مطالعه ارتباط بین الگوی پروتئین دانه با صفات کمّی در برخی ارقام زراعی نخود (Cicer arietinum L.)
صفحه 12-27
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.57457
مهدی کاکایی
چکیده از جمله روشهای مطالعه وجود تنوعژنتیکی میان گونههای گیاهی، استفاده از روش الکتروفورز پروتئینهای بذر میباشد. استفاده از نشانگرهای پروتئینی در جداسازی ارقام نخود بهعنوان یک منبع ارزشمند غذایی مهم است. الگوی پروتئینهای ذخیرهای چهار رقم نخود (آرمان، هاشم، ILC-482 و آزاد) با روش SDS-PAGE بررسی شد. برای این منظور از ژل 5/12درصد پلیاکریلآمید استفاده گردید. نتایج الکتروفورز نشان داد که تفاوت الگوی پروتئینی ارقام مورد مطالعه بیشتر مربوط به باندهای پروتئینی موقعیت 17 و 25کیلودالتون است. بر اساس نتایج SDS-PAGE، بهطور میانگین 75/28باند پروتئینی، در محدود 14 تا 100کیلودالتون شناسایی گردید. حضور باندهای پروتیئنی با وزن تقریبی 17کیلودالتون در الگوی پروتئینی ارقامILC-482 ، هاشم و آزاد میتواند بهعنوان نشانگرهای پروتئینی برای این ارقام و باند پروتئینی 14کیلودالتون برای رقم آرمان معرفی شوند. دو رقم ILC-482 و آرمان و نیز هاشم، بهترتیب بیشترین و کمترین تعداد باند را داشتند و بیشترین فاصله ژنتیکی بین ارقام ILC-482 و آرمان مشاهده شد. ماتریس تشابه محاسبه و تجزیه خوشهای بر اساس ضریب تشابه جاکارد به روش UPGMA انجام گردید. در رنگآمیزی با کوماسیبلو دامنه ضرایب تشابه از 78/0 تا 87/0 متغیر بود. جهت تعیین همبستگی بین صفات زراعی و مولکولی از آزمون مانتل-هانزل (Mantel-Hansel) استفاده شد و همبستگی بین صفات زراعی در شرایط تنش خشکی و شرایط آبیاری تکمیلی با دادههای مولکولی مشاهده گردید P<%5)). با بررسی شاخصهای تنش خشکی و نتایج حاصل از بایپلات رقم آرمان بهعنوان متحملترین رقم شناخته شد و در هر دو شرایط محیطی تنش خشکی و بدون تنش عملکرد بالاتری نسبت به سایر ارقام از خود بروز داد. همچنین تجزیه بایپلات نشان داد که شاخصهای YI و HAM بهترین شاخصهای تحمل به خشکی بودند.
بررسی عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) از طریق مدیریت کود شیمیایی و زیستی نیتروژن در تاریخهای کاشت مختلف
صفحه 28-39
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.60084
فریما دعائی، علی نخزری مقدم، علی راحمی کاریزکی، مجید الداغی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر کود شیمیایی و زیستی نیتروژن در تاریخهای کاشت مختلف نخود (Cicer arietinum L.) رقم آزاد، آزمایشی در سال زراعی 95-1394 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه گنبدکاووس انجام شد. تاریخ کاشت در دو سطح (15دی و 13بهمنماه)، کود زیستی مزورایزوبیوم در دو سطح (تلقیح با کود زیستی مزورایزوبیوم و عدم تلقیح) و کود شیمیایی نیتروژن در چهار سطح (صفر، 20، 40 و 60کیلوگرم نیتروژن در هکتار با منشأ اوره) بود. نتایج نشان داد که عامل تاریخ کاشت بر ارتفاع بوته، تعداد ساقه در بوته، تعداد غلاف و دانه در بوته، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک تأثیرگذار بود و مقدار آنها در تاریخ 15دی بیشتر بود. تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک تحت تأثیر عامل کود نیتروژن و کود زیستی مزورایزوبیوم قرار گرفتند. کود زیستی مزورایزوبیوم تعداد دانه در بوته را نیز تحت تأثیر قرار داد. تیمارهای مصرف 60کیلوگرم نیتروژن در هکتار و تلقیح با کود زیستی مزورایزوبیوم بیشترین مقدار صفات را به خود اختصاص دادند. عملکرد دانه در تاریخ کاشت 15دیماه 8/16درصد بیشتر از 13بهمن ماه بود. با مصرف 60کیلوگرم نیتروژن در هکتار عملکرد دانه 57/9درصد نسبت به عدم مصرف افزایش یافت. تلقیح با باکتری عملکرد دانه را 48/7درصد افزایش داد. بنابراین استفاده از نیتروژن، تلقیح با باکتری و کاشت زودتر فرصت بهتری برای استفاده از منابع محیطی و نیتروژن برای گیاه فراهم کرد، بهطوریکه موجب افزایش رشد رویشی و به دنبال آن عملکرد دانه شد.
