با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 12، شماره 1 - شماره پیاپی 23، خرداد 1400، صفحه 1-239 
مقالات پژوهشی زراعت

ارزیابی تأثیر تاریخ کاشت بر کارآیی مصرف نور و عملکرد ارقام نخود (Cicer arietinum L.) تحت شرایط اقلیمی منطقه کرمانشاه

صفحه 12-25

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.79618

هانیه حاجی شعبانی، فرزاد مندنی، علیرضا باقری

چکیده به منظور بررسی تأثیر تاریخ کاشت بر کارآیی جذب و مصرف نور ارقام نخود آزمایشی به صورت کرت­های خُردشده در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در شرایط آب و هوایی کرمانشاه اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سه تاریخ کاشت (10 اسفند، 20 اسفند و 17 فروردین) به عنوان عامل اصلی و چهار رقم نخود (بیونیج، عادل، آرمان و ILC482) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج نشان داد تأخیر در کاشت باعث کاهش عملکرد دانه (45 درصد) و عملکرد ماده خشک کل (5/33 درصد) شد. رقم بیونیج نسبت به سایر ارقام از عملکرد بیشتری (35درصد) برخوردار بود. بیشترین شاخص سطح برگ (8/3) مربوط به رقم آرمان در تاریخ کاشت 10 اسفند و کمترین آن (9/1) مربوط به رقم ILC482 در تاریخ کاشت 17 فروردین بود. روند جذب نور تابع شاخص سطح برگ بود و با تأخیر در کاشت حدود 6/1 درصد کاهش یافت. کارآیی مصرف نور از 6/1 برای رقم عادل در تاریخ 10 اسفند تا 7/0 گرم بر مگاژول برای رقم آرمان در تاریخ 17 فروردین متغیر بود. تأخیر در کاشت کارآیی مصرف نور را حدود 22 درصد کاهش داد، اگرچه این کاهش در ارقام مختلف متفاوت بود. به طورکلی نتایج نشان داد تأخیر در تاریخ کاشت، منجر به کاهش کارآیی مصرف نور و عملکرد دانه گردید. با این وجود در کشت دیرهنگام انتخاب ارقام مناسب توانست تا حدودی افت عملکرد ناشی از برخورد گیاه با شرایط محیطی نامناسب، به ویژه خشکی انتهای دوره رشد را کاهش دهد.

مقالات پژوهشی زراعت

بررسی خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) در پاسخ به مالچ ضایعات چای و کنترل علف‌های‌هرز

صفحه 26-40

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.80185

مجید قنبری، علی مختصی بیدگلی، پرنیان طالبی سیه سران، سید رامین حسینی

چکیده این پژوهش به­منظور بررسی تأثیر مالچ ضایعات چای و کنترل علف­های‌هرز بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی لوبیا، به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های­ کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تربیت مدرس در سال زراعی 96-1395 اجرا شد. تیمارها شامل پنج زمان کنترل علف­هرز از طریق وجین دستی شامل شاهد (بدون کنترل علف‌هرز) و کنترل علف‌هرز هر یک، دو، چهار و شش هفته یک‌بار پس از سبزشدن لوبیا و سه مقدار مالچ ضایعات چای شامل صفر، پنج و 10 تن در هکتار در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اثر کنترل علف‌هرز و مالچ ضایعات چای بر کلیه صفات اندازه­گیری‌شده معنی­دار بود. همچنین، برهمکنش دوگانه این تیمارها از نظر صفات کربوهیدرات محلول، نشاسته، تعداد غلاف در بوته لوبیا و وزن خشک علف‌هرز معنی­دار بود. با کاربرد پنج و 10 تن مالچ ضایعات چای در هکتار، به­ترتیب 59/35 و 90/55 درصد از وزن خشک علف‌هرز کاسته شد. با کنترل علف‌هرز هر هفته یک‌بار پس از سبزشدن لوبیا و کاربرد پنج و 10 تن مالچ ضایعات چای در هکتار، به­ترتیب 48/45 و 12/74 درصد از وزن خشک علف‌هرز کاسته شد. به­طور کلی، با توجه به کاهش وزن خشک علف‌های‌هرز و نشاسته و افزایش کربوهیدرات محلول در شرایط کنترل علف‌هرز هر دو هفته یک‌بار پس از سبزشدن لوبیا و 10 تن در هکتار مالچ ضایعات چای، استفاده از 10 تن مالچ ضایعات چای همراه با کنترل علف‌هرز هر دو هفته یک‌بار پس از سبزشدن در مزارع لوبیا توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی زراعت

واکنش عملکرد و اجزای عملکرد ارقام نخود دیم (Cicer arietinum L.) به تراکم بوته و حضور علف‌های‌هرز

