنوتیپ با افزایش دما قدرت‌بذر افزایش یافت. بیشترین قدرت‌بذر (91/4) در ژنوتیپ رباط و دمای 15 درجه سانتی‌گراد در پرایمینگ با محلول آبنوش بذر دایان حاصل شد. در هر دو ژنوتیپ با افزایش دما ارتفاع بوته افزایش یافت. در هر دو ژنوتیپ با افزایش دما تعداد برگ افزایش یافت و سولفات‌روی موجب کاهش تعداد برگ گردید. بیشترین تعداد برگ (چهار) در ژنوتیپ رباط دمای 15 درجه سانتی‌گراد و پرایمینگ با محلول آبنوش‌بذر دایان حاصل شد. بیشترین طول ریشه (04/4 سانتی‌متر) در پرایمینگ با محلول آبنوش‌بذر دایان و دمای پنج درجه سانتی‌گراد حاصل شد. به‌طورکلی پرایمینگ با اسید‌جیبرلیک در بیشتر خصوصیات مورد بررسی باعث کاهش اثرات دمای پایین بر بذر عدس شد و به‌عنوان مناسب‌ترین تیمار توصیه می‌گردد.

مقاله پژوهشی زراعت

پارامتریابی و ارزیابی مدل SSM_iCrop2 برای شبیه‌سازی رشد و عملکرد لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) در ایران

صفحه 37-54

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.2103-1004

سمانه محمدی، ابراهیم زینلی، افشین سلطانی، بنیامین ترابی

چکیده به منظور مدل‌سازی مراحل رشد و عملکرد لوبیا با استفاده از آمار هواشناسی سطح کشور (دمای حداقل و حداکثر، مقدار تابش و میزان بارندگی) مطالعه‌ای در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 1395 صورت گرفت. هدف از این مطالعه پارامتریابی و ارزیابی مدل SSM_iCrop2 برای شبیه‌سازی رشد و عملکرد لوبیای معمولی به‌ منظور بررسی اثرات عوامل آب و هوایی، خاک، مدیریت زراعی و تعیین ضرایب ژنتیکی با استفاده از زیرمدل‌های مربوط به فنولوژی، تولید و توزیع ماده خشک، روابط آب و تغییرات سطح برگ در شرایط کشور بود. برای برآورد ضرایب و ارزیابی مدل از داده‌های آزمایش‌های انجام‌شده در نقاط مختلف کشور استفاده شد. ابتدا پارامترها برآورد و سپس مدل با استفاده از یک سری داده‌های مستقل، ارزیابی شد. مقایسه مقادیر شبیه‌­سازی‌‎شده و مشاهده‌‎شده روز تا رسیدگی در پارامتریابی با RMSE، CV و r به ترتیب برابر با 14 روز، 13 درصد و 76/0 و برای عملکرد دانه به ترتیب 62 گرم در متر مربع، 20درصد و 84/0 درستی پارامترهای مورد استفاده را نشان داد. همچنین مقادیر RMSE، CV و r در ارزیابی مدل برای روز تا رسیدگی به ترتیب برابر با 8 روز، 8 درصد و 74/0 و برای عملکرد دانه به ترتیب 53 گرم در متر مربع، 19 درصد و 77/0، دقت شبیه‌­سازی مدل را تأیید نمود. بنابراین، می‌توان از مدل SSM_iCrop2 به‌­عنوان ابزار مناسبی برای بررسی سیستم‌های زراعی و تفسیر نتایج در شرایط محیطی و مدیریتی متفاوت در جهت بهبود مدیریت مزارع لوبیا در کشور استفاده نمود.

مقاله پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

بررسی تأثیر کود نانوکلات آهن بر عملکرد، اجزای عملکرد و محتوای پروتئین دانه لوبیاقرمز (Phaseolus vulgaris L.) در شرایط تنش خشکی