تأثیر مصرف کودهای بیولوژیک و شیمیایی نیتروژنه بر عملکرد و اجزای عملکرد در ارقام عدس
صفحه 40-51
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.61850
سید حسین صباغ پور، حجت اله شهبازی، رضا رضا خانلو
چکیده مصرف بیرویه کودهای شیمیایی به منظور افزایش تولیدات کشاورزی به ویژه در بخش زراعی، موجب صدمات زیستمحیطی و اختلال در حاصلخیزی خاک میشود. بهمنظور بررسی تأثیر کودهای بیولوژیک و شیمیایی نیتروژنه بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپهای عدس، تحقیقی در سال زراعی 1394-1393 در ایستگاه اکباتان مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان انجام شد. این آزمایش در قالب فاکتوریل و بر مبنای طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار با پنج تیمار کودی ( شاهد، سوپرنیتروپلاس، نیتروکسین، ریزوچک و کود شیمیایی نیتروژنه به عنوان استارتر) و سه رقم (بیلهسوار و کیمیا، رقم محلی) اجرا شد. نتایج این تحقیق نشان داد که تیمار کودی تأثیر معنیداری از نظر تعداد روز تا 50درصد گلدهی، تعداد روز تا 50درصد غلافدهی، تعداد غلاف در بوته، ارتفاع بوته، زیستتودة تولیدی و عملکرد دانه داشت. ارقام مورد مطالعه نیز از نظر تعداد روز تا 50درصد گلدهی، تعداد روز تا 50درصد غلافدهی، ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، زیستتودة تولیدی، تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه و عملکرد دانه اختلاف معنیدار آماری داشتند. اثرات متقابل کود×رقم در صفات مورد بررسی معنیدار نشد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین عملکرد دانه مربوط به تیمار مصرف کود ریزوچک و کمترین آن مربوط به تیمار شاهد (عدم مصرف کود) بود. افزون بر این، تیمار ریزوچک به ترتیب موجب افزایش 29، 16 و 49درصدی زیستتوده، ارتفاع بوته و عملکرد دانه نسبت به تیمار شاهد شد. در بین ارقام مورد بررسی، رقم بیلهسوار عملکرد بالاتری نسبت به عدس رقم محلی تولید کرد.
مقایسه عملکرد و کارآیی مصرف آب سه رقم نخود در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی
صفحه 52-62
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.62160
امیرهوشنگ جلالی
چکیده به منظور مقایسه دو شیوه کشت دیم و کشت با یک مرحله آبیاری تکمیلی بر عملکرد و کارآیی مصرف آب سه رقم نخود پژوهشی در سال 94-1393 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی رزوه (شهرستان چادگان- اصفهان) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو روش کاشت (دیم و کاشت با یک نوبت آبیاری) به عنوان کرت اصلی و سه رقم نخود (آزاد، هاشم و آرمان) به عنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شدند. آزمایش به صورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان دادند دو روش کاشت از نظر عملکرد، اجزای عملکرد و کارآیی مصرف آب با هم تفاوت معنیدار داشتند. رقم آزاد در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی به ترتیب با 7/605 و 8/899کیلوگرم در هکتار به طور معنیداری (در سطح احتمال 5درصد) عملکرد بالاتری نسبت به دو رقم دیگر تولید نمود. صرف نظر از نوع رقم، شاخص برداشت در شرایط دیم نسبت به شرایط آبیاری تکمیلی افزایش معنیداری نشان داد و رقم آزاد از بیشترین مقدار شاخص برداشت ( 5/34درصد) برخوردار بود. سه رقم آزاد، هاشم و آرمان به ازای هر میلیمتر آبیاری تکمیلی به ترتیب 88/5، 68/4 و 44/5کیلوگرم عملکرد اضافی (نسبت به شرایط دیم) تولید کردند. به طور خلاصه استفاده از رقم آزاد و انجام آبیاری تکمیلی نسبت به دو رقم دیگر نتایج بهتری دربرداشت.