صفحه 41-57

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.74983

ارسلان فلاحی، گودرز احمدوند، فرزاد مندنی، اکبر علی وردی

چکیده به منظور بررسی واکنش زیست‌توده کل علف‌های‌هرز، عملکرد و اجزای عملکرد چهار رقم نخود دیم به تراکم کاشت و تداخل علف­های‌هرز در شرایط دیم شهرستان کرمانشاه، آزمایشی در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­­های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل سه تراکم کاشت (3/31، 5/38 و 50 بوته در مترمربع) و چهار رقم نخود آزاد، آرمان، هاشم و عادل در دو سطح وجین و عدم وجین علف‌های‌هرز بود. به­طور کلی، با افزایش تراکم کاشت همه ارقام نخود، از میزان عملکرد اقتصادی کاسته شد. در تراکم­های کاشت 5/38 و 50 بوته در مترمربع، رقم آزاد به ترتیب 9/8 و 6/42 درصد، رقم آرمان به ترتیب 5/30 و 2/37 درصد، رقم هاشم به ترتیب 7/23 و 2/40 درصد و رقم عادل به ترتیب 9/32 و 3/36 درصد نسبت به تراکم کاشت 3/31 بوته در مترمربع کاهش در عملکرد اقتصادی از خود نشان دادند. رقم آزاد در تیمار وجین علف­های­هرز با میانگین تولید 4/146 گرم در مترمربع، بیشترین و رقم آرمان در تیمار عدم وجین علف­های‌هرز با میانگین تولید 2/45 گرم در مترمربع، کمترین عملکرد اقتصادی را تولید کردند. عدم وجین علف‌های‌هرز به ترتیب باعث کاهش 1/59، 9/51، 2/61 و 3/46 درصدی عملکرد اقتصادی در ارقام آزاد، آرمان، هاشم و عادل شد. در مرحله اول نمونه­برداری از علف­های‌هرز، بیشترین (7/25 گرم در مترمربع) و کمترین (7/17 گرم در مترمربع) زیست‌توده کل علف‌های‌هرز به ترتیب در تراکم کاشت 3/31 و 5/38 بوته در مترمربع مشاهده شد. درمرحله دوم نمونه­برداری از علف­های‌هرز، بیشترین (0/60 گرم در مترمربع) و کمترین (8/42 گرم در مترمربع) زیست‌توده کل علف‌های‌هرز به ترتیب در تراکم کاشت 3/31 و 50 بوته در مترمربع مشاهده شد. در مرحله دوم نمونه­برداری از علف­های‌هرز، بیشترین (7/54 گرم در مترمربع) و کمترین (8/40 گرم در مترمربع) زیست‌توده کل علف‌های‌هرز به ترتیب در ارقام نخود هاشم و عادل مشاهده شد. در مجموع نتایج این آزمایش نشان داد که ارقام آزاد و هاشم با تراکم بوته کم (3/31 بوته در مترمربع) و با کنترل کامل علف­های­هرز برای کاشت به صورت دیم در منطقه مورد بررسی توصیه می­شوند و راهبرد کاهش خسارت علف­های­هرز از طریق افزایش تراکم بوته، کارایی مناسبی ندارد.

مقالات پژوهشی زراعت

بررسی اثر محلول‌پاشی سایکوسل بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود بهاره (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم

صفحه 58-67

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.80708

داریوش صفری، میترا آزادی خواه

چکیده کاربرد تنظیم‌کننده­های رشد از روش­های مهم در کاهش آثار سوء تنش خشکی و به‌دست‌آوردن محصول مناسب در شرایط کمبود آب می­باشد. به­منظور مطالعه عملکرد و اجزای عملکرد نخود در واکنش به سطوح مختلف سایکوسل در شرایط دیم، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات دیم سرارود کرمانشاه در طول فصل زراعی 1397 اجرا شد. تیمارهای مورد مطالعه شامل غلظت‌های سایکوسل در سه سطح صفر (آب به عنوان شاهد)، 200 و 400 میلی­گرم در لیتر به عنوان عامل اصلی و دو رقم نخود (بیونیج و ثمین) به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد که اثرات ساده رقم و سایکوسل بر همه صفات مورد مطالعه و اثر متقابل آن‌ها بر صفات تعداد شاخه جانبی، وزن غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن1000دانه، عملکرد زیست‌توده، عملکرد دانه و شاخص برداشت معنی­دار بود. تیمار 400 میلی­گرم در لیتر سایکوسل موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد نسبت به دیگر تیمارها شد. بیشترین عملکرد دانه در دو رقم ثمین و بیونیج با محلول­پاشی با سایکوسل 400میلی­گرم در لیتر به ترتیب به میزان 82/1 درصد و 31/1درصد به‌دست آمد. از نظر صفات مورد مطالعه، رقم بیونیج نسبت به رقم ثمین عملکرد بیشتری داشت. به نظر می­رسد محلول­پاشی 400 میلی­گرم در لیتر سایکوسل می­تواند برای بهبود عملکرد نخود در شرایط دیم توصیه شود.

