اثر حذف برگ بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) تحت تأثیر سطوح مختلف نیتروژن و رژیمهای آبیاری
صفحه 9-21
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.30759
زهره امینی، مهدی پارسا، مهدی نصیری محلاتی، محمد بنایان اول
چکیده بهمنظور بررسی اثر کود نیتروژن، رژیم آبیاری و برگزدایی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود رقم (ILC482)، آزمایشی بهصورت اسپلیت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 91-1390 اجرا گردید. کود نیتروژن شامل سه سطح 30، 75 و 150کیلوگرم در هکتار بهعنوان عامل اصلی، تیمار آبیاری شامل آبیاری کامل، آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی و آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و غلافدهی بهعنوان عامل فرعی و برگزدایی شامل پنج سطح صفر، 25،50، 75 و 100درصد برگزدایی بهعنوان عامل فرعی-فرعی درنظرگرفته شد. وزن خشک برگ و ساقه، عملکرد دانه در واحد سطح، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته و وزن صددانه اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد تیمار 150کیلوگرم نیتروژن باعث بهبود اکثر صفات فوق (بهجز شاخص برداشت) شد. این تیمار با عملکرد 7/135گرم دانه در متر مربع بیشترین میزان عملکرد و کمترین شاخص برداشت (3/32درصد) را تولید کرد. با افزایش مقدار کود نیتروژن مصرفی، اثرات منفی ناشی از برگزدایی در برخی صفات مانند تعداد دانه، تعداد غلاف و وزن برگ بهبود یافت. آبیاری کامل و آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و غلافدهی با متوسط عملکرد دانه 146گرم در متر مربع نسبت به آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی برتری داشتند. آبیاری در مراحل گلدهی و غلافدهی بیشترین شاخص برداشت (2/41درصد) را تولید کرد. بیشترین عملکرد بیولوژیک از تیمارهای 150کیلوگرم نیتروژن (4/413گرم در متر مربع) و آبیاری کامل (7/415گرم در متر مربع) بهدست آمد. برگزدایی کامل، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک را بهترتیب 54 و 42درصد نسبت به شاهد کاهش داد. کمترین شاخص برداشت نیز به تیمار برگزدایی کامل تعلق داشت. با مصرف نیتروژن میتوان خسارت ناشی از برگزدایی را کاهش داد و همچنین میتوان در شرایطیکه محدودیت منابع آب وجود دارد، با آبیاری تکمیلی در مراحل حساس رشدی نسبت به کمبود آب مقابله کرد.
مدیریت تلفیقی علفهایهرز نخود (Cicer arietinum L.) در شرایط محیطی شوشتر
صفحه 22-32
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.26200
عادل مدحج، زهرا علیخانی گله
چکیده این آزمایش بهمنظور بررسی کارآیی مدیریت تلفیقی (شیمیایی و مکانیکی) علفهایهرز در مزارع نخود، در سال زراعی ۸9-13۸8 در شهرستان شوشتر اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از کاربرد پیشکاشت علفکشهای تریفلورالین (دو لیتر در هکتار)، پندیمتالین (دو لیتر در هکتار)، تریفلورالین+ پندیمتالین (یک لیتر از هر کدام از علفکشها)، تریفلورالین+ یکبار کولتیواتور، تریفلورالین+ دوبار کولتیواتور، پندیمتالین+ یکبار کولتیواتور، پندیمتالین+ دوبار کولتیواتور، یکبار کولتیواتور، دوبار کولتیواتور، تریفلورالین+ پندیمتالین+ یکبار کولتیواتور، تریفلورالین+ پندیمتالین+ دوبار کولتیواتور، شاهد بدون کنترل علفهرز، و شاهد کنترل کامل علفهرز. نتایج نشان داد که بیشترین کنترل علفهایهرز در تیمار دوبار کولتیواتور+ تریفلورالین+ پندیمتالین بهدست آمد. علفهایهرز سلمهتره (Chenopodium album) و شببوی وحشی (Malcolmia behboudiana) در این تیمار بهترتیب ۸۷/۲ و ۹۱/۸درصد کنترل شدند. تیمارهای دوبار کولتیواتور+ تریفلورالین، دوبار کولتیواتور+ پندیمتالین و تیمار دوبار کولتیواتور+ پندیمتالین+ تریفلورالین بهترتیب با ۷۵/۶، ۷۸/۸ و ۸۸/۸درصد کنترل علفهایهرز، بالاترین سطح را بهخود اختصاص دادند. این تیمارها بهترتیب با ۱۸۰/۲، ۱۹۳/۵ و ۲۲۵/۵گرم در مترمربع، بیشترین عملکرد دانه را در مقایسه با سایر تیمارها داشتند. افزایش عملکرد در تیمارهای مذکور، بهدلیل افزایش تعداد شاخههای جانبی، تعداد غلاف در بوته و در نتیجه افزایش تعداد دانه در بوته بود. بر اساس این پژوهش، استفاده تلفیقی از علفکشهای پندیمتالین (یک لیتر در هکتار)+ تریفلورالین (یک لیتر در هکتار)+ دوبار کولتیواتور، روشی کارآمد جهت کنترل علفهایهرز و دستیابی به عملکرد بالا در نخود بود.
