با همکاری انجمن فیزیولوژی گیاهی ایران
دوره و شماره: دوره 9، شماره 1، خرداد 1397 
مقالات پژوهشی

بررسی اثر تراکم کاشت و میزان مصرف کود دامی بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام لوبیای قرمز (Phaseolus vulgaris L.)

صفحه 12-28

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.50242

راحله احمدزاده قویدل، قربانعلی اسدی، محمد تقی ناصری پوریزدی، رضا قربانی، سرور خرم دل

چکیده به‌منظور بررسی عملکرد و اجزای عملکرد ارقام لوبیای قرمز تحت تأثیر تراکم کاشت و سطوح کود دامی، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 94-1393 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل سه سطح کود دامی (صفر، 15 و 30 تن در هکتار)، سه تراکم بوته (13/13، 20 و 40 بوته در مترمربع) و چهار رقم لوبیای قرمز (اختر، D-81083 ناز و گلی) بودند. نتایج نشان داد که اثر ساده کود دامی، تراکم و رقم بر اکثر صفات مورد مطالعه معنی­دار (05/0p≤) بود. با افزایش مصرف کود دامی اجزای عملکرد و عملکرد لوبیا افزایش یافت. مصرف کود دامی تا 15 و 30 تن در هکتار به‌دلیل بهبود خصوصیات فیزیکوشیمیایی و بیولوژیکی خاک، موجب بهبود عملکرد دانه به‌ترتیب برابر با 7 و 15 درصد نسبت به شاهد شد. همچنین با افزایش تراکم بوته روند افزایشی برای عملکرد مشاهده گردید. در بین ارقام بالاترین عملکرد دانه مربوط به رقم ناز (04/291 گرم بر مترمربع) بود و کمترین میزان به رقم اختر (63/236 گرم بر مترمربع) اختصاص داشت. بالاترین عملکرد دانه ارقام لوبیای قرمز در شرایط سطوح مصرف کود دامی به‌ترتیب برای گلی+مصرف 30 تن کود دامی (59/305 گرم در مترمربع) و اختر+ بدون مصرف کود دامی (33/220 گرم در مترمربع) به‌دست آمد. عملکرد دانه با ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن دانه در غلاف و وزن 100دانه همبستگی مثبت و معنی­داری (01/0p≤) داشت و بالاترین ضریب همبستگی برای وزن 100دانه (**723/0R2=) به‌دست آمد. تفاوت­های ژنتیکی بین ارقام مختلف باعث بروز تفاوت در اجزای عملکرد و عملکرد گردید، به‌طوری­که بالاترین عملکرد دانه در بین ارقام مورد مطالعه مربوط به رقم ناز بود.

مقالات پژوهشی

شناسایی شاخص‌های مؤثر در رشد ژنوتیپ‌های نخود تحت تنش خشکی و پس از تنش

صفحه 29-42

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.30586

راهله رهباریان

چکیده به‌منظور شناسایی شاخص‌های مؤثر در میزان تحمل به تنش و حفظ رشد پس از تنش در ژنوتیپ‌های نخود، آزمایشی با یک ژنوتیپ کاندید متحمل به خشکی MCC392 و یک رقم معرفی‌شده به‌عنوان متحمل به خشکی بین‌المللی MCC877 و یک ژنوتیپ کاندید حساس به خشکی شامل MCC68 در دو تیمار تنش خشکی (25درصد ظرفیت زراعی) و بدون تنش (ظرفیت زراعی) در اتاقک رشد در شرایط کنترل‌شده به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تنش به‌مدت 9روز در مرحله گلدهی اعمال گردید و سپس گیاهان به اندازه ظرفیت زراعی آبیاری شدند. میزان عملکرد فتوسیستم ІІ، اسیمیلاسیون CO2، مقاومت روزنه‌ای، ضریب پایداری غشاء، تعرق، محتوای نسبی آب برگ، پتانسیل آب برگ و صفات مورفولوژیکی ریشه و اندام هوایی ژنوتیپ‌ها در مراحل قبل از اعمال تنش، 24 و 48 ساعت پس از تنش و سپس 24 ساعت پس از آبیاری (ترمیم) مورد سنجش و ارزیابی قرارگرفت. در بررسی میزان بهبود رشد در مرحله ترمیم مشخص شد که ژنوتیپ متحمل MCC877، بیشترین میزان کارآیی مصرف آب و کمترین میزان تعرق را در مرحله ترمیم نسبت به دو ژنوتیپ دیگر داشت. بر اساس این نتایج می­توان گفت که حفظ ضریب پایداری غشاء، کاهش تعرق و افزایش کارآیی مصرف آب در افزایش توانایی گیاهان جهت مقابله با تنش و همچنین فراهم‌نمودن شرایط رشد گیاه پس از اتمام تنش، نقش مؤثری خواهند داشت. علاوه برآن، ژنوتیپ‌های متحمل (MCC392 و MCC877) که از کاهش شدید عملکرد فتوسنتزی در شرایط تنش جلوگیری نمودند و قادر به انجام اسیمیلاسیون CO2 در حد مطلوب بودند، پس از اتمام تنش نیز از توانایی بالاتری جهت برگشت به شرایط رشد عادی برخوردار بودند.

