اثر محلولپاشی نانوکلات آهن و تلقیح با باکتری مزوریزوبیوم بر گره زایی ریشه، رشد و عملکرد نخود در شرایط دیم
صفحه 9-18
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.46895
جواد حمزه ئی، سعید نجاری، فرشید صادقی، محسن سیدی
چکیده تحقیق حاضر در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال زراعی 91-1390 اجرا شد. هدف آزمایش بررسی اثر محلول پاشی نانو کلات آهن و باکتری مزوریزوبیوم بر میزان گره زایی، رشد، عملکرد دانه و اجزای عملکرد نخود تحت شرایط دیم بود. طرح آزمایشی مورد استفاده بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و هشت تیمار (T1: شاهد (عدم تلقیح بذر و عدم محلول پاشی)، T2: تلقیح بذر با باکتری مزوریزوبیوم، T3: محلول پاشی نانو کود در مرحله گلدهی، T4: تلقیح بذر+محلول پاشی در مرحله گلدهی، T5: محلول پاشی در مرحله غلاف دهی، T6: تلقیح بذر+محلول پاشی در مرحله غلاف دهی، T7: محلول پاشی در مراحل گلدهی و غلاف دهی و T8: تلقیح بذر+محلول پاشی در مراحل گلدهی و غلاف دهی) بود. اثر تیمارهای آزمایشی بر همه صفات (به استثنای شاخص برداشت) معنی دار شد. بر اساس مقایسه میانگین ها، بیشترین مقدار صفات ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، عملکردهای دانه و بیولوژیک و تعداد و وزن خشک گره در ریشه در تیمار T8 به دست آمد. با این وجود، بین تیمارهای T4 و T8 از نظر عملکردهای دانه و بیولوژیک تفاوت معنی داری وجود نداشت. بنابراین، تلقیح بذر نخود با باکتری مزوریزوبیوم و محلول پاشی نانو کلات آهن در مرحله گلدهی و یا گلدهی+غلاف دهی، توانست بیشترین میزان گرهزایی ریشه، شاخص های زراعی و عملکرد دانه را تولید کند.
اثر پرایمینگ بذر با سالیسیلیک اسید روی برخی صفات فتوسنتزی لوبیا چشمبلبلی تحت تنش کمآبی در مرحله گلدهی
صفحه 19-30
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.46920
آرش پاکمهر، فرید شکاری، مهدی راستگو
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر پرایمینگ بذر با سالیسیلیک اسید و اعمال تنش خشکی در مرحله گلدهی بر برخی صفات فیزیولوژیک نظیر محتوای نسبی آب، سرعت فتوسنتز، شدت تعرق، میزان CO2زیر اتاقک روزنهای، هدایت روزنهای و شاخص کلروفیل لوبیا چشم بلبلی (L. unguiculata Vigna ) رقم پرستو، آزمایشی در قالب طرح اسپلیت بلوک در شرایط مزرعهای، انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل تنش خشکی بهعنوان عامل اصلی در دو سطح (شاهد یا آبیاری منظم و تنش در زمان شروع گلدهی تا 50 درصد گلدهی) و پرایمینگ بذر با سالیسیلیک اسید بهعنوان عامل فرعی در پنج سطح شامل سطوح صفر، 900، 1800، 2700 و3600 میکرومولار بودند. نتایج نشان داد اعمال تنش خشکی موجب کاهش تبادلات گازی و سرعت فتوسنتز میگردد. گیاهان حاصل از بذرهای پرایم شده در مقایسه با گیاهانی که از بذرهای تیمار نشده بهوجود آمده بودند، دارای محتوای نسبی آب، سرعت فتوسنتز، هدایت روزنهای، شدت تعرق و شاخص کلروفیل بالاتری بودند. همچنین، میزان CO2زیر اتاقک روزنهای گیاهان حاصل از بذرهای پرایم شده در مقایسه با گیاهان حاصل از بذرهای تیمار نشده، پایینتر بود که بیانگر اثر محافظتی سالیسیلیک اسید در برابر تنش خشکی میباشد. بیشترین افزایش در اکثر صفات در گیاهان حاصل از بذرهای پرایم شده با غلظت 2700 میکرومولار سالیسلیک اسید بهدست آمد؛ بهطوری که منجر به افزایش سرعت فتوسنتز گیاهان حاصل از بذرهای پرایم شده تحت شراط تنش و نرمال در مقایسه با گیاهان تیمار نشده گردید. در غلظت 3600 میکرومولار، در اکثر صفات بررسی شده کاهشی نسبت به غلظت 2700 میکرومولار مشاهده شد که میتواند نشاندهنده اثر ممانعتی این هورمون در غلظتهای بالاتر باشد.