مطالعه برخی خواص فیزیکی عدس و علفهرز شیرسگ و پارامترهای مؤثر بر جداسازی علفهرز از تودة عدس در حین جداسازی توسط جداکننده میز ثقلی
صفحه 33-44
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.47352
منصور راسخ، هادی باقری، محمد حسین کیانمهر
چکیده در پژوهش حاضر برخی از خواص فیزیکی عدس و علفهرز شیرسگ شامل وزن هزار دانه، چگالی حقیقی، چگالی توده، تخلخل و ضریب اصطکاک استاتیکی اندازهگیری شد. همچنین از یک جداکننده ثقلی برای جداکردن علفهرز شیرسگ همراه دانههای عدس استفاده شد. دستگاه مورد استفاده در این تحقیق دارای پنج پارامتر قابلتنظیم (شیبهای طولی و عرضی میز، دامنه و فرکانس نوسان میز و سرعت هوا) میباشد که تأثیر این پارامترها برای حصول به حداکثر جداسازی علفهرز شیرسگ همراه دانههای عدس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایشها نشان داد که افزایش شیب عرضی میز از 5/0 به یک درجه و افزایش شیب طولی میز از 25/1 تا 2 درجه سبب افزایش جداسازی علفهرز شیرسگ همراه توده عدس شد. همچنین اثر عدد بدون بعد که نسبت نیروی اینرسی جریان هوای دمیدهشده به عدسها به نیروی ناشی از نوسان را نشان میدهد، در نسبت جداسازی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایشها نشان داد که در مقدار 171 ، شیب عرضی میز یک درجه و شیب طولی میز 2 درجه، درصد جداسازی ناخالصی علفهرز شیرسگ همراه توده عدس به 2/14 درصد میرسد. پس از تعیین مناسبترین دامنه نوسان میز و سرعت هوا با استفاده از اطلاعات شیب طولی میز، شیب عرضی میز و ثابت اقدام به استخراج روابط تعیین درصد جداشوندگی علفهرز شیرسگ از توده عدس توسط نرمافزار دیتافیت گردید.
تأثیر ضایعات ماهی و کودهای شیمیایی و زیستی بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا چشمبلبلی (Vigna sinensis) و برخی خصوصیات خاک
صفحه 45-59
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.47428
شاهین شاهسونی، علی عباسپور، مهدیه پارسائیان، زهرا یونسی
چکیده استفاده از ضایعات صنعت ماهی بهعنوان کود، بهمنظور اصلاح خاکهای مختلف و تولید محصولات کشاورزی از دیرباز رایج بوده است. در این پژوهش نیز بهمنظور مطالعة اثر ضایعات ماهی بر برخی خصوصیات خاک و رشد گیاه لوبیاچشمبلبلی و مقایسه کارآیی آنها با کودهای شیمیایی و زیستی، آزمایشی گلخانهای بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتور پودر ماهی (ضایعات ماهی) در سه سطح شامل عدم مصرف (F0)، 500(F1) و 1000کیلوگرم در هکتار (F2) و کود شیمیایی شامل NPK در سه سطح شامل عدم مصرف (N0P0K0 ), نصف مصرف معمولی (N1P1K1) و مصرف معمولی (N2P2K2) و سودوموناس در دو سطح شامل عدم مصرف (B0) و مصرف (B1) اعمال گردید. نتایج نشان داد که کاربرد کود ماهی بهتنهایی، باعث