مقالات پژوهشی

مطالعه فلور علف‌های‌هرز مزارع لوبیا (Phaseolus vulgaris) شهرستان ازنا

صفحه 43-56

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.50439

عبدالرضا احمدی، مجید رستمی

چکیده مطالعه و شناسایی تنوع و ترکیب علف‌های‌هرز یک منطقه کشاورزی، می‌تواند در تعیین راهکارهای مناسب برای مدیریت علف­های‌هرز در مزارع آن منطقه مفید واقع گردد. به‌منظور ارزیابی تنوع گونه‌ای و پراکنش علف‌های‌هرز مزارع لوبیا شهرستان ازنا در استان لرستان از 34مزرعه در سال 1393 نمونه‌برداری به‌عمل آمد و داده­های به‌دست‌آمده جهت محاسبه شاخص­های تنوع و غنای گونه­ای مورد استفاده قرار گرفتند. در این بررسی تعداد 23گونه علف‌هرز متعلق به 14خانواده مختلف گیاهی در سطح مزارع لوبیا ارزیابی، جمع‌آوری و شناسایی گردید. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از بین علف­های‌ هرز مشاهده‌شده در مزارع لوبیا 78‌درصد را علف‌های‌هرز دولپه‌ و 22‌درصد را تک‌لپه‌ای‌ها تشکیل دادند. بر اساس نتایج، 65‌درصد علف­های‌هرز مشاهده‌شده در مزارع لوبیای شهرستان ازنا، یکساله و بقیه دو یا چندساله بودند. از بین علف‌های‌‌هرز شایع در سطح مزارع لوبیا، گونه‌های پیچک‌صحرایی (Convolvulus arvensis L. کنف‌‌‌وحشی(Hibiscus trionum L.) و تاج‌خروس وحشی (Amaranthus retroflexus L.) بیشترین و گونه‌های شنگ(Tragopogon pratensis L.) و تاجریزی ( Solanum nigrum L.) کمترین تراکم، یکنواختی و فراوانی گونه را به خود اختصاص دادند. تجزیه خوشه‌ای داده‌ها نشان داد که علف‌های‌هرز موجود در مناطق مختلف شهرستان ازنا با توجه به شاخص­های مورد مطالعه در چهار گروه مختلف طبقه‌بندی می‌شوند. بیشترین تنوع گونه‌ای سیمسون (94/0) به منطقه جنوب‌غربی و کمترین میزان تنوع گونه‌ای (86/0) به مناطق جنوب‌شرقی اختصاص داشت. بیشترین غنای گونه‌ای علف‌هرز (5/27)، به مزارع لوبیا مناطق جنوب‌غربی و کمترین غنای‌ گونه‌ای در جنوب‌شرقی (14/17) این شهرستان مشاهده ‌شد. در بین گونه‌های با بیشترین تراکم، غالبیت در سطح مزارع لوبیا با خانواده گندمیان با میانگین 5/6 بوته در مترمربع بود. براساس نتایج به‌دست‌آمده، مهم‌ترین علف‌های‌هرز سمج مزارع لوبیا در این شهرستان را پیچک‌صحرایی (Convolvulus arvensis L. قیاق (Sorghum halepense (L.) Pers. پنجه‌مرغی (Cynodon dactylon (L.) Pers.) و سوروف (Echinochloa crus-galli (L.) Beauv.) تشکیل می‌دادند.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر تنش شوری بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) رقم آزاد