واکنش خصوصیات زراعی، فیزیولوزیکی و کیفی نخود در شرایط دیم به اسید سالیسلیک و سلنیوم
صفحه 31-42
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.30414
نورعلی ساجدی، علی مرتضی چراغی، مسعود گماریان
چکیده این آزمایش در منطقه زالیان شهرستان شازند از توابع استان مرکزی به صورت فاکتوریل، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار درسال زراعی 1391- 1390 انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل سلنیوم در چهار سطح 0، 6، 12، 18 گرم در هکتار و اسید سالیسیلیک در سه سطح 0، 100 و 200 میلی گرم در لیتر بودند. نتایج نشان داد با محلول پاشی 12 و 18 گرم در هکتار سلنیوم، میزان نشت یونی سلول نسبت به شاهد به ترتیب، 6/11 و 8/18% کاهش نشان داد. اثر متقابل تیمارها نشان داد که بیشترین عملکرد دانه معادل 6/1687 کیلوگرم در هکتار از اثر متقابل 200 میلی گرم در لیتر اسید سالیسیلیک توام با 18 گرم در هکتار سلنیوم حاصل شد که نسبت به تیمار شاهد 79/30% افزایش نشان داد. بیشترین غلظت سلنیوم دانه معادل 2119 قسمت در بیلیون از اثر متقابل 100 میلی گرم در لیتر اسید سالیسیلیک توام با 18 گرم سلنیوم در هکتار حاصل شد که غلظت سلنیوم دانه نسبت به تیمار شاهد 9/3 برابر افزایش نشان داد. بیشترین مقدار پروتئین دانه معادل 8/20% ار تیمار 100 میلی گرم در لیتر اسیدسالیسیلیک توام با 12 گرم سلنیوم در هکتار حاصل شد که نسبت به تیمار شاهد 8/3% افزایش نشان داد.
تأثیر پیش تیمار باکتری های محرک رشد (PGPR) بر برخی پارامترهای رشدی و رنگدانه های فتوسنتزی دو رقم گیاه لوبیاسبز (.Phaseolus vulgaris L) تحت تنش شوری
صفحه 43-56
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.46926
هانیه فیروزی، همت اله پیردشتی، سید جابر حسینی
چکیده حفظ محیط زیست و تولید محصولات کشاورزی سالم، در حال حاضر از اهداف مهم کشاورزی پایدار است. همچنین با توجه به فراوانی منابع آب و خاک شور در کشور، تحقیقی به منظور بررسی اثر باکتری های محرک رشد بر برخی از صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی دو رقم گیاه لوبیا سبز در مقاومت به تنش شوری در آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار تکرار در گلخانه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1391 اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل رقم در دو سطح (بومی و هیبرید)، تنش شوری در چهار سطح (0، 5/2، 5 و 5/7 دسی زیمنس بر متر کلریدسدیم) و همچنین پیش تیمار باکتری های محرک رشد در دو سطح (عدم تلقیح و تلقیح باکتری حاوی آزوسپیریلیوم برازیلنس و ازتوباکتر کروکوکوم) بودند. صفات مورد اندازه گیری شامل: وزن تر و خشک برگ، سطح و تعداد برگ، تعداد و طول دمبرگ، وزن تر و خشک دمبرگ، کلروفیل a، کلروفیل b، a+b، کاروتنوئید، SPAD و وزن تر غلاف که عملکرد در نظر گرفته شد. نتایج حاکی از آن بود که اثر متقابل رقم و باکتری در تمامی رنگدانه های مورد مطالعه و همچنین صفات وزن تر، خشک بوته و سطح برگ معنی دار بود. در این برهم کنش، تلقیح باکتری باعث افزایش 11 درصدی سطح برگ نسبت به تیمار عدم تلقیح شد. اثرات متقابل رقم و شوری نیز در تمامی رنگدانه های مورد مطالعه بهجز عدد SPAD و صفات مورفولوژیک (وزن تر ساقه، وزن تر و خشک برگ، سطح برگ، وزن خشک دمبرگ) و عملکرد بیولوژیک غلاف اثر معنی داری داشت. حداکثر عملکرد به میزان 6/3 گرم در بوته در تیمار رقم هیبرید و شوری 5/2 دسی زیمنس بر متر مشاهده شد. اثر متقابل باکتری و شوری علاوه بر تمامی پارامترهای بیوشیمیایی مورد مطالعه بهجز کاروتنوئید، صفات وزن تر و سطح برگ، وزن تر و خشک دمبرگ، و عملکرد معنی دار بودند. تیمار تلقیح باکتری در تمامی سطوح مورد بررسی بر عملکرد مؤثر بود و تیمار 5/2 دسی زیمنس بر متر و تلقیح، بیشترین عملکرد غلاف را بهخود اختصاص داد که نسبت به تیمار عدم تلقیح 34 درصد افزایش داشت. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر نقش مفید باکتری های افزاینده رشد در فرآیندهای بیوشیمیایی، مورفولوژیکی و همچنین بهبود رشدی گیاه به ویژه در شرایط تنش شوری ملایم است.
