غربالگری ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.) برای تحمل به شوری در مرحله ابتدای رشد رویشی
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.79906.1049
نرگس صفائی قلعه زو، محمد کافی، احمد نظامی، جعفر نباتی
چکیده بهمنظور شناسایی و ارزیابی ژنوتیپهای متحمل به شوری، 206 ژنوتیپ نخود در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در شرایط هیدروپونیک، در مرحله گیاهچهای در معرض تنش شوری 12 دسی زیمنس بر متر سدیم کلرید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 31 ژنوتیپ، از بقای بین 100-76 درصد برخوردار بودند و از بین آنها، 10 ژنوتیپ میزان بقای 100 درصد داشتند. در اثر تنش شوری با کاهش میزان بقا، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته و زیستتوده کاهش یافت. میانگین غلظت سدیم اندامهای هوایی گیاه فقط در دامنه بقای 50-26 درصد نسبت به سایر دامنههای بقا، افزایش نشان داد. میزان بقا با تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیستتوده و غلظت پتاسیم در گیاه همبستگی مثبت و معنیداری نشان داد. بر اساس نتایج تجزیه عاملها، سه عامل در مجموع 75 درصد از تغییرات موجود در کل دادهها توجیه کردند. عامل اول و دوم که بیشترین تغییرات واریانس دادهها را توجیه کردند، شامل میزان بقا، تعداد شاخه فرعی در بوته، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیستتوده و غلظت سدیم در بوته بودند. ژنوتیپهای MCC1782، MCC1977، MCC1703، MCC1568، MCC1573، MCC1737، MCC1209، MCC1516، MCC1493، MCC1832، MCC1957، MCC1721، MCC2016، MCC1704، MCC1641، MCC1815، MCC1775،MCC178، MCC1754، MCC1627، MCC1716، MCC1918، MCC1827، بهعنوان ژنوتیپهای متحملتر انتخاب شدند. ژنوتیپهای مورد بررسی در چهار گروه، دستهبندی شدند که گروه سوم و چهارم از نظر بقا، زیستتوده، ارتفاع بوته میانگین بالاتری را در میان سایر گروهها داشتند و میتوان از آنها در برنامههای اصلاحی برای تحمل به شوری استفاده کرد.
بررسی تنوع ویژگیهای ریشه در لاینهای نخود (Cicer arietinum L.)
صفحه 23-37
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.80655.1051
زهرا شکری، زهرا طهماسبی، همایون کانونی، علی اشرف مهرابی
چکیده نخود یکی از مهمترین حبوبات در ایران و در مناطق خشک و نیمهخشک جهان است. بخش مهمی از موفقیت تولید در مناطق دارای تنش خشکی به جذب مؤثر آب و عناصر غذایی توسط سیستم ریشهای کارآمد وابسته است. مطالب زیادی در ارتباط با تیپ مطلوب گیاهی و ساختار هندسی گیاه به رشته تحریر درآمده است، امّا اطلاعات در مورد رشد و نمو ریشه بسیار اندک است. بهمنظور ارزیابی صفات ریشه 39 لاین نخود، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام انجام شد. پس از گذشت 30 روز از سبز شدن بذور، 16 ویژگی ریشه اندازهگیری شد. یافتههای این مطالعه نشان داد که ویژگیهای ریشه دارای دامنه تنوع بالایی در بین لاینهای نخود مورد مطالعه بودند. نتایج نشان داد که تفاوت زیادی بین بیشترین و کمترین حجم ریشه وجود دارد (19و 43/4 سانتیمترمکعب). در میان لاینهای مورد مطالعه، لاینFLIP07-20C بیشترین طول ریشه، تراکم طول ریشه و محتوای آب ریشه را دارا بود. لذا، میتواند ضمن استفاده از آب موجود در حجم وسیعتری از نیمرخ خاک، از عناصر غذایی بیشتری نیز در طول دوره رشد بهرهمند گردد و در برابر شرایط تنش خشکی تحمل بهتری از خود بروز میدهد. از آنجا که حجم ریشه نیز از مهمترین ویژگیهای گیاه بهمنظور جذب آب و مواد غذایی است و نسبت حجم ریشه به اندامهای هوایی میتواند یکی از مهمترین شاخصهای پیشبینیشده برای میزان تنفس و جذب آب باشد، لاین FLIP07-31C با دارا بودن بیشترین حجم ریشه میتواند تحمل خوبی در برابر شرایط تنش خشکی داشته باشد. از دادههای بهدستآمده در مورد ویژگیهای ریشه لاینهای مورد مطالعه میتوان بهمنظور اصلاح لاینهای مقاوم به خشکی نخود استفاده کرد.