صفحه 57-68

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.53816

غلامرضا دره کی، غلامرضا زمانی، محمدحسن سیاری

چکیده تنش شوری از تنش­های مهم غیرزیستی است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه و کیفیت محصول دارد. خسارت شوری در گیاهان از طریق بروز تنش یونی و اسمزی است که ضمن تأثیر منفی بر عملکرد و اجزای عملکرد، بسیاری فرآیندهای دخیل در رشد و نمو گیاهان را تحت تأثیر قرار می­دهد. به منظور بررسی تأثیر شوری بر عملکرد، اجزای عملکرد و غلظت عناصر سدیم و پتاسیم بر گیاه نخود (Cicer arietinum L.) رقم آزاد، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند با چهار تکرار انجام شد. تیمارهای شوری خاک از منبع کلرید سدیم شامل 1، 3، 5، 7 و 9‌دسی زیمنس بر متر بود. بر اساس نتایج آزمایش، شوری اثر منفی بر ارتفاع بوته، تعداد برگ و سطح برگ نخود داشت، به­طوری­که بیشترین سطح شوری (9دسی زیمنس بر متر) در این آزمایش نسبت به شاهد به‌ترتیب موجب کاهش 44/22‌درصدی ارتفاع، 84/15‌درصدی تعداد برگ، 36/58‌درصدی سطح برگ، 72/59‌درصدی غلظت پتاسیم برگ و افزایش 75/76‌درصدی غلظت سدیم برگ شد. همچنین اثر شوری بر اجزای عملکرد در این آزمایش نشان داد که افزایش شوری از یک به 9دسی­زیمنس بر متر به‌ترتیب باعث کاهش 33/33‌درصدی تعداد غلاف بارور، 83/59‌درصدی عملکرد دانه در بوته، 44/44‌درصدی وزن 100دانه و 34/39‌درصدی وزن خشک کل نخود شد. بیشترین اثرات شوری بر صفات اندازه­گیری‌شده نخود در این آزمایش در شوری 7دسی زیمنس بر متر مشاهده شد.

مقالات پژوهشی

تعیین دورة بحرانی کنترل علف‌های‌هرز لوبیاسبز (.Phaseolus vulgaris L)

صفحه 69-77

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.54875

محمد جهانبخشی، سعید سعیدی پور

چکیده به منظور تعیین دوره بحرانی کنترل علف‏های‌هرز لوبیاسبز در شرایط آب و هوایی منطقه دزفول آزمایشی در سال زراعی 91-1390 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 16 تیمار و سه تکرار اجرا گردید. تیمارها در دو گروه و بر اساس دوره‏های 12روزه در نظر گرفته شد. گروه اول شامل تیمارهای رقابت علف‌های‌هرز با گیاه زراعی از هنگام سبزشدن گیاه زراعی تا 12، 24، 36، 48، 60، 72 و 84 روز پس از سبزشدن همراه با تیمار شاهد (تداخل تمام فصل) و گروه دوم شامل تیمارهای عاری از علف‏های‌هرز تا مراحل فوق بودند. نتایج نشان داد که با افزایش طول دوره‏های رقابت علف‌های‌هرز، عملکرد غلاف سبز به شکل معنی‌داری کاهش یافت، به‌طوری‌که بیشترین عملکرد در تیمار شاهد کنترل تمام فصل به میزان 38/1990 گرم در متر مربع و کمترین عملکرد در تیمار شاهد تداخل تمام فصل به میزان 27/334 گرم در متر مربع بدست آمد. از طرفی علف‌های‌هرز پهن‌برگ نسبت به باریک‌برگ‌ها عملکرد گیاه زراعی را بیشتر تحت تأثیر قرار دادند. در نهایت با احتساب 5 و 10 درصد کاهش عملکرد مجاز به ترتیب یک دورة 61روزه بین روزهای 10 تا 72روز پس از سبز‌شدن ( منطبق با 6-2 برگی تا 50 درصد غلاف‌دهی) و یک دورة 51 روزه بین روزهای 12 تا 58 روز پس از سبز‌شدن (منطبق با 10-6 برگی تا 50 درصد گل‌دهی) لوبیاسبز به عنوان دوره بحرانی کنترل علف‌های‌هرز تعیین شد.

