ارزیابی سازگاری و پایداری عملکرد ژنوتیپهای لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.) با استفاده از روشهای AMMI و REML/BLUP
دوره 17، شماره 1، خرداد 1405، صفحه 31-47
https://doi.org/10.22067/ijpr.2026.97257.1126
بهروز اسدی، سیده سودابه شبیری، علی اکبر اسدی، فرود صالحی، حسین استرکی
چکیده شناسایی و معرفی ارقام پایدار با عملکرد دانه بالا در شرایط محیطی متفاوت از اولویتهای برنامههای اصلاحی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) میباشد. روشهای مختلفی جهت ارزیابی اثر متقابل ژنوتیپ × محیط وجود دارد، ولی بهترین نتیجه زمانی حاصل میشود که یک ژنوتیپ با روشهای مختلف ارزیابی، نتیجه مشابهی از نظر پایداری نشان دهد. به همین منظور، جهت مقایسه عملکرد دانه و سازگاری ژنوتیپهای لوبیا، 12 ژنوتیپ لوبیا چیتی به همراه رقم کوشا در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در چهار منطقه خمین، بروجرد، شهرکرد و زنجان به مدت دو سال کشت شدند. جهت تعیین پایداری و سازگاری ژنوتیپها از روشهای چندمتغیره AMMI و مدل مخلوط خطی مبتنی بر BLUP و محاسبه کمیتهای پایداری WAASBiو WAASBYi برای کمّیسازی پایداری استفاده گردید. تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثرات متقابل ژنوتیپ × مکان، سال × مکان و ژنوتیپ × سال × مکان معنیدار بودند. اثر اصلی ژنوتیپ، اثر اصلی محیط و اثر متقابل ژنوتیپ × محیط بهترتیب 15، 39 و 40 درصد از مجموع مربعات کل را تبیین کردند. تجزیه واریانس AMMI نشان داد که اولین و دومین مؤلفه اصلی 76 درصد از مجموع مربعات اثر متقابل ژنوتیپ × محیط را تبیین کردند. ژنوتیپهای G11، G9 و G6 دارای IPCA1 نزدیک به صفر بودند و از بین آنها ژنوتیپ G9 دارای عملکرد بالاتر از میانگین عملکرد کل بود که بهعنوان ژنوتیپ پایدار با سازگاری عمومی بالا برای تمامی محیطها معرفی شد. ژنوتیپهای G8، G6 و G11 دارای کمترین مقادیر IPCA2 بودند؛ بنابراین با توجه به عملکرد ژنوتیپها، ژنوتیپ G6 را نیز میتوان بهعنوان ژنوتیپ پایدار در تمامی محیطها معرفی کرد. براساس بایپلات AMMI2، ژنوتیپ G12 با محیط Shah1 و Zan2، ژنوتیپهای G2، G3 و G4 با محیطBoro1، ژنوتیپهای G9 و G13 با محیطهای Khom1 و Khom2 و ژنوتیپهای G1 و G8 با محیط Boro2 سازگاری نشان دادند. براساس معیار گزینش همزمان مبتنی بر میانگین عملکرد دانه و شاخص پایداری WAASB، ژنوتیپهای G7، G9، G8، G6، G1 و G3 با داشتن بیشترین مقدار WAASBY ژنوتیپهای پایدار و دارای عملکرد دانه بالا بودند. براساس بایپلات عملکرد دانه در برابر میانگین وزنی نمرات مطلق (WAASB)، ژنوتیپهای G7، G8 و G9 در چارک چهارم جای گرفته و دارای عملکرد بیشتر از متوسط عملکرد ژنوتیپها و پایداری بیشتری نسبت به ژنوتیپهای دیگر بودند. در نهایت برمبنای اهمیت یکسان برای عملکرد و پایداری، ژنوتیپهای G6، G7، G8 و G9 بهعنوان ژنوتیپهای پایدار با عملکرد بالا معرفی شدند.