افزایش وزن غلاف (78/16درصد)، کلروفیل برگ (16/17درصد)، پروتئین دانه (25/59درصد)، فسفر دانه (6/29درصد) و پتاسیم دانه (27/93درصد) شد، اما بیشترین افزایش در تیمار کاربرد توأم کود ماهی (F2) و کود شیمیایی (N2P2K2) حاصل گردید. بیشترین و کمترین میزان پروتئین دانه نیز بهترتیب در تیمارهای اثرات متقابل کود شیمیایی (N2P2K2)، ضایعات ماهی (F2) و کاربرد سودوموناس (B1) با 12/43درصد و در تیمار شاهد با 87/11درصد بهدست آمد، در حالیکه مصرف کود شیمیایی بهتنهایی تأثیر معنیداری در افزایش مقدار پروتئین دانه نداشت. همچنین نتایج نشان داد مصرف زیاد ضایعات ماهی (1000کیلوگرم در هکتار) باعث کاهش pH خاک از 6/7 به 9/6 و افزایش شوری خاک از 45/0 به 75/0دسیزیمنس بر متر شد. بهطور کلی کاربرد ضایعات ماهی در مقادیر کم نقش قابلتوجهی در افزایش عملکرد لوبیا چشمبلبلی داشته و میتواند بهعنوان مکمل مناسبی برای کودهای شیمیایی مورد توجه قرار گیرد.
بررسی اثر محلولهای مختلف و تیمارهای پرایمینگ بذر بر خصوصیات جوانهزنی، زراعی و کیفی ژنوتیپهای لوبیاقرمز
صفحه 60-72
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.26145
رضا طهماسبی، نور علی ساجدی، شهرام شعاعی
چکیده پرایمینگ یکی از روشهای افزایش کارآیی بذر میباشد که جهت افزایش جوانهزنی و بهبود رشد گیاهچه روی بذر انجام میشود. بهمنظور بررسی اثر تیمارهای مختلف بهصورت محلول و پرایمینگ بذر برخصوصیات جوانهزنی، زراعی و پروتئین ژنوتیپهای لوبیاقرمز آزمایشی در شرایط آزمایشگاه و مزرعه انجام شد. تحقیق در شرایط آزمایشگاه بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و در شرایط مزرعه بهصورت فاکتوریل درقالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در کیلومتر 15جاده اراک- تهران در سال1390 اجرا شد. عوامل مورد بررسی در شرایط مزرعه شامل سه ژنوتیپ لوبیا گلی، اختر و لاین D81088 و پنج سطح پرایمینگ شامل شاهد، پرایم با آبمقطر، سولفات روی، اسیدسالیسیلیک و ریزوبیوم بود. نتایج نشان داد تیمار بذر با محلول اسیدسالیسیلیک و ریزوبیوم صفات طول ریشه و شاخص وزنی بنیه گیاهچه را افزایش داد. پرایمینگ بذر با سولفات روی، اسید سالیسلیک و ریزوبیوم در هر سه ژنوتیپ نسبت به تیمار با آبمقطر عملکرد دانه را افزایش داد. رقم گلی در صفات سرعت جوانهزنی روزانه، ارتفاع بوته، تعداد دانه در غلاف، میزان پروتئین دانه و عملکرد دانه نسبت به سایر ارقام برتری نشان داد. پرایمینگ بذر با ریزوبیوم، اسیدسالیسیلیک و سولفات روی در رقم گلی عملکرد دانه را نسبت به شاهد بهترتیب 3/10، 9/9 و 6/8درصد افزایش داد. بهطور کلی نتایج نشان داد بالاترین عملکرد دانه (3143کیلوگرم درهکتار) و درصد پروتئین 87/23درصد مربوط به رقم گلی و پرایم با ریزوبیوم بود.