مقالات پژوهشی

ارزش‌ کالاها و خدمات حبوبات در نظام‎های زراعی ایران

صفحه 78-98

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.51804

محمد قر بانی، عبدالرضا باقری

چکیده در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از روش انتقال منافع و داده‏های حبوبات منتخب مهم ایران، ارزش کالاها و خدمات حبوبات در نظام‏های زراعی در سال 1393 برآورد شود. این مطالعه نشان داد حبوبات نقش مهمی در تأمین نیازهای پروتئینی خانوارها و منبع درآمدی کشاورزان در سطح مزرعه‏ دارد. همچنین دارای خدمات و کارکردهای مثبت فراوان به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، زراعی و اکولوژیکی- زیست‏محیطی و آثار منفی خارجی مانند انتشار گازهای گلخانه‏ای می‏باشد. برآوردها نشان داد که ارزش حبوبات در واحد سطح و نیز در سطح کلان در ایران به ترتیب برابر 22/60882 هزار ریال در هکتار و 12/48704071میلیون ریال است. مجموع سهم خدمات اقتصادی و اجتماعی حبوبات 84/60 درصد می‏باشد. همچنین مجموع سهم کارکردهای زراعی و اکولوژیکی- زیست‏محیطی حدود 16/39 درصد می‏باشد. ارزش صرفه‏جویی آب توسط حبوبات دیم برابر 02/797570 میلیون ریال محاسبه شده است. علاوه بر آن، در مجموع هزینه زیست‌محیطی انتشار N2O و CO2 حاصل از حبوبات منتخب برابر 04/8722 میلیون ریال برآورد شده است. با توجه به یافته‏های مطالعه، توجه به آثار مثبت خارجی حبوبات در نظام‏های زراعی ایران در سیاستگزاری‏های کلان ملی به‌ویژه از بُعد اختصاص بودجه تحقیقاتی توصیه شده است.

مقالات پژوهشی

اثر محلول‌پاشی اسید آسکوربیک و اسید سالیسیلیک بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی دو رقم نخود زراعی (Cicer arietinum L.) در شرایط تنش خشکی

صفحه 99-117

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.56269

سیامک فرجام، عادل سی وسه مرده، حمداله کاظمی اربط، مهرداد یارنیا، اسعد رخزادی

چکیده در این پژوهش اثر تنش خشکی و محلول‌پاشی اسید آسکوربیک و اسید سالیسیلیک بر صفات زراعی و فیزیولوژیک دو رقم نخود به‌صورت اسپلیت‌پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در بهار و تابستان سال1390 در منطقه سنندج بررسی شد. تنش خشکی در چهار سطح شامل شاهد (آبیاری کامل)، تنش در مرحله رویشی (از ابتدای شاخه‌دهی تا گلدهی)، تنش در مرحله زایشی (از گلدهی تا رسیدگی) و تنش در هر دو مرحله رویشی و زایشی بود. ارقام نخود شامل ILC482 و محلی کردستان به‌عنوان فاکتور فرعی اول و ترکیبات تنظیم‌کننده رشد شامل اسید آسکوربیک، اسید سالیسیلیک و آب معمولی (شاهد) به‌صورت محلول‌پاشی به‌عنوان فاکتور فرعی دوم درنظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش عملکرد دانه، وزن خشک بوته، وزن100دانه، محتوی نسبی آب برگ، پروتئین محلول برگ، کلروفیل a و b، کاروتنوئیدها وکلروفیل کل گردید. رقم ILC482 از محتوای نسبی آب برگ بیشتر و رقم کردستان از وزن100دانه بالاتری برخوردار بود. اسید آسکوربیک سبب افزایش وزن خشک بوته، کلروفیل a، کارتنوئیدها و کلروفیل کل گردید. کاربرد اسید سالیسیلیک سبب افزایش کلروفیل b و پروتئین محلول برگ در شرایط تنش کامل گردید. وزن خشک بوته و محتوی نسبی آب برگ تحت تأثیر مواد تنظیم‌کننده رشد قرار نگرفتند. با توجه به نتایج این تحقیق رقم ILC482 از لحاظ عملکرد دانه نسبت به رقم کردستان برتری داشت و تحمل بیشتری به تنش خشکی نشان داد. اسید آسکوربیک در افزایش عملکرد دانه، وزن خشک بوته، رنگیزه‌های فتوسنتزی وحفظ محتوای آب برگ، نقش بیشتری را در آزمایش داشت.

