با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
نویسنده = محمد حسن هاتفی فرجیان
زراعت

اثرات کشت مخلوط سه گانه تأخیری چغندرقند با نخود و ماش بر تراکم، زیست توده و تنوع زیستی علف‌های‌هرز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 62-78

https://doi.org/10.22067/ijpr.v13i2.2111-1016

علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی، محمد حسن هاتفی فرجیان، مینا هوشمند

چکیده به منظور بررسی اثرات نسبت­‌های کشت مخلوط سه‌­گانه تأخیری چغندرقند با نخود و ماش بر تراکم، زیست‌­توده و تنوع زیستی علف­‌های‌هرز، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل نسبت­‌های 25 درصد نخود (ماش)+75 درصد چغندرقند، 50 درصد نخود (ماش) +50 درصد چغندرقند، 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند، کشت خالص نخود (ماش) و کشت خالص چغندرقند بود. نوع لگوم بسته به فصل رشد متغیر بود، به این ترتیب که در انتهای زمستان، نخود همراه با چغندرقند بود و پس از برداشت نخود، ماش در اواخر بهار در همان ردیف‌­های کاشت نخود، جایگزین شد. در ارزیابی شاخص­های تنوع علف‌­های‌هرز، بیشترین مقدار شاخص غنای گونه­‌ای مارگالف، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 25 درصد نخود (ماش)+75 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 83/2 و 29/4 در مرحله اول و دوم نمونه­‌برداری مشاهده شد. بیشترین مقدار شاخص تنوع شانون- وینر، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 50 درصد نخود (ماش)+50 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 6/0 و 76/0 در مرحله اول و دوم نمونه­برداری مشاهده شد. همچنین، بیشترین مقدار شاخص تنوع سیمپسون، در نسبت کشت 75 درصد نخود (ماش)+25 درصد چغندرقند و نسبت کشت 50 درصد نخود (ماش)+50 درصد چغندرقند به ترتیب به میزان 68/0 و 796/0 در مرحله اول و دوم نمونه‌­برداری مشاهده شد.

زراعت

ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد لوبیاسبز و فلفل دلمهای تحت نظامهای کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 127-143

https://doi.org/10.22067/ijpr.v12i1.81231

علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی، محمد حسن هاتفی فرجیان

چکیده به­منظور بررسی تأثیر آرایش­های کشت مخلوط جایگزینی و افزایشی لوبیاسبز با فلفل دلمه­ای بر عملکرد و اجزای عملکرد این دو گونه، آزمایشی در سال زراعی 1395-1394 در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با شش تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل آرایش­های جایگزینی 25 درصد لوبیاسبز+75 درصد فلفل دلمه­ای و 50 درصد لوبیاسبز+50 درصد فلفل دلمه­ای، آرایش­های افزایشی 20 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و 40 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و کشت خالص هر دو گونه بود. نتایج نشان داد که بالاترین عملکرد نیام سبز و وزن خشک بوته لوبیاسبز برای کشت خالص به­ترتیب معادل 7/57921 و 03/1051 کیلوگرم در هکتار و کمترین مقادیر در آرایش کشت مخلوط افزایشی 20 درصد لوبیاسبز+100درصد فلفل دلمه­ای به­ترتیب معادل 5/11252 و 8/525 کیلوگرم در هکتار بود. همچنین، بالاترین عملکرد میوه فلفل دلمه­ای در کشت خالص و بالاترین وزن خشک بوته فلفل دلمه­ای برای آرایش کشت مخلوط جایگزینی 75درصد فلفل دلمه­ای+25 درصد لوبیاسبز به­ترتیب معادل 7/32766 و 6/7816 کیلوگرم در هکتار و کمترین عملکرد میوه فلفل دلمه­ای در آرایش­های کشت مخلوط جایگزینی 50 درصد فلفل دلمه­ای+50 درصد لوبیاسبز و افزایشی 100درصد فلفل دلمه­ای+20 درصد لوبیاسبز به­ترتیب با 3/21183 و 21886 کیلوگرم در هکتار و کمترین وزن خشک بوته فلفل دلمه­ای برای آرایش کشت مخلوط جایگزینی 50 درصد فلفل دلمه­ای+50 درصد لوبیاسبز با 3/3533 کیلوگرم در هکتار مشاهده گردید. در نهایت بیشترین مقدار نسبت برابری زمین کلی (به­ترتیب 28/1 و 25/1) از آرایش­های کشت مخلوط افزایشی 40 درصد لوبیاسبز+100 درصد فلفل دلمه­ای و جایگزینی 50 درصد لوبیاسبز+50 درصد فلفل دلمه­ای به­دست آمد. بدین منظور می­توان از گیاهان خانواده بقولات در جهت افزایش حاصلخیزی خاک و عملکرد محصولات کشاورزی به­خصوص سبزیجات و صیفی­جات بهره برد.