اثر تاریخ کاشت و رقم بر تراکم و خسارت کرمهای پیلهخوار نخود Helicoverpa spp. (Lepidoptera: Noctuidae) در شرایط دیم
صفحه 73-82
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.27877
عسگر جوزیان
چکیده نخود در استان ایلام بعد از غلات بیشترین سطح زیرکشت را دارا بوده و از نظر درآمد زارعین و اجرای تناوب زراعی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. کشت این محصول در استان با دو تاریخ کاشت پاییزه (انتظاری) و بهاره (عرف محل) انجام میگیرد و در کشت پاییزه با وجود خسارت بیشتر عوامل زیانآور، عملکرد بیشتری تولید میگردد. آفت اصلی این زراعت، گونه Helicoverpa viriplaca است که با تغذیه از برگ و دانههای نخود باعث بروز خسارت میگردد. لذا بهمنظور بررسی اثر تاریخ کاشت و رقم بر میزان تراکم و خسارت آفت، این بررسی بهصورت کرتهای خُردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی شامل شش تیمار در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی شیروان چرداول استان ایلام بهمدت دو سال اجرا گردید. تیمارهای اصلی شامل دو تاریخ کاشت پاییزه و بهاره بود. کشت پاییزه دراواسط آبانماه و کشت بهاره در اواسط اسفندماه انجام گرفت. تیمارهای فرعی شامل سه رقم نخود هاشم، آرمان و آزاد (فیلیپ 9393) درنظرگرفته شد. نتایج بهدستآمده نشان داد که در کشت پاییزه تراکم لارو در بوته، تعداد دانه تولیدی در بوته و عملکرد بهترتیب 16/0لارو، 8/11دانه و 436کیلوگرم در هکتار در مقایسه با کشت بهاره با 04/0لارو، 7/7دانه و 288کیلوگرم در هکتار بود. همچنین ارقام آرمان و آزاد با عملکرد 465 و 400کیلوگرم در هکتار در مقایسه با رقم هاشم با 233کیلوگرم در هکتار عملکرد بیشتری داشتند.
تنوع ژنتیکی و روابط بین برخی صفات زراعی ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.) تحت شرایط بدون تنش و تنش خشکی انتهای فصل
صفحه 83-96
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.48717
مریم رضایی نیا، محمدرضا بی همتا، سیدعلی پیغمبری، علیرضا عباسی، فاطمه قراجه داغی
چکیده بهمنظور ارزیابی تنوع ژنتیکی و شناسایی روابط بین عملکرد با برخی صفات مورفولوژیکی در ژنوتیپهای نخود در دو شرایط تنش و بدون تنش خشکی، آزمایشی در سال زراعی 92-1391 بر روی 28ژنوتیپ نخود بههمراه دو رقم شاهد جم و کوروش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تهران اجرا شد. با توجه به نتایج حاصل از همبستگیهای فنوتیپی، تجزیه رگرسیون و علیت، صفات وزن غلاف کامل در بوته، وزن100دانه و تعداد دانه در بوته از جمله صفات تأثیرگذار بر بهبود عملکرد دانه بودند که صفت وزن غلاف کامل در بوته بهعنوان صفت مرتبط با عملکرد دانه معرفی شد. بر اساس تجزیه به عاملها تحت شرایط بدون تنش و تنش بهترتیب سه و چهار عامل انتخاب شدند که در مجموع 39/69 و 66/89درصد از کل تغییرات دادهها را توجیه کردند. در هر دو شرایط عاملهای اول و دوم که شامل صفات وزن 100دانه، تعداد دانه درغلاف، عملکرد دانه در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن غلاف کامل در بوته، طول و عرض غلاف و روز تا گلدهی و غلافدهی بودند، بیشترین درصد تغییرات دادهها را توجیه کردند. بر اساس پراکنش ژنوتیپها در نمودار بایپلات در شرایط بدون تنش ژنوتیپهای 29، 22، 474، 239، 370 و شاهد جم (998)، و در شرایط تنش خشکی ژنوتیپهای 508، 236 بههمراه شاهد جم (998) و کورش(999) که از نظر عاملهای اول و دوم مثبت و بالاتر بودند، بهعنوان ژنوتیپهای برتر انتخاب شدند. با توجه به نتایج تجزیه خوشهای در شرایط بدون تنش و تنش ژنوتیپهای مورد بررسی بهترتیب در سه و چهار گروه قرار گرفتند.
تأثیر قارچ مایکوریز، باکتری سودوموناس و اسیدهیومیک بر شاخصهای رشدی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.)
