با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
کلیدواژه‌ها = زیست‌توده
زراعت

اثر آرایش کاشت بر برخی صفات مورفوفیزیولوژیک چند رقم نخود در شرایط دیم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/ijpr.2026.100182.1143

سید سیاوش زنگنه، حسن حیدری، پردیس برومندان، ژاله زارعی

چکیده بهبود استقرار گیاه و رشد رویشی نخود از طریق انتخاب الگوی کاشت مناسب، یکی از راهکارهای مؤثر برای افزایش سازگاری این گیاه زراعی در شرایط دیم محسوب می‌شود. از اینرو، این پژوهش با هدف بررسی ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیک ارقام مختلف نخود و شناسایی مناسب‌ترین الگوی کاشت برای بهبود رشد رویشی و وضعیت فیزیولوژیک گیاه در شرایط دیم انجام شد. آزمایش در سال زراعی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل سه رقم نخود (منصور، آنا و آتا) و الگوی کاشت در سه سطح (کشت مسطح، کشت درون جوی‌های با عرض نیم‌متری و کشت درون جوی‌های با عرض یک‌متری) بودند. نتایج نشان داد که الگوی کاشت و رقم اثر معنی‌داری بر اغلب صفات رویشی و فیزیولوژیک داشتند و اثر برهمکنش آن‌ها نیز قابل توجه بود. کاشت درون جوی‌های با عرض یک‌متری و درون جوی‌های با عرض نیم‌متری موجب افزایش شاخص‌های رشد رویشی از جمله عملکرد دانه، ارتفاع بوته و تعداد برگ‌چه در بوته نسبت به کشت مسطح شد. بیشترین عملکرد دانه با مقدار 90/122 گرم در مترمربع در رقم آتا و کشت در جوی یک‌متری حاصل شد، در حالی‌که کمترین مقدار آن با 93/77 گرم در مترمربع در رقم آتا و کشت مسطح مشاهده شد. بالاترین شاخص سطح برگ در رقم منصور در آرایش کاشت درون جوی‌های با عرض یک‌متری مشاهده شد که نسبت به کمترین مقدار در رقم آنا در الگوی کاشت درون جوی‌های با عرض نیم‌متری حدود ۸۰ درصد افزایش نشان داد. در میان ارقام، رقم منصور در بیشتر صفات رویشی برتر بود، در حالی‌که رقم آنا عموماً کمترین مقادیر را داشت. بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده از الگوی کاشت درون جوی، به‌ویژه جوی‌های یک‌متری، همراه با رقم منصور، به‌عنوان مناسب‌ترین تیمار برای بهبود صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد نخود در شرایط این پژوهش معرفی شد. بهبود خصوصیات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد دانه نخود در کشت جوی و پشته احتمالا بعلت بهبود جمع‌آوری و نگهداری آب باران در محل ریشه و فراهم‌کردن شرایط مناسب‌تر رطوبتی در ناحیه ریشه باشد.

مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

غربالگری ژنوتیپ‌های‌ نخود (Cicer arietinum L.) برای تحمل به شوری در مرحله ابتدای رشد رویشی

