تأثیر تاریخ کاشت و تراکم بوته بر عملکرد، اجزای عملکرد و پروتئین دانة سه رقم نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم استان ایلام
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19018
رحیم ناصری، سیدعطاءالله سیادت، عباس سلیمانیفرد، رضا سلیمانی، حمید خوش خبر
چکیده به منظور بررسی اثرات فصل کاشت و فاصلة بوته روی ردیف بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم نخود در شرایط دیم ایلام، آزمایشی به صورت اسپیلت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 88-1387 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شیروان چرداول اجرا گردید. فصل کاشت به عنوان عامل اصلی (پاییزه و زمستانه) و تراکم بوته (20 و 40 بوته در مترمربع) و سه رقم نخود (آرمان، هاشم و آزاد) به عنوان عامل فرعی لحاظ شدند. نتایج تجزیه آماری دادهها نشان داد که فصل کاشت تأثیر معنیداری بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه داشت بهطوری که بیشترین عملکرد دانه (1578 کیلوگرم در هکتار) از فصل کاشت پاییزه حاصل شد. اثر تراکم کاشت نیز بر تعداد غلاف در بوته، وزن 100دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت معنیدار شد. در بین تراکمهای کاشت، تراکم 20 بوته در مترمربع دارای بیشترین عملکرد دانه بود. در این آزمایش، ارقام، اختلاف معنیداری در صفات عملکرد دانه، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف در مترمربع، وزن 100دانه و درصد پروتئین دانه از خود نشان دادند. در بین ارقام آزمایش، رقم آزاد در مقایسه با دیگر ارقام، بیشترین عملکرد و اجزای عملکرد را داشت. برهمکنش اثرات عوامل فصل کاشت در تراکم گیاهی در ارقام آزمایشی، بر عملکرد دانه در سطح پنجدرصد معنیدار شد به طوریکه بیشترین عملکرد دانه (1940 کیلوگرم در هکتار) از فصل کاشت پاییزه، تراکم 20 بوته در متربع و رقم آزاد بدست آمد. در کشت پاییزه، رقم آزاد ضمن استفادة حداکثر از عوامل خاکی و عوامل محیطی، اجزای عملکرد و عملکرد بیشتری تولید کرد. پیشنهاد میشود پژوهشهای تکمیلی برای دستیابی به نتایج کاربردی اجرا شود.
اثر تراکم کاشت و تیپ رشدی بر عملکرد، اجزای عملکرد و جامعة علفهایهرز لوبیاقرمز (Phaseolus vulgaris L.)
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19020
مظفر اسحاقی، مهدی راستگو، مجید پوریوسف، رضا فتوت
چکیده به منظور ارزیابی اثر تراکم کاشت و تیپ رشدی بر عملکرد، اجزای عملکرد و جامعهی علفهای هرز لوبیاقرمز، آزمایشی در سال 1388 در مزرعة تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. ارقام لوبیا (گلی، صیاد و درخشان) و تراکم کاشت (در دو سطح 40 و 66بوته در مترمربع) به صورت فاکتوریل به عنوان کرت اصلی و رقابت علفهای هرز (در دو سطح کنترل و عدم کنترل علفهای هرز) به عنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شدند. ارقام گلی و درخشان به ترتیب 12 و 10درصد عملکرد بیشتری نسبت به رقم صیاد داشتند. اثر تراکم کاشت بر تعداد غلاف در بوته (15درصد کاهش)، تعداد دانه در غلاف (8درصد کاهش) و عملکرد دانه (5درصد افزایش) معنیدار بود ولی بر سایر صفات اثر معنیداری ایجاد نکرد. بر اساس نتایج، آلودگی علفهای هرز حدود 35درصد عملکرد دانة لوبیاقرمز را کاهش داد. رقم گلی در مقایسه با سایر ارقام، تراکم (دوبرابر کاهش نسبت به رقم درخشان) و وزن خشک علفهای هرز (بیش از سهبرابر کاهش نسبت به رقم درخشان) را به میزان بیشتری کاهش داد. همچنین افزایش تراکم کاشت نیز به شکل معنیداری، تراکم (32درصد) و وزن خشک کل علفهای هرز (22درصد) را کاهش داد.