مقالات پژوهشی زراعت

ارزیابی پاسخ ارقام لوبیاقرمز با دو عادت رشدی مختلف به رقابت با علف‏‌های‏‌هرز

صفحه 68-87

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.81211

سیده زهرا طباطبایی پور، زهرا طهماسبی، علیرضا تاب، سجاد رشیدی منفرد

چکیده عملکرد گیاه لوبیا به دلیل رشد کم در ابتدای فصل رشد، تحت تأثیر رقابت علف‏های‎هرز به شدت کاهش می‏یابد. با توجه به پژوهش‏های محدود در زمینه تأثیر رقابت علف‏های‏هرز بر صفات فیزیولوژیک لوبیا، آزمایشی برای بررسی خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک سه رقم لوبیاقرمز با دو عادت رشدی نیمه‌رونده و ایستاده در رقابت با علف‏های‏هرز در مزرعه آزمایشی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام در بهار و تابستان 1396 انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با دو عامل، رقم در سه سطح (صیاد، درخشان و لاین D81083) و رقابت علف‏های‏هرز در دو سطح (عاری از علف‏های‏هرز و تداخل تمام فصل علف‏های‏هرز) و با سه تکرار اجرا شد. صفت‏های ارتفاع بوته، زیست‏توده، میزان کلروفیل a، b، میزان کلروفیل کل، آنتوسیانین و کاروتنوئید در سه مرحله V4 (سومین برگ سه‌برگچه‏ای)، R6 (گل‏دهی) و R7 (غلاف‏دهی) و صفت‏های عملکرد دانه، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن100دانه در مرحله رسیدگی فیزیولوژیک بررسی شدند. نتایج نشان داد که در بین سه رقم مورد مطالعه لاین D81083 با رشد ایستاده قدرت رقابتی بالاتری با علف‏های‏هرز دارد و بیشترین میزان ارتفاع بوته، زیست‏توده، تعداد غلاف در بوته، وزن100دانه و عملکرد دانه را داشت. تداخل علف‏های‏هرز باعث کاهش تعداد دانه در غلاف، وزن100دانه، تعداد غلاف در بوته و عملکرد دانه به ترتیب به میزان ، 18/30، 71/22، 42/27 و 24/42 درصد شد. از طرف دیگر، صفت‏های فیزیولوژیک مانند آنتوسیانین، کاروتنوئید در مرحله V4 تحت تأثیر رقم و رقابت علف‏های‏هرز قرار نگرفتند، اما در مرحلهR7، اثر اصلی رقم و رقابت علف‏های‏‌هرز و در مرحلهR6 اثر اصلی رقابت علف‏های‏‌هرز بر صفت‏های آنتوسیانین و کاروتنوئید معنی‏دار بود. شاخص رقابت در بین سه رقم مورد مطالعه در سطح 5درصد معنی‏دار بود و لاین D81083 با مقدار 81/1 بیشترین شاخص را داشت. به‌طور کلی می‏توان نتیجه گرفت که کشت لاین D81083 با قدرت رقابتی بالاتر و داشتن خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی بهتر نسبت به سایر ارقام در مقابل علف‏های‏‌هرز، به عنوان یک راهکار غیرشیمیایی برای مدیریت علف‏های‏‌هرز در مزارع لوبیا قابل توصیه می‏باشد.

مقالات پژوهشی زراعت

تأثیر بذرمال و محلول‌پاشی اسیدهای آمینه مختلف روی عملکرد و اجزای عملکرد عدس (Lens culinaris Medik.) در کشت دیرهنگام

صفحه 88-99

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.83900

علی حیدرزاده، سید علی محمد مدرس ثانوی، حسین ابراهیمی اسبورزی

چکیده به منظور مطالعه اثر بذرمال و محلول‌پاشی اسید‌های آمینه مختلف بر روی عملکرد و اجزای عملکرد عدس، آزمایشی در سال زراعی 1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل نحوه کاربرد آمینواسیدها در سه سطح بذرمال، محلول‌پاشی و بذرمال+محلول‌پاشی به عنوان عامل اول و کاربرد انواع آمینواسیدها در پنج سطح آرژنین، آسپارتیک اسید، پرولین، اسیدآمینه تجاری و آب مقطر (شاهد) به عنوان عامل دوم در نظر گرفته شد. مقدار مصرف اسیدهای آمینه یک گرم در لیتر بود. نتایج نشان داد بیشترین کلروفیل کل، کلروفیل a و کلروفیل b از بذرمال با آسپارتیک اسید به ترتیب با 18/16، 92/ 13 و 53/2 میلی‌گرم در گرم وزن تر برگ به دست آمد. بذرمال و محلول‌پاشی با اسید آسپارتیک با 11/13 غلاف در بوته بیشتر از سایر تیمارها بود. کاربرد اسیدآمینه آسپارتیک اسید با 88/71 گرم در متر مربع بیشترین عملکرد را تولید کرد که بیش از سه برابر عملکرد حاصل از استفاده از آب مقطر (شاهد) بود. کاربرد آرژنین (51/ 55 گرم در متر مربع)، اسیدآمینه تجاری (45/44 گرم در متر مربع) و پرولین (78/32 گرم در متر مربع) به ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار گرفت. کاربرد آسپارتیک اسید به صورت پرایمینگ و محلول‌پاشی با بیشترین عملکرد به عنوان تیمار برتر معرفی می‌شود.