ارزیابی اثر سیلیسیم بر صفات فیزیولوژی، کیفی و کمّی لوبیا (Phaseolus vulgaris) در تنش شوری
صفحه 57-70
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47004
سارا پرنده، غلامرضا زمانی، محمدحسن سیاری، محمدقادر قادری
چکیده شوری یکی از تنش های محیطی و مانعی اساسی برای تولید محصولات کشاورزی است. تنش شوری، بر ویژگی های فیزیولوژی، مورفولوژی، آناتومی، ترکیب های شیمیایی و میزان آب بافت گیاهان مؤثر می باشد. حبوبات دومین منبع غذایی بشر پس از غلات بهشمار می روند. در میان حبوبات، لوبیا از اهمیت خاصی برخوردار است. به-منظور بررسی اثر سیلیسیم بر صفات فیزیولوژی، کیفی و کمی لوبیا، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه بیرجند در سال 1390 انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل 5 سطح شوری (1، 2، 3، 4 و 5 دسیزیمنس بر متر) و 4 سطح سیلیکات سدیم (صفر، 5/0، 1و 2 میلی مولار) بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده های آزمایش نشان داد که با افزایش شوری مقدار آب برگ، وزن خشک کل، درصد پروتئین، عملکرد پروتیئن و عملکرد دانه بهصورت معنی داری کاهش یافت. اما در مقابل، شوری موجب افزایش معنی داری در غلظت پرولین و غلظت قندهای محلول گیاه شد. سیلیکات سدیم نیز تأثیر معنی داری بر مقدار آب برگ و غلظت پرولین برگ داشت. با توجه به نتایج بهدست آمده در این آزمایش می توان گفت که مصرف سیلیکات سدیم از طریق بهبود خصوصیات رویشی موجب کاهش اثرات زیانبار شوری بر ویژگی های فیزیولوژی، کیفیت و کمیت دانه لوبیا شده است.
بررسی اثر متانول بر برخی ویژگیهای فیزیولوژیک نخود (Cicer arietinum L.) تحت تنش خشکی
صفحه 71-82
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47031
سعیدرضا حسینزاده، منیرة چنیانی، اعظم سلیمی
چکیده بهمنظور بررسی اثر محلولپاشی متانول بر میزان رنگدانههای فتوسنتزی، تثبیت CO2، عملکرد کوانتومی فتوشمیایی (FV/FM)، محتوای آب نسبی، CO2 درون سلولی، کارایی مصرف آب و پایداری غشای سلولهای برگی نخود (رقم کرج) در شرایط تنش خشکی، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شهریور سال 1390 در پژوهشکده علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد بهاجرا درآمد. عامل محلولپاشی متانول با 5 سطح: شاهد (بدون محلولپاشی)، 20، 25، 30 و 35 درصد حجمی بود که به هرکدام از سطوح 2 گرم در لیتر گلیسین اضافه شد. محلولپاشی 3 بار طی فصل رشد گیاه و با فواصل 10 روزه صورت گرفت. محلولپاشی گیاهچهها تا زمان جاری شدن قطرههای محلول روی برگ ادامه یافت. عامل خشکی نیز شامل تنش خشکی (25 درصد ظرفیت مزرعه) و بدون تنش خشکی (100 درصد ظرفیت مزرعه) اعمال شد. نتایج نشان داد بین سطوح مختلف متانول تفاوت معنیداری (P 0.01) از نظر میزان کلروفیل a، b، کارتنوئید، کلروفیل کل، نسبت کلروفیل a به b، تثبیت CO2، عملکرد کوانتومی فتوشمیایی (FV/FM)، CO2 درون سلولی، محتوای آب نسبی، ضریب پایداری غشاء و کارایی مصرف آب وجود داشت. محلولپاشی با سطح 30 درصد حجمی، موجب افزایش معنیداری در میزان کلروفیل a، b، کلروفیل کل، تثبیت CO2 ، محتوای آب نسبی و CO2 درون سلولی نسبت به دیگر سطوح شد. بین سطوح مختلف متانول تفاوت معنیداری در پتانسیل عملکرد کوانتومی (FV/FM) وجود نداشت اما افزایش معنیداری نسبت به شاهد مشاهده شد. اثرات متقابل تنش خشکی و متانول تأثیر معنیداری بر میزان کارتنوئید و محتوای آب نسبی نداشت، اما بر میزان کلروفیل a، b، کلروفیل کل، نسبت کلروفیل a به b، تثبیت CO2 ، عملکرد کوانتومی فتوشمیایی (FV/FM)، CO2 درون سلولی و ضریب پایداری غشا معنی دار (P 0.05) بود.