کارآیی مخلوط علفکشهای فومسافن و بنتازون+اسیفلورفن برای کنترل علفهایهرز لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) در استان لرستان
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19021
سیدکریم موسوی، جمشید نظریعالم، سعید نظری
چکیده کارآیی مخلوط علفکشهای فومسافن و بنتازون+ اسیفلورفن (استورم) برای کنترل علفهایهرز لوبیاقرمز در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 17 تیمار در چهار تکرار طی سال 1387 در شهرستان سلسله استان لرستان مورد ارزیابی قرار گرفت. تیمارهای علفکش به صورت پسرویشی در مرحله ظهور سومین برگ سهبرگچهای لوبیا اعمال شد. به فاصلة سه روز پس از سمپاشی پسرویشی، اثرات گیاهسوزی علفکشها روی جمعیت علفهرز به حداکثر رسید. 14روز پس از کاربرد علفکشها، ظاهراً گیاه زراعی لوبیا از اثرات گیاهسوزی جزئی اولیه کاربرد علفکشها و به خصوص کاربرد مخلوط آنها با مقادیر زیاد، رهایی یافته به طوری که هیچیک از تیمارهای علفکش، اثر گیاهسوزی مشخصی روی گیاه زراعی لوبیا نداشتند. کاربرد مخلوط علفکشهای فومسافن و استورم به مقدار سه لیتر در هکتار به نسبت مساوی موجبات کنترل 3/71درصد جمعیت علفهایهرز را فراهم آورد. سطح اثرات گیاهسوزی کاربرد مخلوط علفکشهای فومسافن و استورم به مقدار سه لیتر در هکتار با نسبتهای مساوی روی گونههای علفهرز عروسک پشتپرده یکساله، کنف وحشی و خرفه به ترتیب 8/92، 3/81 و 8/63درصد بود. بر مبنای ارزیابی کلی صورت گرفته به فاصله 14روز پس از سمپاشی، تیمارهای کاربرد مخلوط علفکش فومسافن به میزان 5/1 لیتر در هکتار همراه با علفکش استورم به میزان 1 یا 5/1 لیتر در هکتار ضمن کنترل 80درصد علفهایهرز با تیمار وجین دستی تفاوت معنیداری نداشت. بر اساس نتایج این پژوهش کاربرد علفکشهای فومسافن و استورم و مخلوط آنها با دُزهای ذکرشده برای کنترل پسرویشی علفهایهرز در کشت لوبیا از ایمنی مناسبی برخوردار است.
ویژگیهای مورفولوژیک و فنولوژیک مؤثر بر عملکرد دانه و کلش ژنوتیپهای عدس در منطقة شهرکرد
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19033
علی تدین، لیدا هاشمی، محمود خدامباشی
چکیده به منظور بررسی مراحل فنولوژیک، ویژگیهای مورفولوژیک، مقایسة عملکرد و اجزای عملکرد دانه، همبستگی بین ویژگیها و تعیین پارامترهای مؤثر بر عملکرد دانه در 10ژنوتیپ عدس در شرایط شهرکرد، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال زراعی 85-1384 اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس ویژگیهای مختلف، حاکی از اختلاف معنیدار بین ژنوتیپها بود. با توجه به همبستگی منفی و بسیار معنیدار بین درجهروز رشد لازم از کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک با عملکرد دانه، هرچه ژنوتیپ های موردنظر زودرس تر باشند و بتوانند قبل از مواجهه با دمای بالا، رشد رویشی مطلوبی داشته باشند، عملکرد بیشتری تولید می نمایند. این موضوع در مورد ارقام Precoz و L3685بعنوان زودرس ترین و پُرمحصول ترین ژنوتیپ ها صادق بود. وزن 100دانه همبستگی منفی و بسیار معنیداری با ویژگیهای تعداد دانه در بوته، تعداد دانه در غلاف و تعداد غلاف در بوته نشان داد که با توجه به همبستگی مثبت و معنیدار تعداد دانه در بوته و تعداد غلاف در بوته با عملکرد دانه انتظار می رود که ژنوتیپ های دارای وزن 100دانه کمتر از طریق تعداد بیشتر غلاف در بوته و تعداد دانه در بوته جبران کاهش عملکرد را نمایند. نتایج حاصل از تجزیه رگرسیون برای عملکرد دانه و اجزای آن و نیز میزان تأثیر همزمان هر کدام از ویژگیهای مورفولوژیک بر عملکرد دانه نشان داد که به ترتیب وزن 100دانه، تعداد دانه در غلاف و تعداد غلاف در بوته بیشترین اثر را بر روی عملکرد دارا هستند. در بین اجزای عملکرد وزن 100دانه همبستگی ژنتیکی بالاتری با عملکرد دانه نشان داد و دارای بالاترین اثر مستقیم مثبت بر عملکرد دانه بود. لذا این جزء عملکرد بعنوان بهترین معیار برای انتخاب غیرمستقیم به منظور افزایش عملکرد محسوب میشود. بر اساس دندروگرام حاصل از تجزیه خوشهای ژنوتیپهای پُرمحصول و کممحصول در دو گروه مجزا دسته بندی شدند. در ضمن پُرمحصولترین و زودرس ترین آنها در یک گروه قرار گرفتند.