مقالات پژوهشی زراعت

ارزیابی اجزای عملکرد، عملکرد و توان رقابتی برخی ارقام نخود در تداخل با علف‌های‌هرز

صفحه 100-110

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.84964

سید محسن سیدی، جواد حمزه ئی

چکیده به منظور بررسی اثر تداخل علف­های‌هرز بر اجزای عملکرد، عملکرد و توان رقابتی برخی ارقام نخود، آزمایشی در دو سال زراعی 1392 و 1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل وجین و عدم وجین علف­های‌هرز و پنج رقم نخود (ترک، هاشم، آرمان، آزاد و محلی) بودند. تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که اثر کنترل علف­های‌هرز بر همه صفات به جز شاخص برداشت معنی­دار بود. همچنین، اثر رقم بر کلیه صفات به جز شاخص برداشت معنی­دار شد. اثر متقابل کنترل علف­هرز در رقم نیز فقط بر عملکرد دانه و بیولوژیک معنی­دار شد. بیشترین میزان عملکرد دانه (00/136 گرم در متر مربع) از رقم هاشم در شرایط وجین علف­هرز به­دست آمد. کمترین میزان این ویژگی با حدود 75 درصد کاهش به رقم محلی در شرایط عدم وجین تعلق گرفت. بیشترین عملکرد بیولوژیک (75/394 گرم در متر مربع) به رقم هاشم در شرایط وجین علف­هرز تعلق داشت و کمترین آن با حدود 70 درصد کاهش از رقم محلی در شرایط عدم وجین علف­هرز به­دست آمد. بیشترین و کمترین بیوماس و تراکم علف­هرز نیز به­ترتیب به رقم هاشم و محلی اختصاص داشت. همچنین نتایج نشان داد که بالاترین شاخص توانایی تحمل رقابت (30/52) متعلق به رقم هاشم و پایین­ترین میزان این شاخص­ (12/39) متعلق به رقم محلی بود. با توجه به نتایج این آزمایش می­توان رقم هاشم را به عنوان رقمی مقاوم در برابر علف­های‌هرز دانست، ولی در مقابل رقم محلی دارای کمترین توانایی در برابر هجوم علف‌های‌هرز بود.

مقالات پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

اثر همزیستی میکوریزایی و سودوموناس بر صفات مورفوفیزیولوژیکی ماش (Vigna radiata (L.) Wilczek) تحت شرایط تنش رطوبتی

صفحه 111-126

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.84409

محمد صالحی، علی فرامرزی، منوچهر فربودی، ناصر محبعلی پور، جلیل اجلی

چکیده آزمایشی به‌صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال زراعی94-1395 در مزرعه تحقیقاتی- آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه اجرا شد. تیمارهای تنش رطوبتی در سه مرحله شامل: آبیاری معمولی، قطع آبیاری موقع گلدهی و قطع آبیاری موقع غلاف‌بندی و تیمارهای تلقیح شامل: بدون تلقیح، تلقیح با گلوموس موسه، تلقیح با سودوموناس فلورسنت سویه 169و تلقیح توأم گلوموس موسه+سودموناس فلورسنت سویه 169 بود. بر اساس تجزیه واریانس داده ها، اثر تیمارهای تنش رطوبتی براساس اکثر صفات رشدی معنی‌داری بود و از لحاظ نوع تلقیح به غیر از صفات تعداد برگ در بوته و قطر ساقه، از لحاظ سایر صفات اختلاف معنی‌داری مشاهده شد. تنش رطوبتی در مرحله گلدهی بیشترین کاهش در محتوی نسبی آب برگ را منجر گردید. تلقیح گلوموس موسه به ترتیب منجر به افزایش 3/44 و 4/8 درصدی وزن خشک برگ و وزن خشک گیاه نسبت به تیمار شاهد شد. مرحله تشکیل غلاف حساس‌ترین مرحله رشدی گیاه براساس نیاز به آبیاری تعیین گردید. تلقیح توأم سودوموناس فلورسنت سویه 169 و گلوموس موسه به‌طور هم‌افزایی موجب بالاترین وزن خشک ساقه+غلاف، درصد کلونیزاسیون ریشه و درصد نیتروژن دانه شد. بیشترین میزان پروتئین دانه با 5/16 درصد در تیمار قطع آبیاری در مرحله پرشدن غلاف و در تیمار تلقیح توأم گلوموس موسه و سودوموناس فلورسنت سویه 169 مشاهده شد. تلقیح سودوموناس فلورسنت سویه 169 بالاترین پاسخ رشد میکوریزایی را در تیمار قطع آبیاری در مرحله گلدهی نشان داد.