واکنشهای فیزیولوژیکی گیاه عدس (Lens culinaris Medik) به تنش شوری و محلول پاشی با سالیسیلیکاسید
صفحه 83-98
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47033
راضیه کایدنظامی، حمیدرضا بلوچی
چکیده در بین تنشهای محیطی، شوری عامل محدودکننده مهمی در تولید حبوبات در دنیا بهشمار میآید. در این پژوهش، برهم کنش کلرید سدیم و اسید سالیسیلیک بر پارامتر های فیزیولوژیک گیاه عدس بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. گیاهان شامل سه رقم عدس (کیمیا، کرمانشاه و گچساران)، در معرض غلظت های مختلف کلرید سدیم (0، 60 و 120 میلی مولار) و محلول پاشی توسط اسید سالیسیلیک (0، 2/0 و 5/0 میلی مولار) قرار گرفتند. در گیاهانی که تنها در معرض کلرید-سدیم قرار داشتند، در مقایسه با گیاهان شاهد، با افزایش غلظت کلرید سدیم، پارامتر هایی مانند کلروفیل، کاروتنوئید و محتوای نسبی آب کاهش و مقدار قند های محلول، نشت الکترولیت، مالون دی آلدهید، پرولین و تجمع یون سدیم افزایش یافت. اما گیاهانی که در معرض همزمان کلرید سدیم و اسید سالیسیلیک قرار داشتند، در مقایسه با گیاهانی که تنها در معرض کلرید سدیم بودند، در غلظت های یکسان کلرید سدیم، رنگیزه های فتوسنتزی و محتوای نسبی آب آن ها بیشتر و از میزان قند های محلول، نشت الکترولیت، مالون دی آلدهید، پرولین و یون سدیم کاسته شد. این نتایج نشان می دهد که محلول پاشی اسید سالیسیلیک سبب افزایش بردباری به تنش شوری و کاهش اثر های مضر کلرید سدیم در گیاه عدس می شود. همچنین رقم کیمیا در سطوح بالای کلریدسدیم و محلولپاشی با 2/0 میلیمولار سالیسیلیک اسید بیشترین محتوای نسبی آب، پرولین، قندهای محلول، کلروفیل و کاروتنوئید را داشت.