تجزیة ژنتیکی زودرسی در نخود (Cicer arietinum L.)با استفاده از تجزیة میانگین نسلها
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19036
عزت کرمی، سید حسین صباغپور، محمدرضا نقوی، محمد تائب
چکیده این آزمایش به منظور تعیین نحوة عمل ژن برای صفات تعداد روز تا 50درصد گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، وزن 100دانه، تعداد غلاف در بوته و عملکرد دانه در بوته در نخود کابلی انجام گرفت. در این بررسی، ارقام ایرانی آرمان، هاشم و ارقام خارجی ILC588 ، ICCV2 و ILC3279 انتخاب و بصورت مستقیم با هم تلاقی داده شدند. چهار نسل حاصل از هر تلاقی (F1, F2, BC1, BC2) و والدین P1 و P2 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار کشت گردید. برای والدین (P1, P2) و نتاج نسل اول (F1) 15 بوته، برای نسلهای تلاقی برگشتی BC1) و (BC2 30 بوته و برای نتاج نسل دوم (F2) 60 بوته در هر تکرار، برای تمام صفات مورد ارزیابی قرار گرفت. از آزمون مقیاس وزنی و کایمربع برای برآورد عمل ژن استفاده شد. در بیشتر تلاقیها، کایمربع مدل سادة سهپارامتری افزایشی-غالبیت برای اغلب صفات بهجُز ارتفاع بوته معنی دار شد که حاکی از حضور اثرات متقابل غیر آللی در توارث این صفات است. برای صفات تعداد روز تا 50درصد گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی، تعداد غلاف در بوته و عملکرد دانه در بوته، هر دوی اثر ژنتیکی افزایشی [d] و غالبیت [h] معنی دار شد. حضور معنی دار اثر غالبیت[h] و اثرات متقابل غالبیت در غالبیت [l] با ارزش مقداری بالا در مدلهای برازشیافته برای این صفات، حاکی از اهمیت بیشتر اثرات ژنتیکی غیر افزایشی در توارث این صفات است، لذا انتخاب در نسلهای اولیه برای این صفات، موفقیتآمیز نخواهد بود. برای صفات ارتفاع بوته و وزن 100دانه، اثرات ژنتیکی افزایشی نقش پُررنگتری را ایفا میکنند. بدین لحاظ انتخاب در نسلهای اولیه برای این صفات امیدوارکننده است.