مقالات پژوهشی

ارزیابی تحمل برخی از ارقام نخود (L. Cicer arietinum) به کاربرد برخی از علف‌کش‌ها

صفحه 118-128

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.56867

ابراهیم ایزدی دربندی، الناز مولایی، احمد نظامی، حسن پُرسا

چکیده به‌منظور بررسی تحمل برخی از ارقام نخود به کاربرد علف‌کش‌های پس‌رویشی آزمایشی به‌صورت فاکتوریل و در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی انجام شد که تیمارهای مورد بررسی شامل کاربرد علف‌کش در چهار سطح (فورام‌سولورون، ریمسولفورون، ایمازتاپیر و پیریدات) و مقدار کاربرد علف‌کش‌های مذکور در سه سطح (صفر (شاهد)، 75 و 100‌درصد مقدار کاربرد توصیه‌شدة آنها) و ارقام نخود در پنج سطح (هاشم، ILC482، KaKa، آزاد و آرمان) بودند.‌درصد بقاء و ماده خشک ارقام نخود، دو و چهار هفته پس از پاشش سموم تعیین شد. بر اساس نتایج آزمایش ارقام نخود از نظر ماده خشک تولیدی اختلاف معنی‌داری نداشتند، اما پاسخ متفاوتی به کاربرد علف‌کش‌ها داشتند. علف‌کش‌های فورام‌سولفورون و ریمسولفورون بیشترین گیاه‌سوزی و اثرات منفی را بر ارقام نخود داشتند و کمترین تأثیر منفی مربوط به کاربرد علف‌کش پیریدات بود. علف‌کش ایمازتاپیر نیز در مقدار کاهش‌یافته آن تأثیری بر ارقام نخود نداشت. از سوی دیگر، در بین ارقام مورد بررسی، رقم‌های ILC482 و آزاد متحمل‌ترین و رقم آرمان حساس‌ترین رقم به کاربرد علف‌کش‌های مذکور به‌ویژه علف‌کش‌های پیریدات و ایمازتاپیر بودند.

مقالات پژوهشی

اثر سَرزنی بر عملکرد، اجزای عملکرد و صفات مؤثر بر پُرشدن دانه ارقام باقلا (Vicia faba L.)

صفحه 129-141

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.57934

عارفه علی پور قاسم آباد سفلی، علی راحمی کاریزکی، علی نخ زری مقدم، عباس بیابانی، مهدی تراشی

چکیده به‌منظور تعیین اثر سَرزنی بر عملکرد و اجزای عملکرد، سرعت پُرشدن دانه، دوره پُرشدن دانه و کلروفیل برگ پنج رقم باقلا آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه گنبد کاووس در سال زراعی 1394-1393 اجرا شد. عامل اول ارقام باقلا با پنج سطح (زهره، شامی، شش‌بند، سرازیری و برکت) و عامل دوم با دو سطح سَرزنی و عدم سَرزنی بود. نتایج بررسی نشان داد که سَرزنی فقط بر طول غلاف، وزن100دانه و ارتفاع بوته تأثیر گذاشت و بر سایر صفات اثر معنی‌داری نداشت. عامل رقم بر مؤلفه‌های عملکرد (تعداد شاخه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، طول غلاف، وزن100دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت)، سرعت و دوره پُرشدن دانه اثر معنی‌دار داشت. درحالی‌که اثر متقابل رقم در سَرزنی تنها روی ارتفاع بوته معنی‌دار شد. سَرزنی باعث کاهش طول غلاف و افزایش وزن100دانه شد. حداکثر وزن100دانه و عملکرد دانه به رقم سرازیری به‌ترتیب با 23/83 گرم و2/262گرم در متر مربع تعلق داشت. درحالی‌که رقم شامی‌با 74/63 گرم و 180گرم در مترمربع به‌ترتیب از کمترین وزن100دانه و عملکرد دانه برخوردار بود. بالاترین و پایین‌ترین شاخص برداشت به‌ترتیب در رقم سرازیری با 32/32درصد و در رقم شامی‌با 54/24درصد مشاهده شد. در مجموع با توجه به شرایط گنبد کاووس رقم سرازیری، زهره و برکت نسبت به دو رقم دیگر، شامی‌و شش‌بند مطلوب‌تر هستند.

مقالات پژوهشی

بررسی تاکسونومی و بیماریزایی جدایه‌های قارچ Rhizoctonia solani عامل بیماری شانکر ساقه و ریشه لوبیا در استان خراسان شمالی

صفحه 142-151

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.56724

پریسا طاهری، ضحا درودی

چکیده به‌منظور شناسایی گروه‌های مختلف تاکسونومیکی رایزوکتونیا بیماریزا در لوبیاقرمز، از گیاهان آلوده به این بیماری با علایم شانکر ریشه و ساقه در استان خراسان شمالی طی سال 1393 نمونه‌برداری صورت گرفت. پس از کشت بافت‌های آلوده،32جدایه رایزوکتونیا به‌دست آمد. شناسایی جدایه‌ها با استفاده از روش‌های مبتنی بر ریخت‌شناسی و همچنین به روش مولکولی انجام شد که 29جدایه متعلق به گونة Rhizoctonia solani چندهسته‌ای و سه جدایه رایزوکتونیاهای دوهسته‌ای بودند. برای شناسایی دقیق گروه‌های تاکسونومیکی R. solani از آنالیز PCR-RFLP استفاده شد. ناحیه ITS از rDNA توسط دو آغازگر اختصاصی گونه R. solani به نام‌هایRS1 و RS4 تکثیر و محصول آن توسط آنزیم‌‌های AvaII و HincII مورد هضم آنزیمی قرار گرفت و گروه و زیرگروه‌های آناستوموزی تعیین ‌شدند. از 29جدایه فوق 17جدایه متعلق به AG4 HG-I و 12 جدایه AG4 HG-II شناسایی ‌شدند. آزمایشات بیماریزایی بر روی لوبیاقرمز رقم ناز نشان داد که جدایه‌های رایزوکتونیای دوهسته‌ای از توان بیماریزایی کمتری بر روی ریشه و ساقه گیاه میزبان برخوردارند. شدت بیماریزایی زیرگروه‌های آناستوموزی AG4 HG-I و AG HG-II تقریباً در یک سطح بود. این اولین گزارش از تعیین وضعیت دقیق تاکسونومیکی و بیماریزایی جدایه‌های قارچ رایزوکتونیای به‌دست‌آمده از مزارع لوبیا در ایران می باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر مقدار بذر و مدیریت علف‌های‌هرز بر رشد، عملکرد و اجزای عملکرد گیاه زراعی ماش (Vigna radiate L.)