صفحه 97-112
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.50327
ندا جدیدالااسلام، شاهین شاهسونی، شاهرخ قرنجیک
چکیده لوبیا یکی از حبوبات مهم است که بهصورت مستقیم مورد استفاده انسان قرار گرفته و این محصول با داشتن حدود 22 درصد پروتئین و 50 تا 60درصد کربوهیدرات، ارزش غذایی بالایی دارد. کودهای بیولوژیک (مایع، جامد یا نیمهجامد) حاوی یک یا چندگونه میکروارگانیسم خاص بوده و باعث گسترش بیشتر و بهتر سیستم ریشهای و جذب بهتر عناصر و در نتیجه رشد بیشتر گیاه شده و با بالابردن کمی و کیفی اجزای عملکرد گیاهان، موجب افزایش عملکرد میشوند. بهمنظور بررسی اثر قارچ میکوریز و باکتری سودوموناس بهعنوان کودهای زیستی و اسیدهیومیک بر عملکرد گیاه لوبیا آزمایشی بهصورت فاکتوریل با دو سطح قارچ (M0: عدم مایهزنی با قارچ، M1: مایهزنی با قارچ Glomusetunicatum)، دو سطح باکتری (S0: عدم مایهزنی با باکتری و S1: مایهزنی با باکتری Pseudomonas putida) و سه سطح اسیدهیومیک (H0: عدم مصرف اسیدهیومیک، H1: مصرف 200میلیگرم در کیلوگرم، H2: مصرف 400میلیگرم در کیلوگرم) در پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که ترکیب دو کود زیستی باکتری و قارچ میکوریز باعث افزایش معنیدار در وزن دانه و تعداد دانه در غلاف شد. کاربرد مایهزنی گیاه لوبیا با قارچ Glomus etunicatum میزان عملکرد دانه را بهطور متوسط 82/2درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. نتایج آزمایش بهطورکلی نشان داد که تیمارهای اعمالشده بر اکثر خصوصیات صفات زراعی لوبیا تأثیر مثبت داشتند و اسیدهیومیک توانست بهطور مستقیم اثرات مثبتی بر رشد گیاه بگذارد.
اثر کمآبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپهایلوبیاچیتی در شهرکرد
صفحه 113-126
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.49118
هدایت اله کریم زاده، احمد نظامی، محمد کافی، محمودرضا تدین
چکیده با توجه به محدودیت منابع آبی در کشور و همچنین جایگاه ویژه لوبیاچیتی در ایران، بررسی خصوصیات گیاه لوبیاتحت تأثیر کمبود آب از اهمیت خاصی برخوردار است. بههمیندلیل آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی، جهت بررسی تأثیرکمآبیاری (سه رژیم آبیاری شامل تأمین 100، 80 و 60درصد نیاز آبی گیاه، بهعنوان فاکتور اصلی) بر ژنوتیپهای لوبیاچیتی (پنج ژنوتیپ لوبیاچیتی شامل تیلور، صدری، C.O.S.16، KS21193 (کوشا 193)، KS21486، بهعنوان فاکتور فرعی) در دانشگاه شهرکرد اجرا شد. نتایج نشان داد اثر کمآبیاری برتعداد و وزن دانه، تعداد غلاف بارور، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنیدار بود. بیشترین عملکرد دانه در رژیم آبیاری تأمین 100 و 80درصد نیاز آبی، از ژنوتیپ C.O.S.16بهدست آمد (بهترتیب6/594 و 2/289گرم در مترمربع)، در حالیکه این ژنوتیپ در شرایط تأمین 60درصد نیاز آبی، موفق به تولید دانه نشد و در این سطح آبیاری ژنوتیپ KS21486 بیشترین عملکرد دانه (5/109گرم در مترمربع) را بهخود اختصاص داد. همچنین نتایج نشان داد از دو جزء اصلی عملکرد دانه (تعداد دانه، وزن دانه) تعداد دانه حساسیت بالاتری به کمبود آب دارد و در اثر کاهش میزان آب آبیاری با شدت بیشتری نسبت به وزن دانه کاهش مییابد. در اثر کاهش میزان آب، عملکرد دانه نسبت به عملکرد بیولوژیک با شدت بیشتری کاهش یافت و به تبع آن شاخص برداشت ژنوتیپهای مورد بررسی نیز کمتر شد. آزمایش حاضرنشان داد در شرایط آبیاری بهینه و نسبتاً مناسب، ژنوتیپ C.O.S.16 و در شرایط کمبود آب شدید،ژنوتیپ KS21486 عملکرد بیشتری تولید کردند.
بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپهای نخود با استفاده از نشانگر مولکولی SSR
صفحه 127-137
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.48163
رضا میر دریکوند
چکیده بهرهبرداری از تنوع ژنتیکی یکی از عوامل مهم در بهنژادی گیاهان زراعی است. این تحقیق بهمنظور ارزیابی تنوع ژنتیکی 35ژنوتیپ نخود با استفاده از 15جفت آغازگر SSR، انجام شد. پس از استخراج DNA، انجام واکنشهای PCR و الکتروفورز، آغازگرها در مجموع 49آلل را در تمام ژنوتیپها تکثیر کردند. متوسط تعداد آلل تکثیرشده به ازای هر آغازگر 26/3آلل بود. آغازگر SSR35 با پنج آلل، همراه با آغازگرهای SSR14، SSR21، SSR26 و SSR63 با چهار آلل، بیشترین و آغازگرهای SSR61 و SSR7 با 2آلل، کمترین آلل را تکثیر نمودند. بر اساس ضرایب تشابه بهدستآمده ارزشهای تشابه دامنهای از 10/0 تا 80/0 با میانگین 40/0درصد را داشتند. میزان اطلاعات چندشکلی (PIC)، از 20/0 تا 88/0 متغیر بود (با متوسط 50/0). بیشترین و کمترین میزان PIC بهترتیب مربوط به آغازگرهای SSR21 و SSR62 بود. تجزیة خوشهای با استفاده از ضریب تشابه جاکارد و روش UPGMA انجام شد و ژنوتیپها در هشت گروه قرار گرفتند. گروهبندی تا حدودی توانست ژنوتیپهای مختلف نخود را از همدیگر تفکیک نماید. تفکیک ژنوتیپها از طریق تجزیه هماهنگ اصلی و پلاتهای دو و سهبعدی نیز تقریباً تأییدکنندة تجزیة خوشهای بود. ضریب همبستگی کوفنتیک بالا بیانگر ارتباط مؤثر بین دادههای مولکولی، روش تجزیه خوشهای و صحت گروهبندی ژنوتیپها بود. از تنوع موجود میتوان در برنامههای اصلاح نخود استفاده نمود.
اثر حذف مخزن بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum var. ILC 482) تحت تأثیر سطوح نیتروژن و آبیاری
صفحه 138-149
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.43989
زهره امینی، مهدی پارسا، مهدی نصیری محلاتی، محمد بنایان اول
چکیده بهمنظور بررسی اثر نیتروژن و رژیمهای آبیاری و غلافزدایی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود رقم (ILC482)، آزمایشی بهصورت کرتهای دوبارخُردشده با طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 91-1390 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل مقادیر کود نیتروژن (30، 75 و 150کیلوگرم در هکتار) بهعنوان عامل اصلی، رژیمهای آبیاری (آبیاری کامل: آبیاری در تمام دورة رشد به فاصلة 10روز؛ و آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی و مراحل گلدهی و غلافدهی) بهعنوان عامل فرعی و غلافزدایی (شاهد: (0)، 25 ، 50 و 75درصد) بهعنوان عامل فرعی-فرعی بود. وزن خشک برگ و ساقه، وزن دانه در بوته، وزن خشک اندام هوایی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته و وزن 100دانه اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که تیمار 150کیلوگرم نیتروژن باعث بهبود اکثر صفات مورد مطالعه شد. تیمار 150کیلوگرم نیتروژن با 8/3گرم دانه در بوته بیشترین وزن دانه در بوته را تولید کرد. بیشترین شاخص برداشت (36درصد) به تیمار 30کیلوگرم نیتروژن تعلق داشت. تیمار آبیاری در مراحل گلدهی و غلافدهی با وزن دانه 4/4گرم در بوته نسبت به دو سطح دیگر آبیاری برتری داشت. بالاترین شاخص برداشت (39درصد) نیز به همین سطح آبیاری تعلق داشت. در دو تیمار آبیاری کامل و آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی، 75درصد غلافزدایی وزن دانه را 60درصد کاهش داد، اما این کاهش در تیمار آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و غلافدهی 45درصد بود. در این برهمکنش، آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و غلافدهی همراه با غلافزدایی جزئی(25درصد) بیشترین شاخص برداشت (45درصد) را داشت. بیشترین وزن خشک اندام هوایی از تیمارهای 150کیلوگرم نیتروژن (8/12گرم در بوته) و آبیاری کامل (3/14گرم در بوته) بهدست آمد. غلافزدایی تمام صفات فوق (بهجز وزن برگ) را بهطور معنیداری کاهش داد. 75درصد غلافزدایی، وزن دانه و وزن خشک اندام هوایی را بهترتیب 56 و 30درصد نسبت به شاهد کاهش داد. کمترین شاخص برداشت نیز (23درصد) به تیمار 75درصد غلافزدایی تعلق داشت. در شرایط تنش خشکی(یک نوبت آبیاری)، مصرف بالای کود نیتروژن تأثیری بر وزن دانه در بوته نداشت، لذا میتوان با مصرف 30کیلوگرم نیتروژن بهعنوان کود آغازگر، عملکرد قابلقبول (166گرم دانه در مترمربع) را بهدست آورد. بهطور کلی با مصرف نیتروژن، میتوان خسارت ناشی از حذف غلافها را تا حدی بهبود بخشید. همچنین در شرایطی که محدودیت آب وجود دارد، میتوان با آبیاری تکمیلی در مراحل زایشی با کمبود آب مقابله کرد. تمام صفات از جمله تعداد غلاف، تعداد دانه، شاخص برداشت و وزن خشک اندام هوایی همبستگی مثبت و معنیداری با وزن دانه داشتند. در این بین، تعداد غلاف در مترمربع بیشترین همبستگی (75درصد) را با وزن دانه داشت.