ارزیابی پایداری عملکرد دانه ژنوتیپهای پیشرفته عدس (Lens culinaris Medik) براساس شاخصهای مبتنی بر مدلهای AMMI ،BLUP و MGIDI
دوره 16، شماره 2، دی 1404، صفحه 227-248
https://doi.org/10.22067/ijpr.2025.91978.1105
پیام پزشکپور، رضا امیری، امیر میرزایی، اصغر مهربان، امین نامداری
چکیده عدس (Lens culinaris Medik) بهواسطه درصد پروتئین و ارزش تغذیهای زیاد، یکی از حبوبات مهم محسوب میشود. این پژوهش برای شناسایی ژنوتیپهای پایدار و پرمحصول عدس اجرا گردید. در این پژوهش، 14 ژنوتیپ پیشرفته عدس همراه با دو رقم شاهد گچساران و سپهر در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار، در ایستگاههای تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سراب چنگائی خرمآباد، گچساران و ایلام به مدت دو سال زراعی (1400-1402)، و در ایستگاه مغان به مدت یک سال زراعی (1400-1401) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نمودار موزائیکی نشان داد که سهم مجموع مربعات ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ در محیط در مجموع مربعات کل بهترتیب 20/2 و 19/43 درصد بود. آزمون نسبت درستنمایی نشان داد که برهمکنش ژنوتیپ در محیط بر عملکرد دانه، وزن 100 دانه، ارتفاع بوته، روز تا گلدهی، سرعت پُر شدن دانه، بهرهوری از بارش و وزن تک دانه معنیدار بود. آزمون اسکری نشان داد که دو مؤلفه اصلی اولیه، سهم قابل توجهی در توجیه برهمکنش ماتریس ژنوتیپ در محیط داشتند، بهطوری که مؤلفه اصلی اول و دوم بهترتیب 4/44 و 2/32 درصد از تغییرات برهمکنش ژنوتیپ در محیط را توجیه کردند. در مجموع، براساس نتایج کل روشها و انتخاب همزمان براساس پایداری عملکرد دانه و همه صفات اندازهگیریشده، ژنوتیپهای شماره 4، 2، 13، 14، 1، 7 و 10 ژنوتیپهایی پایدار و برتر نسبت به میانگین کل ژنوتیپها بودند. صفات سرعت تشکیل عملکرد دانه، بهرهوری از بارش و ارتفاع بوته بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه داشتند.
پایداری عملکرد دانه ژنوتیپهای عدس(Lens culinaris) با استفاده از آمارههای ناپارامتری و روش چند متغیره تجزیه AMMI
دوره 16، شماره 1، خرداد 1404، صفحه 131-143
https://doi.org/10.22067/ijpr.2025.90778.1101
امین نامداری، پیام پزشکپور، محمد برزعلی، اصغر مهربان، امیر میرزایی، مصطفی حق پناه
چکیده شناسایی ژنوتیپهایی با میانگین و پایداری عملکرد بالا، یکی از هدفهای عمده در برنامههای بهنژادی گیاهان زراعی میباشد. در این پژوهش، پایداری عملکرد دانه 15 لاین پیشرفته عدس (Lens culinaris) به همراه دو رقم شاهد گچساران و سپهر در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار و در هشت محیط (چهار منطقه گچساران، خرمآباد، مغان و ایلام طی دو سال) مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمون همگنی واریانسها توسط آزمون بارتلت انجام شد و با توجه به همگنی واریانسها، تجزیه مرکب برای هشت محیط انجامپذیرفت. براساس نتایج تجزیه واریانس مرکب، برهمکنش ژنوتیپ و محیط بسیار معنیدار بود و برای ارزیابی این برهمکنش، روشهای تجزیه پایداری مورد استفاده قرار گرفت. آماره ناپارامتری TOP، ژنوتیپهای 12 و 10 را بهعنوان پایدارترین ژنوتیپها نشان داد و آماره کانگ نیز ژنوتیپهای 12 و 13 را در رتبههای برتر قرار داد. آمارههای تنارازو، نصار و هیون، ژنوتیپهای با میانگین عملکرد پایین را در رتبههای برتر قرار دادند و عموماً ژنوتیپهای پرعملکرد در رتبههای بالایی قرار نداشتند. با محاسبه آماره SIIG و در نظر گرفتن همه آمارههای ناپارامتری، ژنوتیپ 12 در بهترین شرایط از نظر عملکرد و پایداری عملکرد قرار گرفت. همچنین نتایج تجزیه AMMI نشان داد که دو مؤلفه نخست در مجموع 67 درصد برهمکنش ژنوتیپ و محیط را توجیه میکنند. بایپلات AMMI1 ژنوتیپهای 10، 11 و 12 را بهعنوان ژنوتیپهای برتر شناسایی نمود و بایپلات AMMI 2 نیز ژنوتیپ 12 را در بهترین شرایط از نظر پایداری عملکرد تشخیص داد. با در نظر گرفتن نتایج حاصل از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که ژنوتیپ 12 با فاصله بهعنوان بهترین ژنوتیپ از نظر پایداری و عملکرد دانه میباشد و میتواند بهعنوان نامزد معرفی رقم زراعی جدید در نظر گرفته شود.