صفحه 152-164

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.58059

عبدالرضا احمدی، امیدعلی اکبرپور، مژگان بیرانوندی

چکیده تعیین مناسب‌ترین تراکم کاشت از اهمیت ویژه‌ای در بالابردن عملکرد محصول برخوردار است. میزان بذر در کشت ماش به‌عنوان یکی از عوامل مهم به‌زراعی، نقش مؤثری در چگونگی توزیع پوشش گیاهان هرز و همچنین رقابت درون‌گیاهی دارد. این پژوهش، به‌منظور بررسی اثر تراکم گیاه زراعی ماش بر توان رقابتی علف‌های‌هرز آن در سال 1393 به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار در شهرستان خرم‌آباد به اجرا درآمد. در این آزمایش میزان بذر در چهار سطح (25، 50 ، 75و 100 کیلوگرم در هکتار) و تیمار علف‌های‌هرز در دو سطح (وجین و غیروجین) بود. بیشترین عملکرد دانه (2011کیلوگرم در هکتار) برای تیمار کنترل علف‌های‌هرز با مقدار 25کیلوگرم در هکتار و کمترین میانگین عملکرد دانه (7/672کیلوگرم در هکتار) برای تیمار تداخل علف‌های‌هرز با مقدار بذر 100کیلوگرم در هکتار به‌دست آمد، این موضوع گویای مقدار بذر 25کیلوگرم در هکتار برای حصول پتانسیل عملکرد دانه ماش و عدم ضرورت کاربرد مقادیر بذر بیشتر است. بر اساس نتایج آنالیز واریانس کنترل علف‌های‌هرز به‌طور معنی‌داری عملکرد دانه ماش را تحت تأثیر قرار داد. وجین علف‌های‌هرز سبب افزایش 68/82درصد عملکرد دانه ماش شد که این مسئله بیانگر اهمیت تداخل علف‌های‌هرز در کاهش عملکرد ماش و ضرورت کنترل علف‌های‌هرز برای دستیابی به عملکرد بالاست.

مقالات پژوهشی

اثر تلقیح با سویه‌های باکتری ریزوبیوم و سطوح نیتروژن بر خصوصیات کمّی و کیفی و محتوی نیتروژن ارقام لوبیاسفید در شرایط آب‌وهوایی استان مرکزی