پاسخ عملکرد و اجزای عملکرد باقلا و نخود به کشت مخلوط غلات-لگوم در شرایط رقابت با علفهایهرز
صفحه 150-163
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.51248
لیلا سلیمانپور، روح اله نادری، احسان بیژن زاده، یحیی امام
چکیده کشت مخلوط غلات-لگوم یکی از بهترین راهها برای افزایش عملکرد در واحد سطح میباشد. بهمنظور، بررسی تأثیر کشت مخلوط بر عملکرد و اجزای عملکرد باقلا و نخود در ترکیب با برخی غلات، این آزمایش در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب، دانشگاه شیراز در سال زراعی 94-1393 انجام شد. در این آزمایش 16تیمار شامل 10تیمار تککشتی (گندم، جو، تریتیکاله، نخود و باقلا با و بدون حضور علفهرز) و شش تیمار کشت مخلوط (گندم+ نخود، گندم+ باقلا، جو+ نخود، جو+ باقلا، تریتیکاله+ نخود و تریتیکاله+ باقلا با علفهرز) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی (RCBD) در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش که شامل تیمارهای کشت مخلوط و تککشتی با و بدون علفهرز بودند، تأثیر معنیداری بر وزن هزار دانه، تعداد غلاف در واحد سطح، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت لگومها و نسبت برابری زمین داشتند. نتایج نشان داد که تیمارهای تککشتی بدون حضور علفهرز بالاترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت را تحت تأثیر تیمارهای آزمایش داشتند. با وجود این، تیمارهای کشت مخلوط از لحاظ عملکرد دانه و شاخص برداشت، مشابه یا برتر از تککشتیهای با علفهرز بودند. عملکرد دانه و شاخص برداشت در کشت مخلوط گندم + باقلا در مقایسه با تککشتی با علفهرز باقلا، بهترتیب 102 و 93درصد بیشتر بود. نسبت برابری زمین در تمام تیمارهای کشت مخلوط، در مقایسه با تککشتیهای با علفهرز بیشتر از یک بود. از آنجا که غلات نسبت به لگومها دارای قدرت رقابت بیشتری هستند، بهنظر میرسد که برای افزایش کارآیی باید تراکم بیشتری از لگومها را در ترکیب با غلات بهکار برد. همچنین برای کاهش تداخل علفهایهرز و افزایش عملکرد در نخود و باقلا، کشت مخلوط آنها با غلات توصیه میشود.