تأثیر پرایمینگ بذر و گیاه بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) رقم سانرایز تحت تنش کمآبی
صفحه 63-74
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.62772
سیاوش دنیر، سوران شرفی، اسماعیل قلی نژاد
چکیده به منظور بررسی اثر تنش کمآبی و تنظیمکنندههای رشد بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا رقم سانرایز آزمایشی به صورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقات هنرستان کشاورزی ارومیه در سال 1394 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل کمآبی در سه سطح (تنش شدید: آبیاری بعد از 120میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A، تنش ملایم: آبیاری بعد از 90میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A، و شاهد: آبیاری بعد از 60میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) به عنوان فاکتور اصلی و تیمار محرک رشد در پنج سطح (شاهد، پرایمینگ با آب مقطر، پرایمینگ با سالسیلیک اسید، محلولپاشی با سالسیلیک اسید، پرایمینگ و محلولپاشی با سالسیلیک اسید) به عنوان فاکتور فرعی بودند. نتایج تجزیه واریانس بین صفات نشان داد که کمآبی و محرک رشد تأثیر معنیداری بر صفات عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه و ارتفاع بوته داشت. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که بیشترین (3362کیلوگرم در هکتار) و کمترین (1864کیلوگرم در هکتار) عملکرد دانه به ترتیب از تیمار آبیاری مطلوب و تنش خشکی شدید بهدست آمد. تنش خشکی شدید در مقایسه با آبیاری مطلوب عملکرد بیولوژیک و وزن100دانه را به ترتیب به میزان 25 و 34درصد کاهش داد. محلولپاشی و پرایمینگ با اسید سالسیلیک در مقایسه با تیمار شاهد (بدون پرایمینگ) عملکرد دانه و وزن100دانه را به ترتیب به میزان 50 و 70درصد افزایش داد. تعداد غلاف در بوته نیز در شرایط آبیاری مطلوب در مقایسه با تنش خشکی شدید حدود 25درصد و در شرایط محلولپاشی و پرایمینگ با اسید سالسیلیک در مقایسه با تیمار شاهد (بدون پرایمینگ) حدود 35درصد افزایش یافت. با توجه به نتایج بهدستآمده در این تحقیق، آبیاری بر اساس 60میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A و محلولپاشی و پرایمینگ با اسید سالسیلیک از طریق افزایش اجزای عملکرد دانه باعث افزایش عملکرد دانه لوبیا گردید.
اثر همزیستی میکوریزا و آبیاری تکمیلی بر عملکرد و عناصر دانه و بقایای گیاهی نخود (Cicer arietinum)
صفحه 75-90
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.63925
محمود مظلومی ممیندی، علیرضا پیرزاد، جلال جلیلیان
چکیده زمان پایان بارندگیهای بهاره در موفقیت زراعت دیم مؤثر است. دو راهکار اساسی (آبیاری تکمیلی و روابط قارچ-ریشه) برای بهبود عملکرد گیاهان زراعی با اثر همافزایی در اعمال توأم آنها وجود دارد. برای بررسی تلقیح میکوریزایی نخود دیم، آزمایشی دوساله به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سالهای 1393 و 1394 در مرکز تحقیقات کشاورزی آذربایجانغربی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل زمان پایان بارندگی (20اردیبهشتماه، سوم خردادماه و 17خردادماه)، تلقیح میکوریزا (شاهد و قارچ گونه Glomus intraradices) و آبیاری (دیم و یک نوبت آبیاری تکمیلی) بودند. تلقیح میکوریزایی تحت شرایط آبیاری تکمیلی باعث افزایش معنیدار عناصر فسفر، کلسیم و خاکستر بقایا، پتاسیم و پروتئین دانه نخود نسبت به کشت دیم شد. ادامه بارندگی تا 17خرداد، عملکرد بقایا (1451کیلوگرم در هکتار) و دانه (602کیلوگرم در هکتار) نخود در گیاهان میکوریزایی را تحت شرایط آبیاری تکمیلی نسبت به پایان زودهنگام بارندگیها (20اردیبهشتماه وسوم خردادماه) افزایش بیشتری داد. بهطورکلی کیفیت بقایا و دانه نخود در کشت دیم با یک نوبت آبیاری بهبود یافت. تلقیح میکوریزایی صرفنظر از زمان پایان بارندگی در میزان بهبود کیفیت و عملکرد دانه (در آبیاری تکمیلی تا 20درصد و در کشت دیم تا 24درصد) مؤثر بود. نتایج نشان داد که دو راهکار آبیاری تکمیلی و تلقیح میکوریزایی روشهای قابل اعتمادی برای دستیابی به عملکرد مطلوب درکشت دیم نخود میباشند.