ارزیابی اثر تاریخ کاشت و مایکوریزا بر صفات فیزیولوژیک و عملکرد سه رقم عدس تحت شرایط دیم در منطقه دشتروم یاسوج
صفحه 39-58
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.81269.1053
حسین شجاعی مقدم، محسن موحدی دهنوی، علیرضا خوشرو، حمیدرضا بلوچی، علیرضا یدوی
چکیده با توجه به اهمیت تأثیر همزیستی مایکوریزایی در بهبود تحمل به خشکی و همچنین اهمیت انتخاب تاریخ کاشت مناسب هر رقم جهت استفاده بهینه از فصل رشد و رطوبت در کشت دیم عدس بهاره، این پژوهش با هدف ارزیابی اثر تاریخ کاشت و تلقیح با مایکوریزا بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیک سه رقم عدس تحت شرایط دیم، طی سال زراعی 1400- 1399 بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در منطقه دشتروم، یاسوج انجام شد. فاکتور اصلی شامل سه تاریخ کاشت (9 بهمن، 24 بهمن و 9 اسفند) و عامل فرعی فاکتوریل دو رقم عدس (سنا، بیلهسوار و توده محلی) و مایکوریزا (با و بدون مایکوریزا گونه Funneliformis moseae) بود. نتایج نشان داد که تلقیح با مایکوریزا درصد نیتروژن و فسفر دانه، کلروفیل کل، محتوای پرولین و قندهای محلول برگ، ارتفاع بوته، عملکرد دانه و عملکرد زیستی را افزایش داد. در تاریخ کاشت 9 بهمنماه، از بین ارقام مورد بررسی، رقم سنا از عملکرد دانه (90/1152 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد زیستی (23/3243 کیلوگرم در هکتار) بالاتری برخوردار بود که نشاندهنده بهبود مقاومت بیشتر این رقم به شرایط نامساعد محیطی حاصل از شرایط دیم میباشد. در نهایت، رقم سنا بههمراه کاربرد قارچ مایکوریزا جهت کاشت زود هنگام در شرایط دیم در منطقه دشتروم پیشنهاد میشود.
پاسخ رنگیزههای فتوسنتزی و عملکرد لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.) به روشهای مدیریت علفهای هرز
صفحه 59-74
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.84897.1070
عیسی قاسمی آریمی، فائزه زعفریان، ساجده گلمحمدزاده، رحمت عباسی
چکیده پژوهش حاضر بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1400 انجام شد. عوامل آزمایش شامل: روشهای کنترل علفهای هرز (کاربرد علفکش تریفلورالین بهصورت پیش کاشت، کاربرد علفکش تریفلورالین + یک مرحله وجین، مالچ گندم، کاربرد علفکش بنتازون 50 درصد مقدار توصیه شده، کاربرد علفکش بنتازون 75 درصد مقدار توصیه شده، کاربرد علفکش بنتازون 100 درصد مقدار توصیه شده و شاهد با وجین و شاهد بدون وجین) و ارقام لوبیا چیتی (رقم نگین و صدری) بودند. بیشترین تراکم و وزن خشک علفهای هرز در شرایط شاهد بدون وجین مشاهده شد. در بین تیمارهای مدیریت علفهای هرز، تیمارهای مالچ و کاربرد بنتازون در مقدار توصیه شده سبب کاهش تراکم و وزن خشک علفهای هرز در هر دو رقم نگین و صدری شد. بیشترین و کمترین محتوای کلروفیل a، b و کلروفیل کل در هر دو رقم نگین و صدری بهترتیب در شاهد با وجین و شاهد بدون وجین علف هرز بود. درحالیکه شاهد بدون وجین و شاهد با وجین علف هرز بهترتیب بیشترین و کمترین مقدار کاروتنوئید را در رقم نگین (41/0 و 29/0 میلیگرم بر گرم وزن تر) و صدری (37/0 و 28/0 میلیگرم بر گرم وزن تر) داشتند. بیشینه عملکرد دانه رقم نگین و صدری (بهترتیب 1957 و 2426 کیلوگرم در هکتار) در شاهد عاری از علف هرز مشاهده شد. نتایج حاکی از آن بود که رقم صدری با رشد نامحدود، قدرت رقابتی بالاتری نسبت به علفهای هرز دارد و عملکرد بالاتری نسبت به رقم نگین داشت. در بین تیمارهای مدیریت علفهای هرز، استفاده از مالچ و بنتازون 100 درصد مقدار توصیهشده به عملکرد بیشتر لوبیا چیتی منجر شد.