دوره 15، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.79906.1049

نرگس صفائی قلعه زو، محمد کافی، احمد نظامی، جعفر نباتی

چکیده به‌منظور شناسایی و ارزیابی ژنوتیپ‌های متحمل به شوری، 206 ژنوتیپ نخود در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در شرایط هیدروپونیک، در مرحله گیاهچه‌ای در معرض تنش شوری 12 دسی زیمنس بر متر سدیم کلرید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 31 ژنوتیپ، از بقای بین 100-76 درصد برخوردار بودند و از بین آن‌ها، 10 ژنوتیپ میزان بقای 100 درصد داشتند. در اثر تنش شوری با کاهش میزان بقا، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته و زیست‌توده کاهش یافت. میانگین غلظت سدیم اندام‌های هوایی گیاه فقط در دامنه بقای 50-26 درصد نسبت به سایر دامنه‌های بقا، افزایش نشان داد. میزان بقا با تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیست‌توده و غلظت پتاسیم در گیاه همبستگی مثبت و معنی‌داری نشان داد. بر اساس نتایج تجزیه عامل‌ها، سه عامل در مجموع 75 درصد از تغییرات موجود در کل داده‌ها توجیه کردند. عامل اول و دوم که بیشترین تغییرات واریانس داده‌ها را توجیه کردند، شامل میزان بقا، تعداد شاخه فرعی در بوته، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیست‌توده و غلظت سدیم در بوته بودند. ژنوتیپ‌های MCC1782، MCC1977، MCC1703، MCC1568، MCC1573، MCC1737، MCC1209، MCC1516، MCC1493، MCC1832، MCC1957، MCC1721، MCC2016، MCC1704، MCC1641، MCC1815، MCC1775،MCC178، MCC1754، MCC1627، MCC1716، MCC1918، MCC1827، به‌عنوان ژنوتیپ‌های متحمل‌تر انتخاب شدند. ژنوتیپ‌های مورد بررسی در چهار گروه، دسته‌بندی شدند که گروه سوم و چهارم از نظر بقا، زیست‌توده، ارتفاع بوته میانگین بالاتری را در میان سایر گروه‌ها داشتند و می‌توان از آن‌ها در برنامه‌های اصلاحی برای تحمل به شوری استفاده کرد.

مقاومت و تحمل به تنش‌های زیستی و غیرزیستی

واکنش عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در کشت مخلوط با تریتیکاله به کودهای زیستی و شیمیایی تحت شرایط تنش آبی

دوره 14، شماره 1، خرداد 1402، صفحه 112-132

https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2207-1040

آیدا رشیدی پور، وحید براتی، احسان بیژن زاده

چکیده به­‌منظور بررسی عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در کشت خالص و مخلوط با تریتیکاله
(X Triticosecale Wittmack) تحت شرایط تنش­ آبی، آزمایشی به­‌صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب ـ دانشگاه شیراز در سال زراعی 1399ـ1398 اجرا شد. تیمارها در دو سطح آبیاری [مطلوب: آبیاری بر اساس نیاز آبی گیاه تا مرحله­ رسیدگی فیزیولوژیک و تنش آبی: آبیاری بر اساس نیاز آبی گیاه تا مرحله­ گل­دهی] به‌­عنوان عامل اصلی و سه منبع کودی [شیمیایی (50 کیلوگرم فسفر بر هکتار + 150 کیلوگرم نیتروژن بر هکتار)، تلفیقی (25کیلوگرم فسفر بر هکتار+ 75کیلوگرم نیتروژن بر هکتار+20 تن کود گوسفندی بر هکتار+ تلقیح با باکتری­‌های سودوموناس فلورسنس و آزوسپیریلوم براسیلنس)، زیستی (40 تن کود گوسفندی بر هکتار+ تلقیح با باکتری­های سودوموناس فلورسنس (Pseudomonas fluorescens) و آزوسپیریلوم براسیلنس (Azospirillum brasilence)] و سه نوع کشت [کشت خالص نخود، کشت خالص تریتیکاله، کشت مخلوط تریتیکاله نخود (1:1)] به­عنوان عوامل فرعی بودند که به‌­صورت فاکتوریل در کرت­‌های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در شرایط تنش آبی، عملکرد و اجزای عملکرد نخود در کشت مخلوط نسبت به کشت خالص آن کاهش کمتری نشان داد. تنش آبی در مرحله پس از گلدهی منجر به کاهش وزن دانه، تعداد غلاف در بوته، دانه در غلاف، عملکرد زیست‌توده و شاخص برداشت نخود شد. تنش آبی عملکرد دانه نخود را در همه تیمارها کاهش داد، اما این کاهش در تیمارهای مختلف متفاوت بود. کمترین کاهش عملکرد در تیمار کود زیستی به میزان 27 درصد مشاهده شد. تنش آبی همچنین عملکرد دانه نخود را در تیمار مخلوط نسبت به خالص به مقدار کمتری کاست (به‌ترتیب 24 و 55 درصد). بنابراین، استفاده از کود زیستی در شرایط کمبود آب در مرحله­ی پس از گلدهی پیشنهاد می­شود.