بررسی بیان موقت پروتئین نوترکیبCCL21 انسانی در گیاه نخود به روش آگرواینفیلتراسیون
صفحه 91-102
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.60228
ماریا بیهقی، عبدالرضا باقری، حسن مرعشی، مجتبی سنکیان، افسانه سادات فرساد
چکیده کموکاین CCL21 از جمله کموکاینهایی است که خاصیت آنتیتوموری دارد و در ایمونوتراپی بر پایه سیتوکنینها بر علیه سلولهای سرطانی مؤثر میباشد. با توجه به اهمیت فناوری جدید تولید پروتئینهای نوترکیب در گیاهان، تولید پروتئین CCL21 نیز در گیاه نخود که دارای خواص آنتیتوموری و ترکیبات معدنی و شیمیایی مناسب است، مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعه حاضر از بیان موقت پروتئین CCL21 به روش آگرواینفیلتراسیون، برای تولید این پروتئین نوترکیب در گیاه نخود استفاده شده است. 72ساعت بعد از آگرواینفیلتراسیون، نتایج آزمونهای RT-PCR، Real time PCR، داتبلات، وسترنبلات و الایزا نشان داد که سازه ژنی طراحی شده در برگهای نخود با میزان بالایی در سطح رونویسی و ترجمه بیان شده است. بنابراین با استفاده از روش آگرواینفیلتراسیون و انتقال سازه بیانی CCL21، نتایج نشان داد که نخود میتواند گیاه مناسبی جهت تولید پروتئینهای نوترکیب باشد.
ارزیابی صفات مورفولوژیکی و زراعی برخی ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum)
صفحه 103-113
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.57642
سهیلا افکار، پیام پزشکپور
چکیده نخود (Cicer arietinum) گیاهی خودگردهافشان با تعداد کروموزم 16x=2n=2 میباشد که به عنوان یکی از مهمترین منبع پروتئین گیاهی در جهان شناخته شده است. 15ژنوتیپ نخود برای پارامترهای مختلف عملکرد در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه ارزیابی شدند. در این تحقیق صفاتی مانند ارتفاع بوته، تعداد شاخه اولیه، تعداد شاخه ثانویه، تعداد کل غلاف در بوته، تعداد گره در ساقه، تعداد غلاف تکبذر، تعداد غلاف دوبذر، تعداد غلاف پوک، وزن دانه با پوسته غلاف، وزن100دانه، وزن کل دانه با کاه، تعداد غلاف بارور، تعداد دانه در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن خشک ساقه تکبوته، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد کاه، شاخص برداشت و تلاش زادآوری ارزیابی شدند. وجود تغییرات بسیارمعنیداری برای صفات وزن100دانه، عملکرد دانه و تعداد غلاف در هر بوته نشاندهنده تنوع ژنتیکی بین ژنوتیپهای مورد مطالعه برای این صفات است. بر اساس نتایج مقایسه میانگین مشخص شد که ژنوتیپهای 15G ،8G، 1G و 6G به ترتیب دارای بالاترین عملکرد دانه و در بین آنها دو ژنوتیپ 8G و 15G از نظر عملکرد دانه و بیولوژیکی مناسبترین هستند. نتایج همبستگی ژنوتیپی و فنوتیپی، رگرسیون گامبهگام و تجزیه علیت نشان داد که وزن100دانه، وزن دانه با پوسته غلاف تکبوته (دانه + پوسته) و تعداد غلاف تکبذر بیشترین تأثیر را روی عملکرد دانه دارند. میتوان نتیجهگیری کرد که وزن دانه با پوسته غلاف تک بوته، وزن100دانه و تعداد غلاف تکبذر صفات مناسبی برای اصلاح عملکرد دانه و گزینش ژنوتیپهایی با عملکرد دانه بالاتر در نخود میباشند. با توجه به اینکه عملکرد بالا یکی از معیارهای اصلی اکثر کشاورزان برای شناسایی و انتخاب ژنوتیپهای برتر است، بنابراین برای اصلاح نخود، ژنوتیپهای با عملکرد بالا میتوانند از طریق دورگگیری یا مستقیماً توسط کشاورزان استفاده شوند.
اثر تنش خشکی بر برخی ویژگیهای مورفولوژیک و فیزیولوژیک ارقام لوبیاچیتی (Phaseolus vulgaris L.)