مقالات پژوهشی زراعت

ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد لوبیاسبز و فلفل دلمهای تحت نظامهای کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی

صفحه 127-143

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.81231

علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی، محمد حسن هاتفی فرجیان

چکیده به­منظور بررسی تأثیر آرایش­های کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی لوبیاسبز با فلفل دلمه­ای بر عملکرد و اجزای عملکرد این دو گونه، آزمایشی در سال زراعی 1395-1394 در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با شش تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل آرایش­های جایگزینی 25 درصد لوبیاسبز+75 درصد فلفل دلمه­ای و 50 درصد لوبیاسبز+50 درصد فلفل دلمه­ای، آرایش­های افزایشی 20 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و 40 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و کشت خالص هر دو گونه بود. نتایج نشان داد که بالاترین عملکرد نیام سبز و وزن خشک بوته لوبیاسبز برای کشت خالص به­ترتیب معادل 7/57921 و 03/1051 کیلوگرم در هکتار و کمترین مقادیر در آرایش کشت مخلوط افزایشی 20 درصد لوبیاسبز+100درصد فلفل دلمه­ای به­ترتیب معادل 5/11252 و 8/525 کیلوگرم در هکتار بود. همچنین، بالاترین عملکرد میوه فلفل دلمه­ای در کشت خالص و بالاترین وزن خشک بوته فلفل دلمه­ای برای آرایش کشت مخلوط جایگزینی 75درصد فلفل دلمه­ای+25 درصد لوبیاسبز به­ترتیب معادل 7/32766 و 6/7816 کیلوگرم در هکتار و کمترین عملکرد میوه فلفل دلمه­ای در آرایش­های کشت مخلوط جایگزینی 50 درصد فلفل دلمه­ای+50 درصد لوبیاسبز و افزایشی 100درصد فلفل دلمه­ای+20 درصد لوبیاسبز به­ترتیب با 3/21183 و 21886 کیلوگرم در هکتار و کمترین وزن خشک بوته فلفل دلمه­ای برای آرایش کشت مخلوط جایگزینی 50 درصد فلفل دلمه­ای+50 درصد لوبیاسبز با 3/3533 کیلوگرم در هکتار مشاهده گردید. در نهایت بیشترین مقدار نسبت برابری زمین کلی (به­ترتیب 28/1 و 25/1) از آرایش­های کشت مخلوط افزایشی 40 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و جایگزینی 50 درصد لوبیاسبز+50 درصد فلفل دلمه­ای به­دست آمد. بدین منظور می­توان از گیاهان خانواده بقولات در جهت افزایش حاصلخیزی خاک و عملکرد محصولات کشاورزی به­خصوص سبزیجات و صیفی­جات بهره برد.

مقالات پژوهشی زراعت

اثر کودهای زیستی و شیمیایی و روش‌های کنترل علف‌هرز بر زیست‌توده و عملکرد دانه عدس (Lens culinaris Medik.)

صفحه 144-155

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.84970

ابراهیم ایزدی دربندی، آرش مقصودی

چکیده به منظور بررسی اثر کاربرد کودهای زیستی و شیمیایی و روش‌های کنترل علف‌های‌هرز در عدس، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 98-1397 با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش در فاکتور اول شامل کودهای زیستی پتاپاور، فسفرپاور، مایکورایزا، مخلوط همه کودهای زیستی و کود شیمیایی و در فاکتور دوم سه تیمار کنترل علف‌هرز شامل کاربرد علف‌کش پندیمتالین به‌صورت پیش‌رویشی، کاربرد علف‌کش پایریدیت به‌صورت پس‌رویشی و در مرحله سه تا چهار‌برگی و دوبار وجین در طول فصل رشد بود. نتایج نشان داد که کاربرد پس‌رویشی پایریدیت اگرچه علف‌های‌هرز را به خوبی کنترل کرد، اما منجر به کلروز و نکروز در عدس شد. پندیمتالین منجر به حصول بیشترین عملکرد زیست‌توده و دانه در عدس شد. در بین کودها، کود شیمیایی منجر به افزایش تراکم و زیست‌توده علف‌های‌هرز و همچنین بیشترین عملکرد عدس شد. در بین کودهای زیستی، کود پتاپاور بیشترین عملکرد عدس را باعث شد و مخلوط کودهای زیستی منجر به کاهش عملکرد و زیست‌توده عدس نسبت به سایر کودها شد. با توجه به اثرات متقابل روش‌های کنترل و کودهای مصرف‌شده در این آزمایش بهترین نتیجه عملکرد زیست‌توده (800 گرم در متر مربع) و دانه (164 گرم در متر مربع) عدس را کاربرد کود زیستی پتاپاور به همراه پندیمتالین به‌صورت پیش‌رویشی به همراه داشت.