اثر سطوح متفاوت آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد چهار رقم نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط آب و هوایی مشهد
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19043
سلمان انجم شعاع، حمید معینراد، حسین ابراهیمی
چکیده به منظور بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری بر عملکرد، اجزای عملکرد و تحمل به خشکی چهار رقم نخود، آزمایشی در سال زراعی 88-1387 در شرایط آبوهوایی مشهد اجرا شد. سطوح آبیاری شامل چهار سطح آبیاری کامل، آبیاری با ضریب کمآبیاری 10درصد، آبیاری با ضریب کمآبیاری 20درصد و آبیاری با ضریب کمآبیاری 50درصد با ارقام جم، کرج 31-60-12، ILC482 و کاکا به صورت کرتهای خُردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار مورد مقایسه قرار گرفتند. مقدار نیاز آبی در هر یک از سطوح آبیاری بر اساس سند آب کشور (با استفاده از نرمافزار NETWAT) و بر اساس روش پنمن مانتیس محاسبه گردید. نتایج آزمایش نشان داد که سطوح مختلف آبیاری، اثر معنیداری بر صفات عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد غلاف و تعداد دانه در مترمربع و نیز وزن 100دانه ارقام نخود داشتند. طبق نتایج حاصل، با افزایش میزان آب آبیاری، تعداد غلاف در مترمربع، تعداد دانه در مترمربع، وزن 100دانه و در نتیجه عملکرد دانه افزایش یافت. در بین ارقام، در تمامی سطوح آبیاری، رقم کاکا با 930 کیلوگرم در هکتار بیشترین و رقم کرج با 167 کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد دانه را دارا بودند. در این مطالعه، بهترتیب رقمهای کاکا، ILC482 و جم بیشترین تحمل به خشکی را از خود نشان دادند. رقم ILC482 در شرایط آبیاری کامل دارای عملکردی کمتر نسبت به رقم جم بود ولی در تیمارهای کمآبیاری 20درصد و کمآبیاری 50درصد، عملکردی بیشتر نسبت به رقم جم از خود نشان داد و در مقایسه با سایر ارقام، صفات اندازهگیریشدة آن، کمتر تحت تأثیر کمآبیاری قرار گرفت. با توجه به نتایج این آزمایش، رقم ILC482 را میتوان به عنوان رقمی مناسب برای شرایط کمآبیاری و یا احتمالاً دیم در نظر گرفت.
بررسی تحمل به شوری ریشه و شاخسارة یازده ژنوتیپ نخود متحمل و حساس به خشکی در شرایط هیدروپونیک
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19045
محمد زارع مهرجردی، جعفر نباتی، علی معصومی، عبدالرضا باقری، محمد کافی
چکیده شوری به عنوان یک تنش محیطی مهم و مشکل عمده در کشاورزی مناطق خشک و نیمهخشک مطرح است. گیاه نخود (Cicer arietinum L.) مشابه با سایر بقولات، نسبت به شوری حساس است و در نتیجه، گزینش ژنوتیپهای مقاوم به شوری برای کشت در این مناطق از اهمیت زیادی برخوردار است. این آزمایش در سال 1388 در شرایط گلخانه با هدف مطالعة تحمل به تنش شوری در یازده ژنوتیپ نخود از طریق بررسی پاسخ خصوصیات ریشه و اندامهای هوایی آنها انجام شد. برای این منظور، تأثیر دو تیمار شوری القاءشده با استفاده از نمک کلریدسدیم در سطوح 8 و 12دسیزیمنس بر متر به همراه تیمار شاهد (بدون تنش شوری) در محیط هیدروپونیک (کرت اصلی) بر روی ژنوتیپهای مورد نظر (کرت فرعی) در شرایط گلخانه، در قالب کرتهای خُردشده در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. گیاهان، چهار هفته پس از انتقال به محیط هیدروپونیک برداشت شدند. نتایج نشان داد که تنش شوری باعث کاهش معنیدار شاخص پایداری غشاء، سطح سبز برگ، درصد مادة خشک ریشه و اندام هوایی، ارتفاع بوته، تعداد شاخة جانبی و وزن خشک اندام هوایی و ریشه و افزایش مقدار نسبی آب برگ ژنوتیپهای مورد مطالعه شد. شاخص پایداری غشاء (73/0 و 61/0) و نسبت سطح سبز برگ به کل سطح برگ (68/0 و 56/0) همبستگی مثبت و معنیداری به ترتیب با میزان تولید مادة خشک اندام هوایی و ریشه در ژنوتیپها داشتند. بهرهگیری از شاخصهای مقاومت و ترسیم نمودار بایپلات نشان داد که در بین ژنوتیپهای متحمل به خشکی، ژنوتیپهای MCC696، MCC544 و MCC877 کمترین و ژنوتیپ MCC760 بیشترین میزان مقاومت به شوری را از نظر تولید مادة خشک و شاخصهای تحمل دارا بودند. در این مطالعه به غیر از ژنوتیپ MCC783، ژنوتیپهای حساس به خشکی در گروه ژنوتیپهای متحمل به شوری قرار گرفتند. بنابراین به نظر میرسد لزوماً ژنوتیپهایی که متحمل به خشکی هستند از تحمل به شوری بیشتری نسبت به ژنوتیپهای حساس به خشکی برخوردار نیستند. به طور کلی به منظور دستیابی به ارقام نخود که علاوه بر تحمل به خشکی، متحمل به شوری نیز باشند، ژنوتیپها باید برای هر دو صفت مورد گزینش قرار گیرند.