صفحه 114-125
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.64836
سمیه قلندری، محمد کافی، مرتضی گلدانی، علیرضا باقری
چکیده کمآبی امروزه از مهمترین عوامل محدودکننده عملکرد محصولات زراعی در نواحی خشک و نیمهخشک میباشد و کاهش رشد در اثر تنش خشکی به مراتب بیشتر از سایر تنشهای محیطی است. به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر ارقام لوبیا آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه گروه زراعت دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی در این آزمایش، رژیم رطوبتی در سه سطح (تأمین 100درصد، 75درصد و 50درصد ظرفیت زراعی بهترتیب نشاندهنده تیمار شاهد، تنش خشکی ملایم و تنش خشکی شدید) و سه رقم لوبیاچیتی شامل تلاش، خمین و صالح بودند. نتایج نشان داد اثر تیمار آبیاری و رقم بر ارتفاع بوته، وزن شاخساره، وزن ریشه، نسبت ریشه به شاخساره، محتوای آب نسبی، نشت الکترولیتها، هدایت روزنهای، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک معنیدار بود. بیشترین وزن شاخساره و ریشه در بین رژیمهای آبیاری از تیمار شاهد و از رقم تلاش بهدست آمد. با کاهش مقدار آب مصرفی، در مرحله زایشی کلروفیل نیز کاهش یافت، به گونهای که بیشترین مقدار کلروفیل در تیمار آبیاری کامل مشاهده شد. در بین ارقام نیز بیشترین میزان کلروفیل در رقم صالح مشاهده شد. محتوای آب نسبی در شرایط تنش خشکی متوسط 9/9درصد و در شرایط تنش خشکی شدید 7/30درصد نسبت به شاهد کاهش نشان داد. در بین ارقام نیز بیشترین مقدار آب نسبی در رقم صالح ثبت شد. کاهش میزان آب برگ همبستگی مستقیم با افزایش نشت الکترولیتها داشت، به نحوی که در شرایط تنش خشکی متوسط نشت الکترولیتهای غشاء، 24درصد و در شرایط تنش خشکی شدید 37درصد بود. کمترین میزان نشت در بین ارقام در رقم صالح مشاهده شد. کاهش مقدار آبیاری باعث شد هدایت روزنهای در شرایط تنش خشکی متوسط و شدید بهترتیب 3/33درصد و 3/53درصد نسبت به شاهدکاهش یابد. رقم صالح در بین ارقام و آبیاری کامل در بین رژیمهای آبیاری، بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند. کاهش آب مصرفی باعث شد عملکرد دانه در شرایط تنش خشکی متوسط و شدید بهترتیب 1/36درصد و 6/71درصد نسبت به تیمار بدون تنش خشکی کاهش یابد. رقم صالح از نظر صفاتی از جمله عملکرد دانه، محتوای آب نسبی، کلروفیل و هدایت روزنهای نسبت به دو رقم دیگر برتری نشان داد. همچنین نشت الکترولیتها نیز در این رقم کمتر از سایر ارقام بود و به نظر میرسد تحمل بیشتری به تنش خشکی داشته باشد.
ارزیابی بودجه انرژی تولید لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) در نظامهای زراعی مختلف در ایران
صفحه 126-140
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.63255
حسن شهقلی، محمدرضا اصغری پور، عیسی خمری، عادل غدیری
چکیده بهمنظور ارزیابی بودجه انرژی شدتهای مختلف مصرف نهاده در ارقام مختلف لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه ملی تحقیقات لوبیای کشور واقع در خمین اجرا شد. شدتهای مختلف مصرف نهاده شامل اکولوژیک، تلفیقی، کمنهاده، متوسطنهاده و پُرنهاده بهعنوان کرتهای اصلی و ارقام مختلف لوبیا (لوبیاسفید رقم درسا، لوبیاقرمز لاین امیدبخش Ks-31169، لوبیاچیتی رقم صدری) بهعنوان کرتهای فرعی درنظرگرفته شدند. شدتهای مختلف مصرف نهاده شامل دفعات عملیات خاکورزی و مقادیر مختلف کاربرد کود، سموم، بذر و آبیاری بود. برای ارزیابی شاخصهای انرژی ابتدا مجموع انرژی خروجی، مجموع انرژی ورودی، انرژی دانه و انرژی کاه، اندازهگیری و سپس شاخصهای کارآیی انرژی، انرژی خالص، انرژی مخصوص، فشردگی انرژی، شدت انرژی تولیدی، مصرفی و جاری ارزیابی شد. مقدار انرژی ورودی در نظامهای زراعی اکولوژیک، تلفیقی، کمنهاده، متوسطنهاده و پُرنهاده به ترتیب 14121، 32432، 24260، 37118 و 57390مگاژول در هکتار و انرژی خروجی در این نظامها به ترتیب 40135، 51382، 33824، 46417 و 60142مگاژول در هکتار تخمین زده شد. بیشترین کارآیی انرژی و کارآیی زیستمحیطی انرژی کمکی مربوط به نظام اکولوژیک رقم صدری بهترتیب به میزان 3/3 و 5/3 بود که در مقایسه با نظام پُرنهاده رقم صدری بهترتیب 155 و 169درصد افزایش کارآیی داشته است. نتایج این مطالعه نشان داد نظام زراعی اکولوژیک با وجود کاهش شدت انرژی تولیدی و شدت انرژی مصرفی نسبت به سایر نظامها کاهش کل ارزش خدمات کشاورزی اکولوژیک را به همراه داشته است؛ اما حرکت به سمت کشاورزی پایدار خدمات غیربازاری بیشتری همچون حفظ سلامت نظام تولیدی و تولید غذای سالم را دربرخواهد داشت.