مقالات پژوهشی زراعت

تأثیر فواصل مختلف آبیاری بر برخی خصوصیات مورفوفیزیولوژیک اکوتیپ‌های مختلف گوار (Cyamopsis tetragonaloba)

صفحه 156-170

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.83229

منیره دادگر، سمیه رستگار، حسین پیری

چکیده آزمایشی به صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک­ کامل تصادفی، در سال­های 97-1396 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان ایرانشهر اجرا شد. در این آزمایش سه سطح آبیاری با فواصل 5، 7 و 9روزه به‌عنوان فاکتور اصلی و اکوتیپ‌های مختلف گوار (سرباز، سراوان، ایرانشهر،RGC1033، هندی،گرمبیت) به‌عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. کاشت بذر گوار در اسفندماه انجام شد و پس از استقرار گیاه در مرحله پنج‌برگی آبیاری با دورهای مختلف آغاز و تا مرحله برداشت بذرها ادامه یافت. با افزایش فاصله آبیاری ارتفاع گیاه اکوتیپ سرباز و سراوان به ‌‍طور معنی­داری کاهش یافت، اما تأثیری بر سایر اکوتیپ‌ها نداشت. طول ریشه اکوتیپ­ هندی با افزایش فاصله آبیاری به طور معنی‌داری کاهش یافت، درحالی‌که در اکوتیپ اصلاح‌شده RGC1033 و اکوتیپ‌های ایرانشهر و سرباز با افزایش فواصل آبیاری طول ریشه افزایش یافت. افزایش دور آبیاری باعث کاهش معنی­دار حداکثر کارآیی کوانتومی فتوسیستم II (Fv/Fm) در اکوتیپ‌های سرباز، گرمبیت و ایرانشهر شد. با افزایش دور آبیاری شاخص برداشت کاهش یافت، به طوری‌که بیشترین میانگین شاخص برداشت در دور آبیاری پنج روز به‌دست آمد. بیشترین میانگین عملکرد بیولوژیک در دور آبیاری هفت روز و اکوتیپ سراوان مشاهده شد. با توجه به صفات مختلف بررسی‌شده، اکوتیپ اصلاحی RGC1033 و اکوتیپ سراوان در بیشتر صفات مورد بررسی دارای بیشترین میانگین بودند. با توجه به نتایج به دست آمده دور آبیاری هفت روز مناسب‌ترین دور آبیاری جهت کشت گوار در مناطق جنوبی کشور پیشنهاد می‌شود.

مقالات پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

بررسی روابط بین برخی صفات زراعی مرتبط با عملکرد نخود زراعی (Cicer arietinum) تحت تنش بیماری برق‎زدگی

صفحه 171-186

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.84166

محدثه رحمت پور، فاختک طلیعی، حسین صبوری، معصومه خیرگو

چکیده بیماری برق‌زدگی نخود که به وسیله قارچ Ascochyta rabiei ایجاد می‌شود، یکی از مهم‌ترین بیمار‌های نخود است که کشت و تولید آن را در بیشتر مناطق دنیا و از جمله ایران محدود می‌کند. بنابراین شناسایی منابع ژنتیکی مقاومت در ژرم‌پلاسم نخود در برابر عامل بیماری، برای طراحی برنامه‌های اصلاحی بسیار ضروری است. به‌منظور ارزیابی مقاومت به بیماری برق زدگی در نخود، آزمایشی با 77 ژنوتیپ پیشرفته نخود دریافتی از ایکاردا در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گنبد‌کاووس انجام شد و صفات فنولوژیک، مورفولوژیک، عملکرد دانه و میزان سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری یادداشت‌برداری شدند. نتایج نشان داد بین ژنوتیپ‌ها از نظر کلیه صفات اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد (01/0p<) وجود داشت. بیشترین همبستگی با بیماری برق‌زدگی، مربوط به ارتفاع بوته بود (506/0- و 01/0p<). مطابق با نتایج رگرسیون مرحله‌ای، ارتفاع بوته بیشترین اثر را روی عملکرد دانه داشت. نتایج تجزیه علیت نشان داد که صفت ارتفاع بوته بیشترین اثر مستقیم را بر عملکرد دانه داشت (357/0) و بیشترین اثر غیرمستقیم مربوط به بیماری برق‌زدگی از طریق ارتفاع بوته بود (151/0-). بنابراین می‌توان از ارتفاع بوته به‌عنوان صفت برتر در برنامه‌های انتخاب غیرمستقیم بهره برد. تجزیه خوشه‌ای ژنوتیپ‌ها بر اساس سطح زیر منحنی گسترش بیماری برق‌زدگی ژنوتیپ‎ها را به سه گروه متحمل (37 ژنوتیپ)، گروه حساس (15 ژنوتیپ) و گروه مقاوم (25ژنوتیپ)، تقسیم شد. به طورکلی می‌توان نتیجه گرفت که ژنوتیپ‎های مقاوم در برنامه‎های اصلاحی برای توسعه ارقام مقاوم نخود به بیماری و مدیریت این بیماری قابل بهره‎برداری می‌باشند.