تحلیل های آماری چند متغیره برای صفات نخود(Cicer arietinum L.) در شرایط آبیاری محدود
صفحه 99-110
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47041
مریم پیرزاده مقدم، عبدالرضا باقری، سعید ملک زاده شفارودی، علی گنجعلی
چکیده بهمنظور مطالعه روابط همبستگی بین صفات زراعی و تحلیل های آماری چند متغیره نخود با عملکرد، جهت معرفی صفات مهم و تسهیل در گزینش واریته های پر محصول در شرایط آبیاری محدود، تحقیقی بر روی هفت ژنوتیپ برتر از نظر تحمل به خشکی در قالب طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 1390-1389، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه مشهد، به مورد اجرا گذاشته شد. در طی فصل رشد دو نوبت آبیاری انجام شد. اولین آبیاری بعد از کاشت و دیگری در اواخر گلدهی انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات، اختلاف معنیداری در صفات وزن صد دانه، تعداد شاخه های اولیه، تعداد دانه در بوته، تیپ رشدی گیاه، شاخص برداشت و عملکرد دانه مشاهده شد (05/0≥P). بیشترین همبستگی با عملکرد دانه را صفات تیپ رشدی گیاه (*44/0r=)، عملکرد بیولوژیک (**64/0r=) و شاخص برداشت (**63/0r=) نشان دادند. رگرسیون گام به گام، صفات شاخص برداشت، روز تا غلاف دهی، تعداد شاخه های اولیه و تعداد دانه در بوته را در مرحله ی اول و صفات روز تا رسیدگی، تعداد دانه در غلاف، تعداد شاخه های ثانویه و عملکرد بیولوژیک را در مرحله ی دوم بهعنوان صفات مهم نشان داد. همچنین نتایج حاصل از آنالیز علیّت نشان داد که صفات شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک و صفت تعداد دانه در بوته، شاخص های انتخابی هستند که باید بهطور غیر مستقیم، در شرایط کم آبیاری مورد توجه واقع شوند. تجزیه به مؤلفه های اصلی نیز، پنج مؤلفه را که بیش از 76 درصد از تغییرات را توجیه می نمود، معرفی کرد.
شناسایی نماتدهای پارازیت گیاهی جمعآوریشده از مزارع حبوبات در استان خراسان شمالی
صفحه 111-118
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47049
سمیرا احمدی، عصمت مهدیخانی مقدم، ساره بقایی داوری
چکیده بهمنظور شناسایی نماتدهای انگل گیاهی مزارع حبوبات، مجموعاً 41 نمونه ریشه و خاک اطراف ریشههای نخود، لوبیا و عدس از مزارع کشت این محصولات در مناطق مختلف استان خراسان شمالی جمعآوری و نماتدهای موجود در آنها با استفاده از روش الک و سانتریفیوژ استخراج گردید. پس از تهیه اسلایدهای میکروسکوپی، نماتدهای استخراج شده با استفاده از منابع معتبر علمی مورد شناسایی قرار گرفت. در این بررسی 11 گونه نماتد از هفت جنس متعلق به زیرراستههای Tylenchina و Aphelenchina شامل گونههای Aphelenchoides limberi، A. spicomucronatus، Aphelenchus avenae، Ditylenchus adasi، D. tenuidens، Filenchus cylindricaudus، F. thornei، Geocenamus tenuidens، Helicotylenchus vulgaris، Pratylenchus neglectus و P. thornei تشخیص داده شد. در بین گونههای شناسایی شده، گونه Ditylenchus adasi برای اولین بار از ایران گزارش میشود.
بررسی پایداری ژنوتیپهای لوبیا به بیماری سوختگی باکتریایی معمولی با عاملXanthomonas axonopodis pv. phaseoli با روشهای رگرسیونی، امی (AMMI) و مویر(Muir)
صفحه 119-130
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47083
حمیدرضا دری، محمدرضا لک، بهروز اسدی
چکیده بیماری سوختگی باکتریایی معمولی با عامل Xanthomonas axonopodis pv. phaseoli یکی از مهمترین بیماریهای لوبیا در ایران و جهان محسوب میشود. استفاده از سموم شیمیایی تأثیری در کنترل بیماری ندارد. بهترین روش کنترل بیماری، استفاده از ارقام مقاوم با تولید محصول پایدار میباشد. در این پژوهش، 26 ژنوتیپ لوبیا جهت ارزیابی پایداری و سازگاری عملکرد در شرایط آلودگی مصنوعی و غیرآلوده به بیماری سوختگی باکتریایی معمولی لوبیا طی سالهای 1386 و 1387 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی ارزیابی شد. پایداری ژنوتیپهای لوبیا به روشهای رگرسیونی، تجزیه اثرات اصلی جمعپذیر و اثرات متقابل ضربپذیر (AMMI) و مویر انجام گردید. در روش رگرسیون باتوجه به سه عامل عملکرد، ضریب زاویه و انحراف از رگرسیون، ژنوتیپ 21407 مناسبترین ژنوتیپ انتخاب شد. در تجزیه امی دو مؤلفه اصلی اول و دوم جمعاً 90 درصد تغییرات اثرات متقابل ژنوتیپ × محیط را توجیه میکنند. نمودار دو طرفه میانگین عملکرد و مؤلفه اصلی اول نشان داد ژنوتیپهای 21407 و 21275 از عملکرد بالا و پایداری مناسب برخوردار بودند. بر اساس تجزیه واریانس مویر، 21 درصد اثرات متقابل ژنوتیپ × محیط مربوط به واریانس هتروژن (HV) و 79 درصد مربوط به اثر متقابل غیر همبسته ((IC میباشد. در این روش ژنوتیپ 21410 کمترین درصد مجموع مربعات اثرات متقابل ژنوتیپ در محیط و بیشترین پایداری را نشان داد. در مجموع، براساس سه شاخص پایداری، عملکرد و مقاومت به بیماری، لاین 21407 مناسبترین ژنوتیپ شناسایی گردید.