تأثیر کود کمپوست بر خصوصیات فیزیولوژیکی و ظرفیت آنتیاکسیدانی گیاه عدس (Lens culinaris Medik) تحت تنش آبی
صفحه 141-154
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.63836
راهله احمدپور، نظام آرمند، سعیدرضا حسین زاده، گرشاسب ریگی
چکیده کودهای آلی نظیر کمپوست میتواند نقش مهمی در رشد و تغذیه گیاهان ایفا کند و به نظر میرسد استفاده از این کود میتواند اثرات منفی ناشی از تنشهای محیطی را کاهش دهد. در این راستا، به منظور بررسی اثر کود کمپوست بر خصوصیات فیزیولوژیکی، فتوسنتزی، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان، محتوای پرولین و پروتئین محلول برگی گیاه عدس (رقم گچساران) در شرایط تنش کمآبی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط محیط گلخانه در سال 1395 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطح از کمپوست و خاک (100:0، 95:5، 85:15، 75:25 و 65:35درصد وزنی) و سه سطح تنش کمبود آب بدون تنش (75درصد ظرفیت زراعی)، تنش ملایم (50درصد ظرفیت زراعی) و تنش شدید (25درصد ظرفیت زراعی) بود. نتایج نشان داد که در شرایط بدون تنش استفاده از کمپوست در سطوح 25 و 35درصد وزنی موجب افزایش معنیدار محتوای آب نسبی، پایداری غشاء سلولهای برگی، کارآیی فتوسیستمII، فتوسنتز خالص، CO2 زیر روزنه، کارآیی مصرف آب، محتوای پروتئین و پرولین برگی، فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز در مقایسه با شاهد شد. در شرایط تنش آبی ملایم و شدید، استفاده از مخلوط کمپوست و خاک با نسبت درصد وزنی (65:35) به ترتیب منجر به افزایش معنیدار محتوای آب نسبی (3/3درصد، 17/6درصد)، پایداری غشاء سلول (4/5درصد)، CO2 زیر روزنه (3/9درصد)، فتوسنتز خالص (3/65درصد، 77/58درصد)، کارآیی مصرف آب (13/12درصد، 47/22درصد)، محتوای پرولین (در شرایط تنش ملایم حدود 3درصد)، محتوای پروتئین کل (8/18درصد، 9/7درصد+)، فعالیت آنزیمهای پراکسیداز (9/18درصد، 7/3درصد)، کاتالاز (در شرایط تنش ملایم حدود 7/3درصد) و سوپراکسیددیسموتاز (3/1درصد، 5/12درصد) نسبت به سطوح شاهد شد. بر طبق نتایج این مطالعه، استفاده از کود کمپوست بهویژه در سطح 35درصد وزنی به منظور بهبود شرایط تنش آبی در کشت گلدانی گیاه عدس توصیه میشود.