غربالگری ژنوتیپهای نخود (Cicer arietinum L.) برای تحمل به شوری در مرحله ابتدای رشد رویشی
دوره 15، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22067/ijpr.2023.79906.1049
نرگس صفائی قلعه زو، محمد کافی، احمد نظامی، جعفر نباتی
چکیده بهمنظور شناسایی و ارزیابی ژنوتیپهای متحمل به شوری، 206 ژنوتیپ نخود در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در شرایط هیدروپونیک، در مرحله گیاهچهای در معرض تنش شوری 12 دسی زیمنس بر متر سدیم کلرید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 31 ژنوتیپ، از بقای بین 100-76 درصد برخوردار بودند و از بین آنها، 10 ژنوتیپ میزان بقای 100 درصد داشتند. در اثر تنش شوری با کاهش میزان بقا، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته و زیستتوده کاهش یافت. میانگین غلظت سدیم اندامهای هوایی گیاه فقط در دامنه بقای 50-26 درصد نسبت به سایر دامنههای بقا، افزایش نشان داد. میزان بقا با تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیستتوده و غلظت پتاسیم در گیاه همبستگی مثبت و معنیداری نشان داد. بر اساس نتایج تجزیه عاملها، سه عامل در مجموع 75 درصد از تغییرات موجود در کل دادهها توجیه کردند. عامل اول و دوم که بیشترین تغییرات واریانس دادهها را توجیه کردند، شامل میزان بقا، تعداد شاخه فرعی در بوته، ارتفاع بوته، اختلاف ارتفاع بوته قبل و بعد از تنش، زیستتوده و غلظت سدیم در بوته بودند. ژنوتیپهای MCC1782، MCC1977، MCC1703، MCC1568، MCC1573، MCC1737، MCC1209، MCC1516، MCC1493، MCC1832، MCC1957، MCC1721، MCC2016، MCC1704، MCC1641، MCC1815، MCC1775،MCC178، MCC1754، MCC1627، MCC1716، MCC1918، MCC1827، بهعنوان ژنوتیپهای متحملتر انتخاب شدند. ژنوتیپهای مورد بررسی در چهار گروه، دستهبندی شدند که گروه سوم و چهارم از نظر بقا، زیستتوده، ارتفاع بوته میانگین بالاتری را در میان سایر گروهها داشتند و میتوان از آنها در برنامههای اصلاحی برای تحمل به شوری استفاده کرد.
بررسی تنوع ژنوتیپهای عدس (Lens culinaris Medik.) تحت تنش یخزدگی در شرایط کنترلشده
دوره 14، شماره 1، خرداد 1402، صفحه 92-111
https://doi.org/10.22067/ijpr.v14i1.2208-1042
جعفر نباتی، احمد نظامی، سیده محبوبه میرمیران، محمد محمدی، علیرضا حسن فرد
چکیده این مطالعه بهمنظور بررسی صفات مؤثر در تحمل به یخزدگی ژنوتیپهای عدس، بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترلشده در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1398 اجرا شد. عوامل موردمطالعه شامل 18 ژنوتیپ عدس در چهار دمای یخزدگی (صفر، 15-، 18- و 20- درجه سانتیگراد) بودند. نتایج نشان داد که کاهش دما به 18- و 20- درجه سانتیگراد سبب کاهش درصد بقاء در بیشتر ژنوتیپها شد. بیشترین درصد بقاء در دمای 18- درجه سانتیگراد در ژنوتیپ MLC11 مشاهده شد. هیچکدام از ژنوتیپهای موردمطالعه قادر به تحمل دمای 20-درجه سانتیگراد نبودند. در دمای 15- درجه سانتیگراد ژنوتیپهای MLC13، MLC17، MLC70، MLC409 و MLC454 دارای بقای بالای 80 درصد بودند. تجزیه به عاملها نشان داد که عامل اول 12/31 درصد از تغییرات را با کلروفیلa، کاروتنوئیدها، نسبت Cha/Chb، کل رنگدانههای فتوسنتزی و مهار فعالیت رادیکال آزاد DPPH و عامل دوم 28/18 درصد از تغییرات را با کلروفیلb، پراکسیداز، ارتفاع بوته و زیستتوده توجیه میکند. با توجه به این صفات ژنوتیپهای MLC8، MLC13، MLC17، MLC38، MLC84، MLC286 و MLC334 بهعنوان ژنوتیپهای با تحمل بالا به تنش میباشند. تجزیه خوشهای ژنوتیپها و مقایسه میانگین گروهها نشان داد که تمامی صفات بهجز کربوهیدراتهای محلول، پرولین، محتوای نسبی آب برگ، کاتالاز و پتانسیل اسمزی در گروه اول (MLC8، MLC11، MLC33، MLC47، MLC70، MLC84، MLC409، MLC454 و MLC472) نسبت به میانگین کل برتری داشتند. بنابراین از این ژنوتیپها به دلیل برتری از نظر بقاء میتوان در مطالعات تکمیلی تحمل به یخزدگی در شرایط مزرعه در مناطق سرد استفاده نمود.