بررسی اثرات دورکنندگی اسانس گیاهان اسطوخودوس و آویشن شیرازی روی سوسک چهارنقطه ای حبوبات و ارتباط آن با ترکیبات تشکیل دهنده اسانس ها
صفحه 131-138
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47084
زهرا گلستانی کلات، غلامحسین مروج، مجید عزیزی ارانی
چکیده در دو دهه گذشته تلاش های قابل توجه در انتخاب گیاهان مناسب جهت تولید و معرفی حشره کش های گیاهی جدید انجام شده است. در بررسی حاضر اثر دورکنندگی اسانس گیاهان اسطوخودوس ((Lavandula angustifolia و آویشن شیرازی (Zataria multiflora) روی حشرات کامل سوسک چهارنقطه ای حبوبات Callosobruchus maculatus مورد بررسی قرار گرفت. اسانس ها به روش تقطیر با آب استخراج شدند. آزمایشات در شرایط دمایی 1±30 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 5±60 درصد و تاریکی انجام گرفت. نتایج نشان داد که اسانس اسطوخودوس نسبت به آویشن شیرازی اثر دورکنندگی بیشتر داشت. هم چنین میزان دورکنندگی هر دو اسانس روی حشرات نر بیش از حشرات ماده بود. میزان دورکنندگی علیه حشرات نر در اثر غلظت های 69/17 و 77/30 میکروگرم بر لیتر از اسانس های اسطوخودوس و آویشن شیرازی بهترتیب معادل 80/92 و 60/77 درصد بهدست آمد. میزان دورکنندگی علیه حشرات ماده در اثر غلظت های 08/23 و 77/30 میکروگرم بر لیتر از اسانس های اسطوخودوس و آویشن شیرازی بهترتیب معادل 80/76 و 40/68 درصد بود. آنالیز شیمیایی اسانس ها توسط دستگاه GC-MS نشان داد که ترکیبات اصلی اسانس اسطوخودوس، لینالول، 1، 8-سینئول، روزفوران اپوکساید، منتون، ایزومنتول و ترانس-دی هیدروکاروون و ترکیبات اصلی اسانس آویشن شیرازی تیمول، لینالول و پارا-سیمن بودند. با توجه به نتایج این بررسی به نظر می رسد، اسانس گیاهان مذکور خصوصاً گیاه اسطوخودوس جهت حفاظت محصولات خاصیت دورکنندگی مناسبی علیه سوسک چهارنقطه ای حبوبات داشته باشد.
ارزیابی خواص فیزیکوشیمیایی و ممانعتکنندگی فیلم خوراکی بر پایة ایزولة پروتئین خلر (Lathyrus sativus) با استفاده از روش سطح پاسخ
صفحه 139-150
https://doi.org/10.22067/ijpr.v1393i2.47087
امین حسینزاده، الناز میلانی، امیرحسین الهامیراد، محمدحسین حداد خداپرست
چکیده حبوبات، منابع غنی از پروتئین بوده و گزینه مطلوب برای تهیه فیلمهای پروتئینی بهشمار میآیند. در این پژوهش از طرح مرکب مرکزی، بهمنظور بررسی تأثیر همزمان؛ نسبت ایزوله پروتئین خلر (2–10درصد)، گلیسرول (5/0- 7 درصد) و اسید اولئیک (0– 2 درصد) بر خصوصیات فیلم خوراکی تهیه شده از ایزوله پروتئین خلر نظیر میزان ضخامت، دانسیته، درصد مواد محلول در آب، اسید و قلیا، نفوذپذیری به بخار آب و اکسیژن، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد؛ نفوذپذیری به بخار آب با افزایش غلظت پروتئین و گلیسرول بهطور معنیداری افزایش و با افزایش غلظت اسید اولئیک کاهش یافت. حلالیت در آب و اسید با افزایش میزان پروتئین کاهش و با افزایش میزان گلیسرول و اسید اولئیک افزایش نشان داد (P