اثر مقادیر مختلف نیتروژن بر اجزای عملکرد، عملکرد و بهرهوری نیتروژن دو رقم عدس دیم
صفحه 155-170
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.59699
محمد بنایان، فاطمه یعقوبی، زهرا رشیدی، سیاوش برده جی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر مقادیر مختلف نیتروژن بر عملکرد و اجزای آن و همچنین مطالعه کارآیی جذب، مصرف و بهرهوری نیتروژن دو رقم عدس دیم، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 95-1394 اجرا گردید. فاکتور اصلی این آزمایش سطوح مختلف کود نیتروژن از منبع اوره (0، 40 و 80کیلوگرم در هکتار) و فاکتور فرعی شامل دو رقم عدس دیم (بیرجند و رباط) بود. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد دانه در غلاف و وزن۱۰۰دانه بهترتیب در شرایط عدم کاربرد کود نیتروژن و رقم بیرجند و تیمار ۴۰کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار و رقم رباط حاصل شد. تیمار 40کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار و رقم بیرجند حداکثر تعداد غلاف در بوته، عملکرد دانه (۲۳/۳۳۸کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک (۶۸/۳۲۹۱کیلوگرم در هکتار)، میزان نیتروژن زیستتوده و کارآیی جذب نیتروژن را به خود اختصاص داد. بالاترین بهرهوری نیتروژن بر اساس عملکرد دانه (۳۹/3کیلوگرم دانه برکیلوگرم نیتروژن خاک) و زیستتوده (۴۸/۳۳کیلوگرم ماده خشک برکیلوگرم خاک) در شرایط عدم استفاده از کود نیتروژن و رقم بیرجند بهدست آمد که اختلاف معنیداری با تیمار 40کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار و رقم بیرجند نداشت. با توجه به نتایج حاصله بهمنظور صرفهجویی در میزان مصرف کود و جلوگیری از تبعات منفی ناشی از زیادی مصرف آن، مصرف ۴۰کیلوگرم کود اوره در هکتار و استفاده از رقم بیرجند با رعایت تاریخ کاشت بهینه (با توجه به دیررسبودن آن) برای کشت عدس بهصورت دیم در منطقه مورد مطالعه، مطلوب بهنظر میرسد.
بررسی اثر کاربرد سطوح نیتروژن و نسبتهای کشت مخلوط نخودفرنگی (Pisum sativum) و کاهو (Lactuca sativa)
صفحه 171-181
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.65544
الهام رفتاری، علی نخ زری مقدم، مهدی ملاشاهی، حسین حسینی مقدم
چکیده بهمنظور بررسی اثر کاربرد سطوح نیتروژن و نسبتهای کشت مخلوط نخودفرنگی و کاهو، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه گنبد کاووس در سال زراعی94-1393 اجرا گردید. عاملهای مورد بررسی شامل نیتروژن خالص در سه سطح: صفر، 25 و 50کیلوگرم در هکتار و الگوی کاشت در نُه سطح: کشت خالص نخودفرنگی، کشت مخلوط جایگزین 33، 50 و 67درصد کاهو، کشت مخلوط افزایش 33، 50، 67 و 100درصد کاهو و کشت خالص کاهو بود. الگوی کاشت و نیتروژن اثر معنیداری بر ارتفاع، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، وزن100دانه، عملکرد بوته، وزن غلاف در بوته، درصد پروتئین، درصد کربوهیدرات محلول دانه و عملکرد کل داشت. ارتفاع بوته در تیمارهای افزایشی بیش از جایگزین و کشت خالص نخودفرنگی بود، اما تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، وزن100دانه و وزن غلاف در بوته در تیمارهای جایگزین و خالص بیشتر از افزایشی بود. بین دو تیمار مصرف 25 و 50کیلوگرم نیتروژن در هکتار در مورد اکثر صفات تفاوت معنیداری مشاهده نشد. درصد پروتئین در تیمار کشت خالص نخودفرنگی و تیمار جایگزین 33درصد کاهو بهجای نخودفرنگی بیش از سایر تیمارها بود. درصد کربوهیدرات محلول در تیمار مخلوط جایگزین 67درصد کاهو بهجای نخودفرنگی و افزایش 67 و 100درصد کاهو به نخودفرنگی بیش از سایر تیمارها بود. بههر حال، عملکرد بوته نخودفرنگی در تیمار جایگزین 67درصد کاهو و 33درصد نخودفرنگی و همچنین 50درصد کاهو و 50درصد نخودفرنگی بهترتیب با 25/30 و 44/27گرم بیش از تیمارهای دیگر بود. در کلیه تیمارها و بهخصوص تیمارهای کشت مخلوط افزایشی، افزایش عملکرد نسبت به کشت خالص نخودفرنگی مشاهده شد.