مقالات پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

گزینش ژنوتیپ‌های منتخب عدس (Lens culinaris Medik) متحمل به تنش خشکی با به‌کارگیری پنج شاخص تحمل جدید در شرایط مشهد

صفحه 187-204

https://doi.org/10.22067/ijpr.v11i2.75861

محمدحسن ,وفایی، مهدی پارسا، احمد نظامی، علی گنجعلی

چکیده به‌منظور ارزیابی و انتخاب ژنوتیپ‌های عدس منتخب متحمل به تنش خشکی و بررسی کارآیی شاخص‌های قدیمی و جدید تحمل به تنش، پژوهشی در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و تحت دو شرایط رطوبتی عدم تنش خشکی (تأمین 100درصد نیاز آبی گیاه) و تنش خشکی (تأمین 40 درصد نیاز آبی گیاه) بر روی 9 ژنوتیپ برگزیده از بین 73 ژنوتیپ مورد بررسی در آزمایش زراعی سال قبل، اجرا گردید. برای اعمال دقیق محدودیت آبی، از سیستم آبیاری قطره‌ای نواری استفاده شد و میزان آب ورودی توسط کنتور مورد پایش قرار گرفت. بر اساس نتایج، در شرایط بدون تنش، ژنوتیپ‌های MLC356 و MLC121 به ترتیب، با تولید 2621 و 993 کیلوگرم دانه در هکتار، بالاترین و پایین‌ترین رتبه تولید دانه در واحد سطح را به خود اختصاص دادند. در شرایط تنش نیز ژنوتیپ‌های‌ Cabralinta و MLC121 به‌ترتیب، با تولید 876 و 288 کیلوگرم دانه در هکتار، بالاترین و پایین‌ترین رتبه تولید دانه در واحد سطح را کسب کردند. ارزیابی تحمل به تنش خشکی، بر اساس هشت شاخص قدیمی (HM، TOL، MP، STI، GMP، YI، DI و REI) و پنج شاخص جدید (SSPI، ATI، SNPI، K1STI و K2STI) صورت گرفت. مطالعۀ همبستگی بین عملکرد دانه در شرایط تنش و عدم تنش و شاخص‌های تحمل به خشکی نشان داد که شاخص جدید K2STI و شاخص‌های قدیمی STI، GMP، REI، HM و MP برای شناسایی ژنوتیپ‌هایی با عملکرد بالا در هر دو شرایط رطوبتی (تنش و بدون تنش) مناسب هستند. تجزیه به مؤلفه‌های اصلی و ترسیم بای‌پلات نیز نشان داد که شاخص‌های جدید SNPI و K2STI و شاخص‌های قدیمی YI، HM، GMP، REI و STI بهترین شاخص‌ها برای جداسازی ژنوتیپ‌های در هر دو شرایط رطوبتی هستند و بر این اساس، ژنوتیپ‌های MLC356، Cabralinta و MLC025 به‌عنوان ژنوتیپ‌های متحمل به تنش خشکی و با عملکرد بالا انتخاب شدند. برای گروه‌بندی ژنوتیپ‌ها، تجزیه خوشه‌ای انجام گرفت و رسم دندروگرام، ژنوتیپ‌ها را به چهار کلاستر گروه‌بندی کرد که در این گروه‌بندی، Cabralinta و MLC025 در یک کلاستر (کلاستر دوم) قرار گرفتند.

مقالات پژوهشی مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

ارزیابی تحمل به شوری 140 ژنوتیپ نخود دسی (Cicer arietinum)