صفحه 165-176

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.55164

مسعود دادیور، محمدعلی خودشناس، جواد قدبیک لو

چکیده نقش کاربرد ریزوبیوم هم از جنبه اقتصادی و هم از جنبه زیست‌محیطی شایان توجه می‌باشد. با توجه به این‌که استان مرکزی از مناطق مهم کشت لوبیا در کشور محسوب می‌شود، لذا این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با پنج سویه باکتری، مصرف کود نیتروژنه (100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن) و شاهد (بدون تلقیح و مصرف کود) و سه رقم لوبیاسفید با سه تکرارطی دو سال (89-1388) در ایستگاه ملی لوبیا خمین اجرا شد. کود نیتروژن در سه تقسیط (یک‌سوم موقع کاشت، یک‌سوم اواسط رشد رویشی و یک‌سوم در مرحله گلدهی) استفاده شد. نتایج نشان داد عامل رقم بر صفات وزن100دانه، تعداد دانه در غلاف، وزن ماده‌خشک در سطح احتمال 1درصد و بر صفت تعداد غلاف در بوته در سطح 5درصد تفاوت معنی‌داری دارد. عامل باکتری در سطح احتمال 1درصد برصفات نیتروژن دانه، وزن ماده‌خشک، نیتروژن مرحله گلدهی، وزن ماده‌خشک مرحله گلدهی و نیتروژن کاه و در سطح احتمال 5درصد بر صفت تعداد دانه در غلاف تفاوت معنی‌داری را ایجاد نمود. اثر متقابل رقم و ریزوبیوم بر صفات وزن100دانه (بیشترین مقدار 01/32گرم از رقم درسا و سویه R156)، وزن ماده‌خشک، وزن ماده‌خشک مرحله گلدهی (بیشترین مقدار به میزان 3/78گرم از رقم دانشکده و سویه R116) و نیتروژن کاه در سطح احتمال1درصد و بر صفات تعداد غلاف در بوته (بیشترین تعداد 7/10 از رقم درسا و مصرف 100کیلوگرم در هکتار نیتروژن که تفاوت معنی‌داری با رقم شکوفا و سویه R156 به تعداد 5/10 نداشت) و نیتروژن مرحله گلدهی (97/1درصد از رقم شکوفا و مصرف100کیلوگرم نیتروژن و 93/1درصد از رقم دانشکده و رقم R133 که تفاوت معنی‌داری نداشتند) در سطح احتمال 5درصد تفاوت معنی‌داری را نشان می‌دهد. محتوی بالای نیتروژن دانه در تیمارهای تلقیح‌شده تأکیدی بر استفاده ریزوبیوم در مزارع لوبیاکاری است. در بین سویه‌های باکتریایی استفاده ازسویه R156 به‌عنوان سویه مناسب قابل‌توصیه است.

مقالات پژوهشی

تأثیر تنش خشکی انتهای فصل و ترکیب‌های مختلف کشت مخلوط با جو بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود و باقلا

صفحه 177-191

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.56037

سیدحسام نیک‌سیرت، احسان بیژن زاده، روح‌اله نادری

چکیده به‌منظور بررسی اثر تنش خشکی انتهای فصل و ترکیب‌های مختلف کشت مخلوط با جو بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود و باقلا آزمایشی مزرعه‌ای به‌صورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شیراز اجرا شد. در این آزمایش تنش خشکی به‌عنوان فاکتور اصلی (آبیاری مطلوب و تنش خشکی در مرحله شیری‌شدن دانه جو) و ترکیب‌های مختلف کشت مخلوط (کشت خالص نخود، باقلا، جو نیمروز و جو زهک و کشت مخلوط جو نیمروز+ نخود، جو نیمروز+ باقلا، جو زهک+ نخود و جو زهک+ باقلا با نسبت 1 به 1) به‌عنوان فاکتور فرعی بودند. نتایج نشان داد که تنش خشکی انتهای فصل صفات تعداد دانه در بوته، وزن100دانه و عملکرد دانه را در گیاه نخود به‌‎ترتیب به میزان‌های 40، 16 و 57‌درصد و در گیاه باقلا به‌‎ترتیب به میزان 32، 18 و 40‌درصد کاهش داد. در گیاه نخود بیشترین عملکرد زیستی و عملکرد دانه به‌‎ترتیب با 9916 و 1630‌کیلوگرم در هکتار در تیمار کشت خالص نخود و بیشترین میزان وزن100دانه با 5/25‌گرم و شاخص برداشت با 85/29‌درصد در تیمار کشت مخلوط جو نیمروز+نخود به‌دست آمد. در گیاه باقلا بیشترین میزان عملکرد زیستی و عملکرد دانه به‌‎ترتیب به میزان 11960 و 5175‌کیلوگرم در هکتار در تیمار کشت خالص باقلا و بیشترین شاخص برداشت با 58/45‌درصد در تیمارهای کشت مخلوط جو زهک+باقلا به‌دست آمد. بیشترین میزان نسبت برابری زمین ارقام جو، نخود و کل در تیمار کشت مخلوط جو زهک+نخود به‌‎ترتیب به میزان‌های 57/0، 83/0 و 4/1 و در گیاه باقلا در تیمار جو زهک+باقلا به میزان 51/0 در شرایط تنش خشکی به‌دست آمد. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت در شرایط تنش خشکی انتهای فصل رشد استفاده از نظام‌های کشت مخلوط نخود-جو و باقلا-جو راه حل مناسبی برای تولید بالاتر و پایدارتر این گیاهان نسبت به کشت خالص آنها می‌باشد.