برآورد درجهحرارتهای کاردینال و زمان حرارتی مورد نیاز برای جوانهزنی و سبزشدن ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.)
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19070
علی گنجعلی، مهدی پارسا، سیدرضا امیری دِهاحمدی
چکیده شناخت درجهحرارتهای کاردینال جوانهزنی و سبزشدن و همچنین تعیین زمان حرارتی مورد نیاز برای هر مرحله، در مدیریت زراعی و مدلسازی رشد و نمو گیاهان، ضروری است. دو آزمایش متفاوت با هدف برآورد دماهای کاردینال و زمان حرارتی مورد نیاز برای جوانهزنی و سبزشدن ژنوتیپهای نخود انجام شد. در آزمایش اول (جوانهزنی) پاسخ جوانهزنی شِش ژنوتیپ نخود شامل MCC361، MCC951،MCC873 ، MCC180،MCC13 و MCC463 در رژیمهای مختلف دمایی شامل 3، 5، 10، 15، 20، 25، 30 و 35 درجه سانتیگراد در محیط کنترلشده به صورت آزمایش اسپلیتپلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار مورد مطالعه قرار گرفتند. درصد بذرهای جوانهزده به صورت روزانه ثبت و سرعت جوانهزنی و روز تا 50 درصد جوانهزنی تعیین شد. درجهحرارتهای کاردینال جوانهزنی با استفاده از رگرسیون غیرخطی بین مقادیرR50 و ) Tدرجهحرارت) برآورد شد. برای برآورد سرعت جوانهزنی از تابع درجهحرارت مدل دندانمانند استفاده شد. در آزمایش دوم (سبزشدن)، صفات مربوط به سبزشدن ژنوتیپهای مورد مطالعه در آزمایش اول، در نُه تاریخ کاشت به صورت آزمایش اسپلیتپلات در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در محیط مزرعه مورد مطالعه قرار گرفتند. صفات مربوط به سبزشدن، مشابه آزمایش اول برآورد و تعیین شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که درجهحرارت پایه برای جوانهزنی و سبزشدن، هر دو یک صفت پایدار هستند و تفاوتهای معنیداری میان ژنوتیپها از این حیث مشاهده نشد. میانگین دمای پایه (متوسط ژنوتیپها) برای جوانهزنی 2/4 و برای سبزشدن 1/6 درجه سانتیگراد و درجهحرارت مناسب تحتانی و فوقانی بهترتیب برای جوانهزنی معادل 4/20 و 5/26 و برای سبزشدن، 0/24 و 8/26 درجه سانتیگراد برآورد شد. تنوع ژنوتیپی قابلتوجهی از نظر روزهای فیزیولوژیک و زمان حرارتی مورد نیاز برای جوانهزنی و سبزشدن میان ژنوتیپها مشاهده نشد. همبستگی مثبت و بسیار معنیدارِ میان روز تا جوانهزنی مشاهدهشده و برآوردشده با استفاده از مدل دندانمانند و همینطور برای روز تا سبزشدن، نشاندهندة کارآیی بالای مدل دندانمانند برای پیشگویی صفات مربوط به جوانهزنی و سبزشدن نخود است.
مقایسة کارآیی تثبیت بیولوژیک نیتروژن در نژادهای بومی و غیربومی Rhizobium leguminosarum;bv. phaseoli در لوبیا (Phaseolus vulgaris L.)