صفحه 205-220

https://doi.org/10.22067/ijpr.v11i2.78306

جعفر نباتی، محمد کافی، احمد نظامی، الهه برومند رضا زاده

چکیده این مطالعه در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار جهت بررسی تحمل به شوری 140 ژنوتیپ نخود دسی در تنش شوری dSm-112 کلرید سدیم در شرایط هیدروپونیک در سال 1395 در پژوهشکده علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. نتایج نشان داد که 21 ژنوتیپ دارای بقای بالاتر از 76 درصد بود که در این میان شش ژنوتیپ MCC18، MCC22، MCC29، MCC59، MCC136 و MCC430 دارای بقای 100 درصد بودند. در دامنه‌های بقای 76-100، 51-75، 26-50 و 0-25 درصد، به ترتیب 43، 57، 42 و 16 درصد از ژنوتیپ‌ها در مراحل رشدی بعد از گلدهی قرار داشتند. با افزایش درصد بقاء، ارتفاع بوته افزایش پیدا کرد، به‌طوری‌که ژنوتیپ‌های موجود در دامنه بقای
76-100 درصد نسبت به ژنوتیپ‌های موجود در دامنه بقای 51-75، 26-50 و 0-25 درصد به ترتیب 4، 5 و 12سانتی‌متر ارتفاع بوته بیشتری داشتند. در دامنه بقای 0-25 درصد، تعداد شاخه‌ فرعی کمتری نسبت به سایر دامنه‌های بقاء مشاهده شد. در دامنه بقای 76-100 و 51-75 درصد، درصد برگ‌های ریزش‌کرده و برگ‌های باقیمانده مشابه بود. بیشترین درصد برگ باقیمانده (73درصد) در ژنوتیپ MCC177 با بقای گیاهچه 75 درصد مشاهده شد. متوسط شاخص پایداری غشاء در دامنه‌های مختلف بقاء با افزایش درصد بقاء پایداری غشاء افزایش یافت. بیشترین شاخص پایداری غشاء مربوط به ژنوتیپ‌های MCC34 و MCC179 به‌ ترتیب با بقای 53 و 85 درصد و پایداری غشاء 52 و 51 درصد بود. با افزایش درصد بقاء، مقدار سدیم کاهش و مقدار پتاسیم افزایش یافت. میزان ماده خشک با افزایش بقاء از 25-0 درصد به 50-26، 51-75 و 76-100 درصد به ‌ترتیب 16، 24 و 38 درصد افزایش یافت. شش ژنوتیپ MCC4، MCC43، MCC22، MCC49، MCC59 و MCC85 بیشترین وزن اندام هوایی را در میان ژنوتیپ‌ها دارا بودند. به‌طورکلی امکان استفاده از ژنوتیپ‌های دارای مکانیسم‌های تحمل به شوری جهت اصلاح برای تنش شوری و همچنین به‌گزینی ژنوتیپ‌های نخود دسی برای شرایط تنش شوری ملایم وجود دارد.

مقالات پژوهشی زراعت

ارزیابی اثر تنوع و یکنواختی علف‌های‌هرز بر عملکرد عدس (Lens culinaris L.)

صفحه 221-234

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.77217

نگین زرگریان، علیرضا باقری، ایرج نصرتی، فرزاد مندنی

چکیده حضور علف‌های‌هرز در زیست‌بوم‌های کشاورزی همیشه منفی نبوده و می‌تواند با افزایش تنوع گونه‌ای سبب ایجاد اثرات مثبت بر زیست‌بوم و گیاه زراعی شود. ازاین‌رو مطالعه­ای در سال زراعی 95-1394 با هدف بررسی روابط موجود در جوامع علف‌های‌هرز یک مزرعه عدس و نیز اثر شاخص‌های تنوع بر عملکرد عدس انجام شد. تراکم، ارتفاع و وزن خشک علف­­های‌هرز به‌عنوان متغیرهای مستقل و عملکرد عدس به‌عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته‌شد و نمونه­برداری در دو مرحله (قبل از گلدهی و همزمان با رسیدگی فیزیولوژیکی عدس) انجام شد. علاوه بر این، با استفاده از داده­های ثبت‌شده مربوط به علف‌های‌هرز، شاخص­های تنوع زیستی شانون-وینر ('H) و سیمپسون (D) و شاخـص‌های یکنواختی اسمیث- ویلسون (Evar) و کامارگو ('E) محاسبه شدند. روابط بین علف­های‌هرز و عدس با استفاده از رگرسیون گام‌به‌گام و نقشه‌های مربوط به تنوع علف­های‌هرز و عدس نیز با استفاده از روش درون‌یابی کریجینگ استخراج شدند. نتایج مطالعه نشان داد که عملکرد دانه عدس با افزایش یک بوته و همچنین یک گرم در مترمربع علف‌هرز به مقدار 83/0 و 27/0 گرم در مترمربع کاهش یافت؛ درحالی‌که تنوع و یکنواختی علف‌های‌هرز، بر عملکرد عدس اثر مثبت و معنی‌دار داشت و افزایش یک واحد در شاخص‌های یکنواختی اسمیث و ویلسون و تنوع سیمپسون منجر به افزایش عملکرد دانه عدس به مقدار 48/76 و 66/64 گرم در مترمربع شد. نقشه‌های مکانی عملکرد عدس و شاخص‌های تنوع و یکنواختی علف‌های‌هرز نیز به‌خوبی نمایانگر این رابطه مثبت بود. در حقیقت افزایش تنوع و یکنواختی علف­های‌هرز در مزارع باعث تقسیم عادلانه­تر منابع و خسارت‌زایی کمتر برخی گونه­های علف­های‌هرز می‌شود. ازاین‌رو، افزایش آگاهی درباره اثرات مثبت و منفی تنوع علف‌های‌هرز می‌تواند در مدیریت بهتر علف‌های‌هرز مزارع مفید واقع شود.