مطالعه اثر دور آبیاری و مقادیر زئولیت بر شاخصهای رشد و عملکرد لوبیا سفید (Phaseolus lanatus L.)
صفحه 75-91
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.85616.1076
رضا رضوانی، محمد کافی
چکیده یکی از رویکردهای جدید در مدیریت منابع آب و خاک؛ استفاده از زئولیت بهعنوان عامل حفظ رطوبت خاک و افزایش راندمان آب آبیاری است. بدین منظور آزمایشی برای بررسی اثر دور آبیاری و مقادیر مختلف زئولیت بر شاخصهای رشد و عملکرد رقم پاک لوبیا سفید (Phaseolus lanatus L.)، بهصورت اسپیلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعهای در 20 کیلومتری شرق شهرستان بجنورد در سال زراعی 02- 1401 انجام شد. تیمارها شامل دور آبیاری 7، 10 و 13 روز بهعنوان عامل اصلی و کاربرد سه سطح زئولیت در خاک (صفر، 5 و 10 تن در هکتار) بهعنوان عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد که کمترین ارتفاع بوته در سطوح آبیاری در تیمار بدون زئولیت مشاهده شد. کاربرد 10 تن در هکتار زئولیت، تعداد گره در بوته نسبت به سطح عدم مصرف زئولیت، افزایش معنیدار 15/18 درصد داشت. بالاترین سطح مصرف زئولیت سبب افزایش 88/13 درصد وزن 100 دانه نسبت به عدم مصرف زئولیت شد. بیشترین عملکرد دانه (5/4651 کیلوگرم در هکتار) در دور آبیاری هفت روز و کاربرد 10 تن در هکتار زئولیت مشاهده شد. کمترین نشت الکترولیت مربوط به دورهای آبیاری 10 و 7 روز و کاربرد 10 تن در هکتار زئولیت بهترتیب بهمیزان 8/14 و 34/12 درصد بود. با کاهش فاصله آبیاری به 10 و 7 روز مشاهده شد که با افزایش مصرف زئولیت، شاخص برداشت افزایش یافت و در این بین، بیشترین شاخص مربوط به دور آبیاری هفت روز و مصرف زئولیت 10 تن در هکتار بهمیزان 5/35 درصد بود. بهطور کلی، میتوان گفت که کاربرد 10 تن زئولیت در هکتار بهویژه تحت اثر دور آبیاری هفت روز، میتواند منجر به تولید حداکثر عملکرد و ویژگیهای رشدی لوبیا سفید گردد.