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19072
مهدی مهرپویان، امیرحسین شیرانیراد
چکیده به منظور بررسی کارآیی تثبیت بیولوژیک نیتروژنِ نژادهای باکتری همزیست با لوبیا، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار طی سالهای 1385 و 1386 در منطقه خرمدرة استان زنجان انجام شد. سطوح تلقیح و کود شامل نژاد Rb117 جمعآوری شده از خاکهای منطقه، نژاد Rb123 از منطقه همدان، نژاد Rb136 از منطقه چهارمحال و بختیاری به همراه مایه تلقیح صنعتی ویژة لوبیا، استفاده از 100کیلوگرم نیتروژن خالص از منبع کود اوره و بدون تلقیح بودند که در سه رقم لوبیای تیپ I (رشد محدود) به نام لوبیاچیتی COS16، قرمز اختر و قرمز درخشان مورد بررسی قرار گرفتند. سویههای مورد بررسی به کمک آزمایشگاه مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور تهیه گردید، بهطوری که در هیچیک از بستهها تعداد باکتری کمتر از 108×4 سلول در هر گرم نبود. نتایج نشان داد که در مجموع، تلقیح ارقام مختلف لوبیا با سویههای باکتری، موجب برتری صفاتی چون عملکرد دانه، وزن و تعداد گره در ریشه، درصد و عملکرد پروتئین نسبت به حالت بدون تلقیح و در بعضی موارد نسبت به مصرف 100کیلوگرم کود خالص نیتروژن میگردد. در بین سویههای مورد استفاده، نژاد باکتری بومی Rb117 نسبت به سایر نژادها برتری نشان داد و در بین ارقام مورد استفاده، رقم لوبیاچیتی COS16 نسبت به دو رقم دیگر برتری صفات بیشتری را در برابر تیمارهای مورد اعمال، نشان داد. کاشت لوبیا با انواع مایة تلقیح، توانست حدود 43درصد محصول را نسبت به شاهد (بدون تلقیح و بدون کود) افزایش دهد و در بین انواع نژادها، نژاد بومیRb117 ، بیشترین تأثیر را بر عملکرد کمی انواع لوبیا داشت.
تأثیر عصارة ورمیکمپوست بر رشد اولیه نشاء لوبیاقرمز رقم درخشان (Phaseolus vulgaris L. cv. Light Red Kidney) در شرایط تنش شوری
https://doi.org/10.22067/ijpr.v2i2.19073
عبدالله بیک خور میزی، پروانه ابریشمچی، علی گنجعلی، مهدی پارسا
چکیده کود آلی ورمیکمپوست، بهدلیل ساختار متخلخل، ظرفیت نگهداری آب بالا، دارا بودن موادی شبیه به هورمونها و تنظیمکنندههای رشد گیاهی و همچنین وجود مقادیر بالای عناصر غذایی ماکرو و میکرو، میتواند تأثیر تنشهای مختلف را بر گیاهان کاهش دهد. این مطالعه بهمنظور بررسی برهمکُنش سطوح مختلف عصارة آبی ورمیکمپوست و تنش شوری بر خصوصیات مورفولوژیک نشای لوبیاقرمز رقم درخشان (Phaseolus vulgaris L. cv. Light Red Kidney)انجام شد. دَه سطح مختلف از عصارة ورمیکمپوست (صفر، 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2، 5، 5/7، 10 و 100درصد) و پنج سطح شوری (0، 30، 60، 90 و120 میلیمول NaCl) بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بررسی شد. نمونهبرداری از نشاها پس از یک هفته انجام شد. نتایج نشان داد که در محیط بدون تنش، عصارة ورمیکمپوست در غلظتهای 1، 2، 5/7 و 10درصد، طول و وزن خشک هیپوکوتیل و همچنین وزن خشک ریشه را بهصورت معنیداری افزایش داد (p≤ 0.05)، اما تأثیر معنیداری بر قطر، سطح و مجموع طول ریشهها نداشت. غلظتهای 2 و 10درصد عصارة ورمیکمپوست در شوری 30میلیمول NaCl و عصارة 5/7درصد در شوری 90میلیمول NaCl، طول هیپوکوتیل را نسبت به شاهد (بدون ورمیکمپوست) بهصورت معنیداری افزایش داد. در این آزمایش، غلظتهای 2 و 5درصد عصارة ورمیکمپوست بهترتیب در شوری 30 و 120میلیمول NaCl، کاهش وزن خشک ریشه را بهطور معنیداری بهبود بخشید.