برآوردنیازآبیوضرایبگیاهییکجزئیودوجزئینخودرقمبیونیج(CicerarietinumL.) درشرایطلایسیمتریومقایسهبامدلSIMDualKc
صفحه 164-179
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.48100
هوشنگ قمرنیا
چکیده استفادةبهینهازمنابعآبمستلزممحاسبةمیزانآبمصرفیوتعیینضرایبگیاهیمتناسبباهرمنطقهاست.مطالعهحاضردردوسالزراعی92-1391و93-1392بهمنظورتعیینضریبگیاهییکجزئیودوجزئیگیاهنخود(رقمبیونیج)درمنطقهکرمانشاهباشرایطآبوهوایینیمهخشکبااستفادهازلایسیمترزهکشدارانجامشدهاست.بدینمنظورازپنجلایسیمترزهکشداراستوآنهایباقطر2/1متروارتفاع4/1متروباسطحمقطع13/1مترمربع،درمزرعهتحقیقاتیگروهمهندسیآبدرپردیسکشاورزیومنابعطبیعیدانشگاهرازیکرمانشاهاستفادهگردید.یکلایسیمتربهگیاهمرجع(چمن)،یکلایسیمتربهخاک(بدونپوششگیاهی)وسهلایسیمتردیگرآنبهگیاهموردمطالعه(نخودرقمبیونیج)اختصاصدادهشد.نیازآبینخوددردوسالبهترتیب05/379و45/480میلیمترمحاسبهشد.متوسطضرایبگیاهیمنفردوضرایبگیاهیپایهدرمراحلاولیه،توسعه،میانیوپایانیبرایگیاهنخوددردوسالاجرایطرح،بهترتیببرابر(54/0،82/0،11/1و69/0)و(39/0،71/0،01/1و62/0)بهدستآمد.همچنینبامقایسهنتایجبهدستآمدهازمدلSIMDualKcوروشلایسیمتریمشاهدهگردیدکهنتایجمدلبانتایجمحاسباتیهمبستگیبالاییدارند،بهطوریکهدرسال1392، 85/0=R2ودرسال1393، 86/0=R2بهدستآمد.
واکنش گیاه ماش (ژنوتیپ VC-1973A) به تاریخ کاشت، تراکم بوته و آبیاری در منطقه گرگان
صفحه 180-191
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.33490
جواد فدایی، ابوالفضل فرجی، محمد رضا داداشی، آسیه سیاهمرگویی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر تاریخ کاشت، تراکم بوته و آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد ماش (ژنوتیپ VC-1973A) آزمایشی در تابستان 1390 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان انجام شد. در این بررسی از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار استفاده شد. سه تاریخ کاشت 15تیر، 30تیر و 15مرداد و دو تراکم بوته 5/12 و 25بوته در مترمربع بهصورت فاکتوریل با همدیگر ترکیب شدند. آزمایش در دو شرایط آبیاری (مراحل شروع گلدهی و شروع غلافبندی) و دیم انجام شد. نتایج نشان داد که در هر دو شرایط آبی و دیم، تأثیر تاریخ کاشت بر روی تمامی صفات از نظر آماری معنیدار بود. تاریخ کاشت 15تیر در هر دو شرایط آبی و دیم بهترین تاریخ کاشت بود. میزان عملکرد دانه در شرایط آبی در تاریخ کاشت 15تیر 2900کیلوگرم در هکتار و در شرایط دیم 1636کیلوگرم در هکتار بود. همچنین در شرایط آبی، آبیاری در دو مرحله شروع گلدهی و شروع غلافبندی باعث شد میزان عملکرد دانه و ماده خشک افزایش قابلتوجهی داشته باشد. در کشت دیر، گیاه سریعتر وارد مرحله زایشی شد و در نتیجه موجب کاهش تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف شد که کاهش عملکرد دانه را بهدنبال داشت. نتایج نشان داد گیاه ماش پتانسیل تولید بالایی در شرایط آبوهوایی منطقه دارد و تحت هر دو شرایط دیم و آبی، تاریخ کاشت 15تیر و تراکم 25بوته در مترمربع میتواند برای زراعت ماش در منطقه توصیه شود.
ارزیابی تنوع ژنتیکی و وراثتپذیری صفات مؤثر بر عملکرد نخود تحت شرایط دیم
صفحه 192-208
https://doi.org/10.22067/ijpr.v8i1.47588
سید سعید موسوی، محمد رضا عبداللهی، فرزاد کیان ارثی، داود احمدی دهرشید
چکیده شدت انتخاب، میزان وراثتپذیری و تنوع فنوتیپی، سه عامل مهم مؤثر در پاسخ به گزینش برای هر صفت میباشند. برای اینمنظور، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار جهت شناسایی صفات مؤثر بر عملکرد و برآورد وراثتپذیری و تنوع ژنتیکی این صفات در 20ژنوتیپ نخود (شامل 18لاین امید بخش و دو رقم شاهد) در سال زراعی 92-1391 تحت شرایط دیم انجام شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ژنوتیپها برای کلیه صفات دارای تفاوت معنیدار (P