ارزیابی اثر تاریخ کاشت و تراکم بذر بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپهای نخود در شرایط دیم مشهد
صفحه 182-194
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.63131
علیرضا خداشناس، داود صادق زاده اهری، محمد دادمند، مهدی عباس زاده
چکیده بهمنظور ارزیابی واکنش ارقام و برخی تودههای محلی نخود دیم به تاریخ کاشت و تراکم بذر، آزمایشی بهصورت کرتهای دوبار خُردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی1395- 1394 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی طرق در مشهد به اجرا درآمد. تاریخ کاشت با دو سطح کشت در انتهای پاییز (انتظار) و کشت معمول کشاورزان (نیمه دوم اسفندماه) بهعنوان کرت اصلی و پنج ژنوتیپ نخود شامل سه رقم جم، سارال و بینالود و دو توده محلی نیشابور و قوچان بهعنوان کرت فرعی و دو تراکم بذر 40 و 50بذر در مترمربع بهعنوان کرت فرعی-فرعی تیمارهای آزمایشبودند. میزان بارندگی طی سال زراعی انجام آزمایش 276میلیمتر بود. نتایج نشان داد که از نظر بسیاری از صفات مورد بررسی از جمله وزن100دانه و عملکرد دانه اختلاف معنیداری بین تاریخهای کاشت و ژنوتیپهای نخود مورد بررسی وجود دارد. میانگین عملکرد دانه در تاریخ کاشت اول 860کیلوگرم در هکتار بود که نسبت به میانگین عملکرد دانه در تاریخ کاشت دوم با 380کیلوگرم در هکتار برتری قابلتوجهی داشت. اثر متقابل تیمارهای مورد بررسی نیز بر تعداد دانه در غلاف، ارتفاع بوته، وزن100دانه، شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه معنیدار بود. بر مبنای کمیت دانه تولیدی، ارقام سارال و جم و توده نیشابور بهترتیب با عملکرد دانه 1038، 900 و 908کیلوگرم در هکتار برای کشت در شرایط انتظار و بهترتیب با 837درصد، 144درصد و 146درصد افزایش عملکرد نسبت به تاریخ کاشت دوم، بر سایر ژنوتیپ ها برتری داشتند، اما چنانچه بازارپسندی نیز موردتوجه باشد، به علت ریزبودن دانهها در توده نیشابور (وزن100دانه 7/17گرم)، ارقام جم و سارال بهترتیب با وزن100دانه 9/25 و 8/26گرم برای این تاریخ کاشت مناسب خواهند بود. بر اساس نتایج این مطالعه واکنش ارقام به تغییر تاریخ کاشت متفاوت بود، بنابراین در انتخاب رقم برای کاشت در هر منطقه، باید عادت رشدی و امکان تامین نیازهای اکولوژیکی آن رقم مدّنظر قرار گیرد. تراکم بذر تأثیر قابلتوجهی بر صفات مورد ارزیابی نشان نداد.
بررسی مدیریت تلفیقی علفهایهرز مزارع نخود دیم (Cicer arietinum L.)
صفحه 195-208
https://doi.org/10.22067/ijpr.v10i1.61733
عبدالرضا احمدی، مژگان ویسی، منصور آقایی حاجیآبادی، سیدکریم موسوی
چکیده بهمنظور بررسی کارآیی چند علفکش در تلفیق با کولتیواتورزنی بین ردیفها جهت کنترل علفهایهرز مزارع نخود، آزمایشی در سال زراعی94-1393 در استان کرمانشاه بهصورت استریپپلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار به اجرا در آمد. عامل اصلی شامل عملیات کولتیواتور (کولتیواتورزنی و عدم کاربرد کولتیواتور) و عامل فرعی شامل کاربرد علفکشهای پندیمتالین، لینورون، پیریدیت، ایزوکسافلوتل، متریبیوزین و پاراکوآت بهترتیب به میزانهای 82/0، 67/0، 5/1، 48/0، 42/0 و 05/0کیلوگرم ماده مؤثره در هکتار و شاهد دوبار وجین بودند. نتایج نشان داد که علفکشهای پیریدیت و ایزوکسافلوتل بهترتیب با 78 و 75درصد، بیشترین و لینورون و پاراکوات بهترتیب با 29 و 34درصد، کمترین کنترل تراکم کل علفهایهرز را داشتند. تیمارهای وجین + کولتیواتور، پیریدیت + کولتیواتور و پیریدیت، به ترتیب با 83/44، 46/44، 58/40درصد افزایش، بیشترین عملکرد دانه نخود را به خود اختصاص دادند. همچنین تیمارهای ایزوکسافلوتل + کولتیواتور و ایزوکسافلوتل بهترتیب 18/37 و 34درصد عملکرد دانه نخود را افزایش دادند. نتایج نشان داد افزودن کولتیواتور به تیمارهای کاربرد علفکشهای پیریدیت و ایزوکسافلوتل، تأثیر معنیدار آماری از نظر کاهش علفهایهرز و افزایش عملکرد نخود نداشت. مناسبترین تیمار در جهت افزایش عملکرد دانه نخود، کاربرد علفکش پیریدیت به میزان 5/1کیلوگرم مؤثره در هکتار بود و کاربرد علفکش ایزوکسافلوتل از نظر عملکرد دانه، تعداد غلاف و وزنخشک بوته نخود اختلاف معنیدار آماری با علفکش پیریدیت داشت.