صفحه 55-72

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.2101-1001

سحر قاسمی، عیسی پیری، ابوالفضل توسلی

چکیده با توجه به نقش آهن در فرآیندهای متابولیکی گیاه از جمله افزایش کلروفیل، فتوسنتز و در نهایت افزایش عملکرد محصولات زراعی، تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر کود نانوکلات آهن بر برخی خصوصیات رشدی و عملکرد لوبیاقرمز تحت شرایط تنش خشکی به اجرا در آمد. آزمایش در سال زراعی 95-1394 در مزرعه­ای واقع در روستای طوهان شهرستان جیرفت، به‌صورت کرت­های خردشده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. سه سطح تنش خشکی شامل بدون تنش، تنش در مرحله رشد رویشی (قطع آبیاری در زمان ظهور سه‌برگچه اول و ظهور سه‌برگچه سوم) و تنش در مرحله رشد زایشی (قطع آبیاری در زمان آغاز گلدهی و گلدهی) به عنوان فاکتور اصلی و مصرف کود نانوکلات آهن در سه سطح 0، 5 و 10 کیلوگرم در هکتار به عنوان فاکتور فرعی درنظرگرفته شد. در این آزمایش صفات طول شاخه اصلی، تعداد شاخه فرعی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه، عملکرد دانه و بیولوژیک، و درصد و عملکرد پروتئین دانه مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که تیمار بدون تنش و مصرف 10 کیلوگرم در هکتار کود منجر به حصول بالاترین مقادیر صفات طول شاخه اصلی (9/67 سانتی­متر)، تعداد شاخه­های فرعی (2/11)، تعداد غلاف در بوته (1/21)، وزن100دانه (9/29 گرم)، عملکرد دانه (4/861 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک (9/4711 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد پروتئین دانه (2/169 کیلوگرم در هکتار) شد. البته برای صفات فوق و در شرایط بدون تنش، تفاوت آماری معنی‌داری بین مصرف 10 و 5 کیلوگرم در هکتار کود مشاهده نشد. همچنین وقوع تنش در هر دو مرحله رشد رویشی و زایشی سبب کاهش صفات مورد بررسی گردید، به‌طوری‌که کمترین مقادیر صفات تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه، عملکرد دانه، بیولوژیک و پروتئین دانه از وقوع تنش در مرحله رشد زایشی حاصل گردید. در بین صفات مورد بررسی نیز تنها درصد پروتئین دانه با اعمال تیمارهای تنش افزایش معنی‌داری نشان داد که این افزایش در تنش در مرحله رشد زایشی به میزان 2/19 درصد بیشتر از شرایط بدون تنش بود. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده نتیجه‌‎گیری شد که کاربرد کودهای نانوکلات در هر یک از شرایط­ بدون تنش، تنش در مرحله رشد رویشی و تنش در مرحله رشد زایشی در مقایسه با عدم مصرف این نوع کود، اثر مثبتی بر خصوصیات رشدی و عملکرد گیاه داشت، به‌طوری‌که تنها برای عملکرد دانه که جزء اقتصادی و مهم لوبیاقرمز محسوب می­گردد، مصرف 10 کیلوگرم در هکتار کود در مقایسه با عدم مصرف آن به‌ترتیب در هر یک از شرایط بدون تنش، تنش در مرحله رشد رویشی و زایشی به‌ترتیب افزایش 20/16، 92/13 و 14/11 درصدی عملکرد حاصل گردید

مقاله پژوهشی زراعت

تنوع ژنتیکی عملکرد و اجزای عملکرد برخی ژنوتیپ‌های عدس (Lens culinaris Medikus.) با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره

صفحه 73-86

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.2103-1003

زینب عزیزی زاده، زهرا طهماسبی، امیر میرزایی

چکیده برای تعیین تنوع ژنتیکی عملکرد، اجزای عملکرد و صفات مورفولوژیکی، درک روابط بین این صفات در عدس و شناسایی ژنوتیپ با عملکرد بالا در ایلام، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌‌های کامل تصادفی با سه تکرار و 18 ژنوتیپ عدس در سال زراعی 1397-98 اجرا گردید. صفات مورد بررسی در این آزمایش تعداد برگ در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، تعداد گل در بوته، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع گیاه، روز تا گلدهی، روز تا رسیدگی، وزن100دانه و عملکرد گیاه بود. نتایج نشان داد تنوع ژنتیکی قابل‌توجهی برای صفات وزن100دانه، عملکرد دانه، تعداد برگ در بوته، تعداد گل در بوته، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی و روز تا رسیدگی وجود داشت. ژنوتیپ Flip 2010-90L با میانگین 3/1463 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین عملکرد دانه بود. صفات تعداد دانه در بوته، وزن100دانه، تعداد دانه در غلاف و ارتفاع بوته دارای بیشترین همبستگی با عملکرد دانه بودند. تجزیه خوشه‌ای، ژنوتیپ‌­ها را به پنج گروه تقسیم کرد. در تجزیه به مؤلفه‌های اصلی چهار مؤلفه دارای مقادیر ویژه بیش از یک بودند و 9/69 درصد از واریانس کل را توجیه کردند. در تجزیه به عامل‌ها صفات مثبت عامل اول شامل تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، ارتفاع بوته، وزن100دانه، عملکرد دانه و صفات مثبت عامل دوم شامل تعداد دانه در غلاف، تعداد برگ در بوته، تعداد دانه در بوته، ارتفاع بوته و تعداد شاخه فرعی بود. از اطلاعات به‌دست‌آمده می­‌توان در جهت اصلاح عملکرد عدس استفاده نمود.