واکنش گوار (Cyamopsis tetragonoloba L.) به تاریخ کشت و فواصل ردیف در جیرفت
صفحه 93-112
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.86103.1077
سمیره دژبان پور، احمد آئین، مرتضی اشراقی نژاد، محمد حسن شیرزادی
چکیده عملیات زراعی از قبیل فواصل بهینه بین ردیفهای کاشت و انتخاب تاریخ کشت مناسب، یکی از عوامل مؤثر در استفاده بهتر از منابع محیطی و افزایش عملکرد گیاهان زراعی میباشد. از این رو، با هدف بررسی تاریخ کاشت و فواصل ردیف بر گیاه گوار، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب کرمان (جیرفت) طی سالهای 99- 1398 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل تاریخ کاشت بهعنوان عامل اصلی در شش سطح (20 اردیبهشت، چهار و 19 خرداد، سه و 18 تیر و دو مرداد) و فواصل ردیف کاشت بهعنوان عامل فرعی در چهار سطح (20، 30، 40 و 50 سانتیمتر) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین وزن خشک برگ و ساقه، تعداد برگ در شاخههای فرعی، ارتفاع بوته و طول غلاف در تاریخ کشت سوم تیر و فاصله ردیف 50 سانتیمتر مشاهده شد و در تاریخهای کاشت، افزایش فاصله ردیف منجر به افزایش ویژگیهای مذکور شد. نتایج مقایسه میانگین اثر تاریخ کاشت، حاکی از بیشترین تعداد غلاف در بوته (43 درصد)، تعداد دانه در غلاف (23 درصد)، عملکرد زیستی (66 درصد)، عملکرد دانه (45 درصد) و شاخص برداشت (18 درصد) در تاریخ 19 خرداد نسبت به تاریخهای کاشت زود هنگام (20 اردیبهشت) و دیر هنگام (دوم مرداد) داشت. بالاترین شاخص سطح برگ (15 درصد) و تعداد برگ در ساقه اصلی (91 درصد) نیز در تاریخ کاشت سوم تیر در مقایسه با تاریخهای کاشت زود هنگام و دیر هنگام حاصل شد. بهطور کلی، با تأخیر در کاشت بعد از اوایل خرداد تا اوایل مرداد، عملکرد و اجزای عملکرد گوار بهتدریج کاهش یافت و در کشت دو مرداد به کمترین مقدار رسید. نتایج مقایسه میانگین اثر فاصله ردیف بیانگر بیشترین تعداد غلاف در بوته و دانه در غلاف در فاصله ردیف 50 سانتیمتر بود، اما بیشترین عملکرد دانه در دو فاصله ردیف 30 و 40 سانتیمتر حاصل شد. بنابراین، با توجه به نتایج، جهت حصول بهترین عملکرد و ویژگیهای زراعی گوار در جنوب استان کرمان، بهتر است این گیاه از تاریخ کاشت اواسط خرداد تا اوایل تیر و با فواصل ردیف 30 تا 40 سانتیمتر کشت شود.
بررسی تأثیر چهار روش آبیاری بر میزان خسارت علفهایهرز، کنه تارتن دو لکهای (Tetranychus urticae Koch) و بیماری سوختگی باکتریایی در لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.)
صفحه 113-127
https://doi.org/10.22067/ijpr.2024.86323.1078
سید محسن سیدی، مصطفی گودرزی، صدیقه اشتری، مریم حاتم آبادی فراهانی، ابوالقاسم سرلک
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر چهار روش آبیاری بر میزان خسارت علفهایهرز، کنه تارتن دو لکهای و بیماری سوختگی باکتریایی در لوبیا چیتی پژوهشی در دو سال 1401 و 1402 در پردیس تحقیقات و آموزش لوبیا خمین اجرا گردید. علی رغم اجرا در یک مزرعه با شرایط یکنواخت برای سهولت اجرا بهصورت چند مکان (ناحیهای) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. در قسمت مکان روش آبیاری در چهار سطح (آبیاری بارانی بهصورت کلاسیک ثابت با آبپاش متحرک، بارانی نیوفیت، رین فلت و قطرهای) قرار گرفت و ارقام لوبیاچیتی با سه تیپ رشدی مختلف در این مکانها بهصورت تصادفی کشت گردیدند. اثر نوع آبیاری بر میزان تراکم و زیستتوده کل علفهایهرز و نیز شدت هجوم آفت کنه دو لکهای و بیماری سوختگی باکتریایی (بلایت) معنیدار شد. بیشترین میزان تراکم و زیستتوده علفهایهرز بهترتیب در روشهای آبیاری نیوفیت و بارانی کلاسیک و بیشترین بیماری سوختگی باکتریایی در روش آبیاری بارانی کلاسیک مشاهده شد. ولی بیشترین میزان خسارت کنه دو لکهای در همین روش آبیاری (قطرهای) مشاهده شد و کمترین میزان این صفت نیز در روش آبیاری رین فلت وجود داشت. بیشترین مقدار عملکرد دانه (6/293 گرم در مترمربع) بهروش آبیاری قطرهای تعلق داشت و کمترین میزان این ویژگی (4/225 گرم در مترمربع) در تیمار آبیاری بارانی کلاسیک مشاهده شد. بهطور کلی، نتایج آزمایش نشان داد که روش آبیاری قطرهای باعث افزایش عملکرد دانه نسبت به دیگر روشهای آبیاری شد. همچنین، حضور علفهایهرز و خسارت بیماری سوختگی باکتری در روش آبیاری قطرهای کاهش یافتند.