ارزیابی حساسیت برخی حبوبات و گیاهان زراعی به بقایای شبیه‌سازی‌شدة علف‌کش متری‌بیوزین در خاک

دوره 3، شماره 2، دی 1391

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i2.24705

سیده‌ فاطمه فخرراد، ابراهیم ایزدی دربندی، محمدحسن راشد محصل، محمد حسن‌زاده خیاط

چکیده به‌منظورارزیابی حساسیت گیاهان زراعی مختلف به بقایای متری‌بیوزین، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی در چهار تکرار در گلخانة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. عوامل مورد بررسی در این آزمایش، شامل هشت گیاه زراعی (لوبیا، عدس، نخود، ذرت، گندم، جو، کلزا و چغندرقند) و هفت غلظت مختلف علف‌کش متری‌بیوزین در خاک (0، 016/0، 032/0، 064/0، 128/0، 160/0 میلی‌گرم مادة مؤثرة متری‌بیوزین در کیلوگرم خاک) بودند. پس از تعیین درصد سبزشدن گیاهان، بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشة آن‌ها،30روز بعد از سبزشدن‌شان اندازه‌گیری شد. به‌منظور بررسی پاسخ گیاهان مورد آزمایش به بقایای متری‌بیوزین، پس از تجزیة واریانس داده‌ها، آنالیز رگرسیون آن‌ها برای تعیین مقدار باقیماندة لازم متری‌بیوزین برای50درصد تلفات در متغیرهای اندازه‌گیری‌شده (ED50) از برازش داده‌های بقاء و زیست‌تودة اندام‌های هوایی و ریشه به معادلات سه و چهارپارامتری لجستیک انجام شد. نتایج نشان داد که بقایای متری‌بیوزین در خاک، تأثیر معنی‌داری بر رویش گیاهان مذکور نداشت؛ اما با افزایش میزان غلظت متری‌بیوزین، وزن خشک تمام گیاهان به‌طور معنی‌داری (p

تأثیر علف‌کش های پیریدیت، بنتازون و ایمازتاپیر بر رشد، گره زایی و تثبیت زیستی نیتروژن در نخود (Cicer arietinum L.)

دوره 3، شماره 1، خرداد 1391

https://doi.org/10.22067/ijpr.v1391i1.21037

ابراهیم ایزدی دربندی، لیلا اکرم

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر علف کش های پیریدیت، بنتازون و ایمازتاپیر بر رشد، گره زایی و تثبیت زیستی نیتروژن در گیاه نخود، آزمایشی در سال زراعی 1389 در گلخانة تحقیقاتی دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای این آزمایش شامل کاربرد سه علف‌کش پیریدات، بنتازون و ایمازتاپیر در مقدارهای توصیه‌شده (به‌ترتیب 1200، 720 و 75گرم مادة مؤثره در هکتار)، دو سطح تلقیح و عدم‌تلقیح بذور نخود با باکتری ciceri Mesorhizobiom، دو سطح استریل و عدم‌استریل خاک بودند. کاشت بذور در گلدان‌هایی به قطر10سانتی‌متر انجام شد و سپس علف‌کش‌های پیریدات در زمان پس از کاشت و قبل از سبزشدن و بنتازون و ایمازتاپیر در مرحلة سومین برگ شانه‌ای به‌کار برده شدند. در40روز پس از کاربرد علف کش ها (مرحلة شروع گلدهی) شاخص‌های زیست‌تودة خشک ریشه و اندام هوایی، نسبت وزن‌خشک ریشه به اندام هوایی، تعداد گره های تثبیت نیتروژن ریشه، وزن‌خشک گره‌ها و نیتروژن کل تثبیت‌شده در گیاه، اندازه گیری شد. بر اساس نتایج، تلقیح بذور با باکتری تثبیت‌کنندة نیتروژن، تعداد و وزن‌خشک گره ریشه را به‌ترتیب 25درصد و20درصد افزایش داد. استریل‌کردن خاک به‌طور معنی داری (P