مقالات پژوهشی

شناسایی ژنوتیپ‌های مناسب لوبیا در شرایط تنش کم‌آبی برای کاشت در منطقه آذربایجان

صفحه 192-203

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.48258

حسن منیری‌فر، وحید رضازاده قوشقراء، حمیدرضا دُرّی

چکیده به منظور بررسی واکنش ژنوتیپ‌های لوبیا نسبت به تنش کم‌آبی و شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل آزمایشی در منطقه آذرشهر استان آذربایجان‌شرقی در سال1390 اجرا گردید. تعداد 9ژنوتیپ لوبیا متعلق به سه گروه لوبیاقرمز، سفید و چیتی در دو شرایط آبیاری مطلوب و تنش کم‌آبی بر اساس طرح بلوک کامل تصادفی مورد مقایسه قرار گرفتند. آبیاری در شرایط مطلوب و تنش کم‌آبی به‌ترتیب پس از 70 و 100‌میلی‌متر تبخیر از سطح تشتک کلاس A اعمال شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، تنش خشکی به‌‎طور متوسط منجر به کاهش عملکرد دانه به میزان 47‌درصد شد. واکنش ژنوتیپ‌های لوبیا از نظر میزان کاهش عملکرد دانه تحت شرایط تنش کم‌آبی متفاوت بود، به‌‎طوری‌که بیشترین و کمترین میزان کاهش به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های لوبیاسفید و لوبیاچیتی مشاهده شد. در مواجهه با تنش کم‌آبی، ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی از عملکرد بیشتری نسبت به سایر لوبیاها برخوردار بودند. در مقایسات گروهی نیز برتری ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی نسبت به ژنوتیپ‌های لوبیاسفید و قرمز در هر دو شرایط آبیاری مطلوب و تنش کم‌آبی از نظر عملکرد دانه معنی‌دار بود. در میان شاخص‌های اندازه‌گیری‌شده، شاخص‌های میانگین هندسی (GMP)، تحمل تنش (STI) و میانگین حسابی (MP) نسبت به سایر شاخص‌ها برای شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل مناسب‌تر بودند. در بین ژنوتیپ‌های لوبیاچیتی، ژنوتیپ GO140 مناسبت‌ترین ژنوتیپ برای کشت لوبیا در منطقه آذربایجان شناسایی ‌شد.

مقالات پژوهشی

مطالعه تأثیر بقایای چغندرقند (Beta vulgaris L.) و کلزا (Brassica napus L.) بر خصوصیات علف‌های‌هرز و عملکرد و اجزای عملکرد گیاه نخود (Cicer arietinum L.)

صفحه 204-220

https://doi.org/10.22067/ijpr.v9i1.56050

بهروز بابایی نژاد، علیرضا دادخواه

چکیده به‌منظور بررسی اثر آللوپاتی چغندرقند و کلزا بر روی ویژگی‎های علف‌های‌هرز غالب مزرعه و گیاه نخود، آزمایشی در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مجتمع آموزش عالی شیروان در سال زراعی
92-1391 انجام شد. تیمارها شامل شاهد (بدون تیمار)، بقایای کلزا (5/1‌کیلوگرم در مترمربع)، بقایای چغندرقند (5/1کیلوگرم در مترمربع)، مخلوط بقایای چغندرقند و کلزا (هر کدام 75/0کیلوگرم در مترمربع)، پاشش عصاره چغندرقند، پاشش عصاره کلزا و مخلوط پاشش عصاره چغندرقند و کلزا بود. نتایج نشان داد که ویژگی‌های مورد بررسی علف‌های‌هرز و گیاه نخود تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت، به‏طوری‌که در تیمار شاهد، تراکم (3/78بوته در مترمربع)، وزن خشک (7/2671‌گرم در مترمربع) و پوشش علف‏های‌هرز (8/69درصد درمترمربع) مشاهده شد. بیشترین تأثیر بازدارندگی بر علف‏های‌هرز توسط تیمار پاشش عصاره کلزا و بقایای چغندرقند مشاهده شد، به‌طوری‌که تیمار پاشش عصاره کلزا، تراکم و وزن خشک علف‌های‌هرز را به‌ترتیب 7/56 و 8/85‌درصد و تیمار بقایای چغندرقند پوشش علف‌های‌هرز و ارتفاع ساقه اصلی نخود را به‌ترتیب 6/52 و 6/25درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش نشان داد. بیشترین عملکرد بیولوژیکی و عملکرد دانه نخود به‌ترتیب با 4/329 و 33/180‌گرم در متر مربع برای تیمار پاشش عصاره کلزا مشاهده گردید. همچنین بالاترین شاخص برداشت در تیمار بقایای چغندرقند با 2/59‌درصد به‌دست آمد. در مجموع نتابج نشان داد که تیمار پاشش عصاره آبی کلزا، با کنترل مطلوب و موثر علف‌های‌هرز و همچنین با داشتن بیشترین عملکرد نخود به‌عنوان تیمار برتر آزمایش بوده و پیشنهاد می‎گردد.