مقاله پژوهشی گیاه‌پزشکی

ارزیابی میزان خسارت تریپس پیاز Thrips tabaci L. (Thysanoptera: Thripidae) روی شش رقم لوبیاقرمز در شرایط مزرعه

صفحه 87-98

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.2109-1011

صدیقه اشتری

چکیده لوبیا با نام علمی Phaseolus vulgaris یکی از مهم‌ترین حبوبات می­باشد که در اغلب کشورهای جهان کشت می‌شود. این محصول توسط آفات مختلف از جمله تریپس پیاز مورد حمله قرار می‌­گیرد. این تحقیق در طی دو سال 1398 و 1399 درشرایط مزرعه با کاشت ارقام درخشان، یاقوت، دادفر، افق، گلی و اختر در قالب طرح بلوک­‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در دو آزمایش همراه با سم­پاشی و بدون سم­پاشی در مزرعه­ای واقع در منطقه قاسم‌آباد اراک انجام شد. آماربرداری برای بررسی تغییرات جمعیت آفت (به تفکیک پوره و بالغ) از زمان شروع آلودگی تا پایان آن به‌صورت هفتگی صورت گرفت. داده‌­ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SAS آنالیز و میانگین­‌ها از طریق آزمون توکی به‌صورت تجزیه مرکب مورد مقایسه قرارگرفتند. نتایج دوساله حاصل از این تحقیق نشان داد که ارقام یاقوت و دادفر به ترتیب با 3/2775 و 3/2735 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد را داشتند. از طرفی رقم گلی در مقایسه با بقیه ارقام علایم آلودگی پایین‌تر و درصد کاهش عملکرد کمتری داشت، ولی عملکرد آن (2110 کیلوگرم در هکتار) از سایر ارقام به‌غیر از اختر کمتر بود. بیشترین جمعیت تریپس در مراحل مختلف پوره و بالغ در دو رقم اختر (01/7 و 15/2 عدد) و درخشان ( 93/5 و 65/1 عدد) مشاهده شد. از این رو، رقم یاقوت به‌دلیل عملکرد بالاتر و خسارت کمتر تریپس و در درجه بعدی رقم گلی جهت کشت در منطقه اولویت دارد.

مقاله پژوهشی زراعت

اثر مصرف زئولیت و کود مرغی غنی‌شده با روی و مس بر صفات زراعی و فیزیولوژیکی لوبیاسبز (Phaseolus vulgaris L.)

صفحه 99-112

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i1.2105-1007

مهیار محمدزاده، یوسف نیکنژاد، هرمز فلاح آملی، داوود براری، سید میثم باغبانیان

چکیده به ­منظور بررسی اثرات مصرف زئولیت و کود مرغی غنی‌شده با روی و مس بر صفات زراعی و فیزیولوژیکی لوبیاسبز (Phaseolus vulgaris L.)، آزمایش مزرعه­‌ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی آمل در سال 1396 اجرا شد. کاربرد زئولیت در پنج سطح، شامل Z1: شاهد یا عدم مصرف زئولیت، Z2: مصرف زئولیت به‌تنهایی، Z3: زئولیت غنی‌شده با روی، Z4: زئولیت غنی‌شده با مس و Z5: زئولیت غنی‌شده با روی و مس و مصرف کود مرغی در پنج سطح، شامل P1: شاهد یا عدم مصرف کود مرغی، P2: مصرف کود مرغی به‌تنهایی، P3: کود مرغی غنی‌شده با روی، P4: کود مرغی غنی‌شده با مس و P5: کود مرغی غنی‌شده با روی و مس به عنوان فاکتورهای آزمایش درنظرگرفته شدند. در این آزمایش کود مرغی به مقدار 5/1 تن در هکتار و زئولیت به میزان 1 تن در هکتار مصرف شد. همچنین از کودهای روی و مس به­ترتیب به مقدار 26 و 6/13 کیلوگرم در هکتار جهت غنی‌سازی کودهای مرغی و زئولیت استفاده گردید. نتایج نشان داد که مصرف کود مرغی و زئولیت غنی‌شده با عناصر روی و مس سبب افزایش معنی­دار اجزای عملکرد، عملکرد، غلظت رنگدانه‌های فتوسنتزی و جذب عناصر غذایی پرمصرف و کم‌مصرف در لوبیاسبز در مقایسه با کاربرد جداگانه کود مرغی یا زئولیت و شاهد گردید. در شرایط مصرف کود مرغی، حداکثر عملکرد دانه (74/1 تن در هکتار) با کاربرد تیمار P5 و در شرایط کاربرد زئولیت، بیشترین عملکرد دانه (71/1 تن در هکتار) با اعمال تیمار Z5 حاصل شد و با عدم مصرف تیمارهای کودی، عملکرد به­ترتیب حدود 27 و 3/23 درصد کاهش یافت. بنابراین، به نظر می­رسد کاربرد زئولیت و کود مرغی غنی‌شده با عناصر روی و مس می‌تواند ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی، روش مناسبی جهت بهبود عملکرد گیاه همراه با تولید سالم و پایدار محصولات کشاورزی باشد.